ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - مكالمه با امام زمان (ع)
عرفان از شاگردان خيلى خوب مرحوم قاضى بود و بعضى ديگر نيز آماده براى حركت بدان مجلس بودند و عموى ما آيتالله حاج سيد محمدتقى طهرانى هم مرتّبا به من پيغام مىدادند كه شما كى مىرويد؟ من هم با شما بيايم، ما هم كه ديگر آماده بوديم كه برويم و معلوم نيست كه چه وقت بر مىگرديم؟ اصلًا برمىگرديم يا برنمىگرديم؟»
مخالفت با درخواست رژيم پهلوى
آيتالله جوادى آملى مىگفتند: «يك وقت يادم هست مرحوم آيتالله شيخ محمدتقى آملى فرمودند ممكن است يك مسافرتى بروم و چند روزى درس تعلطيل شود. به ايشان عرض شد: چرا؟ فرمودند: آقاى بديعالزمان فروزانفر آمده ما را براى تدريس در دانشكده معقول و منقول دعوت كرده است. (اين جملات از استاد جوادى آملى است) شايد نظر سوئى نداشت ولى رفتن روحانيون مخصوصاً روحانيون عظيمالشأن، معروف و بزرگوار به دستگاه رژيم گذشته، به سود آن رژيم طغيانگر بود و به زيان اسلام و مسلمانان، چون تقويت آن نظام را در برداشت. مرحوم آقاى آملى فرمودند كه من گفتم مقدور نيست. سنام زياد است. آنها گفتند: ما دانشجويان را به منزل شما مىفرستيم، شما هفتهاى يكى، دو ساعت تدريس كنيد. ما ديديم آن بهانه اثر نكرد، متوسل شديم به اهل بيت (ع) و از طريق آنها به ذات اقدس الهى. براى اين منظو چهارده هزار صلوات نذر كرديم هديه به پيشگاه تابناك چهارده معصوم (ع)، اگر اين چهارده هزار صلوات اثر كرد و از نجات پيدا كرديم كه بسيار خوب، اين درس ادامه اين شر پيدا مىكند و اگر امتحان الهى بر اين شد كه باز آنها فشار بياورند، من ناچارم كه مسافرت بكنم و درسم تعطيل بشود. به لطف الهى توانستيم از پذيرش اين درخواست رژيم طاغوت سر، باز زنيم و از آن نجات يابيم».
شأن انبياء و ائمه اطهار (ع) را بشناسيم
حسنزاده آملى مىگويند: «از جناب استاد آيتالله شيخ محمدتقى آملى (رض) پرسيدهام كه حضرت سليمان نبى (ع) چرا خودش عرش بلقيس را از سباى يمن به شام نياورد و از ديگران خواست تا عفريتى از جن و آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان (ع) امتثال امر كنند؟ (آيتالله محمد تقى آملى) در جوابم فرمود: «اين گونه امور دون شأن حضرت سليمان (ع) بود. آن جناب كارهاى بزرگتر از مثل آن را كه از عهده ديگران خارج است بايد انجام دهد، چنان كه ما حاجتهاى بسيارى از امام هشتم علىبنموسىالرضا (ع)، خواستهايم بر آورده نشده است و از حضرت عبدالعظيم حسنى (ع) خواستهايم، برآورده شده است!» يا مهدى (ع) ادركنى آيتالله جوادى آملى درباره استادشان مىگويند: «آيتالله آقا شيخ محمد تقى آملى از قبيله «جوان» بود و «جوان» اسمه مىزيست. آيتالله آملى در جدشان بود، كه در زمان صفوى سن ٣٦ سالگى از آيتالله العظمى شيخ عبدالنبى نورى، درجه اجتهاد گرفت. استاد شرح مفصلى بر عروةالوثقى نگاشته است كه به نام مصباح الهدى فى شرح العروة الوثقى چاپ شد. زمانى كه ايشان كاغذهاى شرح عروه را به ما مىداد تا پاكنويس و تنظيم كنيم، ديديم بالاى همه صفحات بالا استنثنا نوشته است: «يا مهدى (ع) ادركنى»!
تشرفات
نورى در تاريكى
آيتالله العظمى آقا شيخ محمد تقى آملى در دفتر خاطراتشان مرقوم فرمودهاند: كه «شبى از شبها با چند نفر از رفقا در مسجد سهله بيتوته داشتيم، موقع خلوتى مسجد بود و شايد از زوار غير از ما چند نفر كسى در مسجد نبود؛ پس از صرف شام براى استراحت فىالجمله در مقام شامخ حضرت ولىالله الاعظم رفتيم و رفقا خوابيدند و اين ضعيف دراز كشيده خوابم نمىبرد و چراغ مقام پايين كشيد، ناگهان ديدم نورى از طرف شرقى مسجد متوجه مقام شد. چون نظر كردم عمودى از نور ديدم از نزديكى مقام وسط كشيده شد تا درب مقام! مانند بلا تشبيه نورى كه از نورافكن در هوا كشيده مىشود. و در وسط آن نور هيكلى را ديدم كه مىخرامد و به جانب مقام توجه دارد لكن تمام اعضاء و جوارح من گوييا از حس رفت و اعصابم كشيده مىشد و گوييا كه مرا در زير چرخ الماس گذاشته بودند نمىدانم در چه قدر از وقت بر اين حالت بودم تا آن كه از من زائل شد. ديگر به شرف لقاى آن بزرگوار در مقام نرسيدم». ديدار با امام زمان (ع) علامه طباطبائى (ره) مىگفتند: «مرحوم قاضى مىفرمود: بعضى از افراد زمان ما مسلماً ادراك محضر مبارك آن حضرت را كردهاند و به خدمتش شرفياب شدهاند. يكى از آنها در مسجد سهله درمقام آن حضرت كه به «مقام صاحبالزمان» معروف است، مشغول دعا و ذكر بود كه ناگهان حضرت مىبيند كه را در ميانه نورى بسيار قوى كه به او نزديك مىشدند، و چنان ابهت و عظمت آن نور او را مىگيرد كه نزديك بود قبض روح شود؛ و نفسهاى او قطع و به شمارش افتاده بود و تقريباً يكى دو نفس به آخر مانده بود كه جان دهد، آن حضرت را به اسماء جلاله خدا قسم مىدهد كه ديگر به او نزديك نگردند. بعد از دو هفته كه اين شخص در مسجد كوفه مشغول ذكر بود حضرت بر او ظاهر شده، و مراد خود را مىيابد و به شرف ملاقات مىرسد. مرحوم قاضى مىفرمود: اين شخص آقا شيخ محمد تقى آملى بوده است!»
مكالمه با امام زمان (ع)
همچنين نوشتهاند: «شبى از شبها در مسجد كوفه بيتوته