ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - استراتژى برگشت لوله اسلحه
است.
اين سه عنصر در سير اكمالى و به شرط مراقبت، «موجد» تمدن جديد است.
در همين جا متذكر اين معنا مى شوم كه دست يابى به آگاهى همه جانبه و پيراسته از شائبه ها درباره هر يك از سه عنصر ذكر شده و پيوند بنيادين و همه جانبه آن ها در قالب يك استراتژى نيازمند صبورى است.
غربيان در خاطره خود سابقه شكل گيرى و نتايج «مثلث كمال» در سرزمين هاى اسلامى و از جمله «شكوفايى اندلس» را دارند و به خوبى پيامدهاى احياى آن را مى شناسند و از همين رو با تما م قوا در برابر رشد و ارتقاى تدريجى آن در ايران ايستادگى مى كنند و از آن در هراسند.
شايد بتوان «نشانه رفتن جوانان» به قصد تصرف جان آنان را اساس و روح دو حادثه و ماجرا شناسايى كرد. ماجراى اول تصرف اندلس و دومى رويارويى در عصر حاضر است. در هر دو ماجرا، غرب مسيحى با حيله اى و حربه اى ثابت وارد كارزار شده است.
«بسط فساد و انحراف» در ميان جامعه جوان مسلمان به منزله مقدّمه تصرف قلعه و برج و باروى سرزمين هاى اسلامى است.
تنها در اين ماجرا و به شرط كارگر افتادن حيله خصم است كه جماعتى جوان از ميان سرزمين هاى مسلمان نشين در وضعى ميان خواب و بيدارى درهاى قلعه ها را بر روى خصم مى گشايند و آن ها را تسليم خصم مى سازند.
«مفاسد اخلاقى و انحراف مذهبى» با سرعت هر چه تمام تر چنان جان ها را متصرف مى شوند كه ديگر هيچ دستى ياراى فشار آوردن بر ماشه اسلحه را نخواهد داشت.
«مفاسد اخلاقى و انحراف مذهبى» لوله هر سلاحى را به سوى صفوف سپاهيان خودى برمى گرداند.
اگرچه طىّ دهه اوّل و دوم انقلاب اسلامى به انحاء مختلف شاهد جريان هاى مهاجم فرهنگى بوده ايم و صورت هاى مختلف عملى آن را مشاهده كرده ايم، امّا، در دهه سوم واقعه اى جديد سر برآورده است.
در آن دو دهه، مهاجمان، استراتژى «ناتوان ساختن دست هاى» جوانان مسلمان را دنبال مى كردند امّا، در دهه سوم كه اينك بيش از هفت سال از آن مى گذرد، «برگرداندن لوله اسلحه» جوانان مسلمان به سوى مسلمانان به عنوان «استراتژى مهاجمان» قابل شناسايى است.
در اين مرحله هدف دشمن اجراى چهار طرح:
١. رويارو ساختن جوانان شيعه و سنى
٢. احياء فرقه ها و نحله هاى مسكوت و نيمه جان.
٣. ايجاد فرقه هاى جديد و مدرن
٤. كشاندن جوانان مسلمان به دام كليساهاى تبشيرى و بالاخره تضعيف و به خوارى كشاندن جوامع مسلمين است.
حذف هر يك از اضلاع مثلث كمال يعنى: ديندارى،
علم ورزى و مقاومت، به منزله قبول نقصان و در نتيجه بى اثر و يا كم اثر شدن تلاش امتى است كه سير و سفر در مسير كمال را آغاز كرده است.
نمى بايست فراموش كرد كه در تماميت جغرافياى شرق از حاشيه درياى مديترانه تا منتهااليه شرق چين تنها ايران است