ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - آثار مؤلف
است. نام كامل اين كتاب دارالسّلام، على ذكر من فاز بسلام الامام (ع)» مى باشد كه چاپ اول اين كتاب با هيأت جديد در زمستان ١٣٨٠ با ويرايش و تحقيق «سيّد ابوالحسن حسينى» انجام شده و در حجمى حدود هزار صفحه به سامان رسيده و «ايران نگين» آن را منتشر كرده است.
سبب تأليف و نام گذارى كتاب
مرحوم مؤلّف، علّت تأليف كتاب را خيلى كوتاه و گذرا چنين آورده است: «اين حقير سر تا پا تقصير بر خود واجب داشتم كه مختصركتابى، كه مشتمل باشد بر امور متعلّقه به آن جناب امام عصر (ع) و ذكر كسانى كه در بيدارى يا خواب به شرف دريافت حضور آن بزرگوار فايز و شرفياب شده اند، و ذكر بعضى امور واقعه در عصر او، به لغت فارسيّه نوشته تا آن كه باعث تذكر غافلان، ارشاد گمراهان و روشنايى چشم زنده دلان ... گردد و چون عهده مقصود در آن، ذكر اشخاصى بود كه فايز به لقاى آن امام عالى مقام (ع) شده اند، مناسب آمد كه موسوم باشد به: دارالسلام، المشتمل على ذكر من فاز بسلام الامام (ع).[١]
آثار مؤلف
محقّق محترم كتاب هيچ اطلاعاتى پيرامون مؤلف، آثار و استادان او و اساساً اين كه آيا كتاب نسخه خطى يا چاپى بوده در مقدمه كتاب نياورده اما خود مؤلف، اطلاعات مجملى درباره خود به مناسبت و مقتضاى كلام آورده است، از جمله اين كه وى در اوايل شباب مقارن ١٢٦٣ ق در شهر «بروجرد» در مدرسه «شاه زاده» به تحصيل اشتغال داشته است.[٢] و حاشيه ملا عبدالله و مختصرتلخيص را نزد «آخوند ملّا على كزازى سنجانى» فرا گرفته است.[٣]
مرحوم ميثمى عراقى چنان كه خود خاطرنشان كرده اند: «براى توفيق در تاليف و تصنيف به مدينه علم، حضرت اميرالمؤمنين على (ع) متوسل مى شوند و سرانجام در رؤيايى شيرين و دلنشين به زيارت حضرتش نائل و فايز مى شود و به دنبال آن دروازه توفيقات بر وى گشوده مى گردد و موفّق مى شود آثارى در علوم مختلف از جمله «فقه و اصول» و «فضائل و مناقب» بنگارد و در اولين گام مشكوة النيّرين را در مناقب و مصائب معصومين (ع) تأليف مى كند.
علامه ميثمى عراقى در دارالسّلام از اين موضوع اين گونه ياد مى كند: «پس از پايان تحصيلات اراده كردم كه در مقام تصنيف و تأليف برآيم و آثارى براى تذكّر خود و انتفاع برادران [ايمانى] به قيد تحرير درآورم. در اوّلين قدم چنان ديدم كه در اول امر، تحفه اى لايق موالى خود كه بزرگان دين مى باشند، فراهم آورم تا شايد با كسب توجه و شفاعت ايشان موفّق به اين امر شوم. لهذاكتاب مشكوةالنيرّين را كه در مناقب و مصائب معصومين (ع) است و بيست هزار بيت (=سطر) كتابت مى شود، تأليف كردم.»[٤]
مؤلف پس از بيان رؤياى خود، آثار خود را اين گونه نام مى برد: «... پس توفيق يافته، كتاب هاى جوامع و قوامع را در اصول، و كتاب لوامع را در فقه نوشتم. همچنين در فقه، كتاب خزاين را شروع كردم كه [بخش] «طهارت» و [جلد دوم آن] بيرون آمد. و بعد از آن از نجف خارج شدم و تاكنون تقريباً ٦ سال مى شود كه اسباب، متفّرق شده و ديگر به سبب بى كتابى و بى اسابى نتوانستم چيزى از آن را بنويسم. و به سبب آن كه كلًا از اين كار باز نمانم، تأليف اين كتاب دارالسلام را اختيار كردم ...»[٥]
آنچه از مطالعه كتاب دستگير خواننده مى شود اين است كه نيّت مؤلف از آغاز، نقل تشرّفات، مكاشفات كسانى بوده كه در خواب يا بيدارى به حضور آن آفتاب عالم تاب نائل آمده اند. در اين كتاب داستان ها و شرف يابى هايى يافت مى شود كه براى اولين بار نقل گرديده است. تشرّفات متعددى كه مؤلف از افراد موثّق و اشخاص معتمد شنيده و گردآورى كرده كه اگر همّت و خلوص نيّت آن بزرگوار نمى بود، بسيارى از آن ها در اثر گذشت زمان به فراموشى سپرده مى شد. نكته ديگر آن كه مؤلّف در نقل مكاشفات و تشرّفات تنها به شنيده ها و گفته ها بسنده نكرده و تا جايى كه براى وى مقدور بوده، اصل واقعه را يا خود از زبان آن نيك بخت شنيده يا كتباً از وى درخواست كرده يا كسانى را فرستاده و صورت مكتوب آن رويداد را جهت استفاده از كتاب طلبيده است. براى نمونه نقل مى كند: روزى شخصى از فضلا؛ سخن در ذكر اشخاصى كه در غيبت كبرى به اين كرامت عظمى ديدار امام عصر (ع) فايز شده اند به ميان آورد و بيان داشت كه در اين باب جناب «قندهارى» حكايتى دارد. حقير چون طالب درج اين مطالب بودم، [شخصى] را فرستاده، صورت واقعه را به خط خود آن جناب درخواست كردم ...»[٦] اين ويژگى، بر اتقان و استحكام كتاب مى افزايد. علامه ميثمى، دارالسلام را در ٦ بخش، و هر بخش را در چند فصل سامان داده است كه گزارش كوتاهى از مطالب و مسائل مطرح شده، جهت استحضار و اطلاع خوانندگان مى آيد. مؤلّف، اساساً نيمه اوّل كتاب را به مسائل نظرى، بحث ها، ايراد شبهات و پاسخ گويى به آن ها اختصاص داده است و نيمه هاى دوم را به تشرّفات. بخش اوّل كتاب «اثبات وجود امام معصوم در اين عصر» را در بر مى گيرد كه نويسنده با تكيه بر «قاعده لطف» مطلب را چنين تقرير مى كند:
وجود امام معصوم، در هر عصرى كه نبى نباشد، لطف است و بر لطف بر خدا واجب [است]. پس نصب امام معصوم واجب است.
آن گاه پيرامون قاعده مزبور توضيحاتى را داده، سپس به شبهات آورده شده، پاسخ مى گويد. علامه ميثمى عراقى، در ادامه به حديث «خالى نبودن زمين از حجّت» استناد مى كند و رواياتى را در اين باب نقل مى كند و در پايان بحث، به حديث «من مات و لم يعرف ...» پرداخته، بيان مى كند:
اگر وجود امام معصوم واجب نبود، وجوب معرفت او چه معنا داشت؟ پس معرفتِ امام، بدون وجوب او نشايد و وجود او لطف باشد».[٧]
فقيه مؤلّف، در بخش دوم كتاب آوردن نُصُوصى از پيشوايان دين در اين خصوص كه آن امام معصوم، به اجماع همه معصومين، خدمت مهدى (ع) مى باشد بحث را