ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
استراتژى برگشت لوله اسلحه
٢ ص
(٤)
شعر و ادب
٥ ص
(٥)
نسيم صلوات محمّدى (ص)
٥ ص
(٦)
از ميان خبرها
٦ ص
(٧)
بيانات مهم رهبر معظم انقلاب در ديدار با دبير كل جهاد اسلامى
٦ ص
(٨)
ادامه كشتار شيعيان توسط ارتش در يمن
٦ ص
(٩)
افراطى گرى كور صهيونيستى و تخريب مسجد الاقصى
٦ ص
(١٠)
شيخ الازهر، مسلمانان را به جهاد فراخواند
٧ ص
(١١)
تبليغ سازمان يافته وهابيت درمناطق مرزى كشور
٧ ص
(١٢)
طرح محرمانه اتحاديه اروپا؛ محدوديت بى شتر براى مسلمانان
٧ ص
(١٣)
واشنگتن چگونه اسرائيل را به اشغال لبنان ترغيب نمود؟
٨ ص
(١٤)
به سوى ايران و يا سوريه؟
٩ ص
(١٥)
آيا اين جنگ، منافع اسراييل را تأمين نمود؟
١٠ ص
(١٦)
چه كسى يهودى ستيز است؟
١٠ ص
(١٧)
تأثيرات سياست هاى داخلى
١١ ص
(١٨)
پاپ جديد و روابط ميان اديان
١٢ ص
(١٩)
ارتباط پروتستانتيزم با تفكّر يهودى
١٥ ص
(٢٠)
خاطرات يك جاسوس
٢٠ ص
(٢١)
خطبه امام حسين (ع) براى اصحاب
٢٤ ص
(٢٢)
مهدى گونه شدن
٢٦ ص
(٢٣)
مقدمه
٢٦ ص
(٢٤)
دو تفاوت مهم
٢٧ ص
(٢٥)
معانى لقاء الله
٢٨ ص
(٢٦)
تفاوت مسايل طبيعى و ماوراء الطبيعه
٢٩ ص
(٢٧)
تعبير زيبايى از مرحوم آيت الله انصارى همدانى (ره)
٢٩ ص
(٢٨)
مقدمات لقاءالله
٣٠ ص
(٢٩)
1 تفكر بر روى آيات و نشانه هاى خداوند متعال
٣٠ ص
(٣٠)
2 تهذّب و عمل صالح
٣٠ ص
(٣١)
3 توسل
٣٠ ص
(٣٢)
داستان محمد كاظم ساروقى
٣٠ ص
(٣٣)
گلبانگ
٣١ ص
(٣٤)
شهد مصفّا
٣١ ص
(٣٥)
اكسير نظر
٣١ ص
(٣٦)
تو مپندار
٣١ ص
(٣٧)
كربلا، لازِلْتَ كربٌ و بلا
٣٢ ص
(٣٨)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(٣٩)
قاصدك
٣٤ ص
(٤٠)
نيايش عارفانه
٣٤ ص
(٤١)
الهى نامه نوجوانانه
٣٤ ص
(٤٢)
شب تا صبح در حال ركوع بوده اند
٣٥ ص
(٤٣)
گفت وگوى شيطان و فرعون
٣٥ ص
(٤٤)
ده گام تا امام زمان (ع)
٣٦ ص
(٤٥)
گام سوم خودسازى
٣٦ ص
(٤٦)
هزار دست پر از خواهشند
٣٨ ص
(٤٧)
باران نام تو
٣٨ ص
(٤٨)
ويژه نامه پيام آورمهربانى ها (ص)
٣٩ ص
(٤٩)
پرده اول ولادت
٣٩ ص
(٥٠)
پرده دوم كودكى، نوجوانى و جوانى
٣٩ ص
(٥١)
پرده ى سوم برگزيده شدن (بعثت)
٤٠ ص
(٥٢)
پرده ى چهارم جوانان و پيامبر (ص)
٤٠ ص
(٥٣)
پرده پنجم نور محمّدى
٤١ ص
(٥٤)
پرده ششم قصاص زيباى عُكاشه
٤١ ص
(٥٥)
پرده ى هفتم درد دل
٤١ ص
(٥٦)
آداب مسلمانى
٤٣ ص
(٥٧)
باران زهر
٤٤ ص
(٥٨)
دريچه معرفى كتاب
٤٦ ص
(٥٩)
نام كتاب داستان پيامبران (دو جلد)
٤٦ ص
(٦٠)
نام كتاب كشكول نوجوانان و جوانان
٤٦ ص
(٦١)
نام كتاب خدا كند تو بيايى
٤٦ ص
(٦٢)
نقطه، ته خط
٤٧ ص
(٦٣)
شكوفه
٤٨ ص
(٦٤)
سرباز امام زمان (ع)
٤٩ ص
(٦٥)
خورشيد پنهان
٥٠ ص
(٦٦)
دو ويژگى مهم امامان معصوم (ع)
٥١ ص
(٦٧)
خورشيد پنهان
٥١ ص
(٦٨)
بايسته ها در عصر غيبت
٥٢ ص
(٦٩)
1 درخواست معرفت امام عصر (ع) از خدا
٥٢ ص
(٧٠)
2 تسليم در برابر امام زمان (ع)
٥٢ ص
(٧١)
3 محبت به امام عصر (ع)
٥٢ ص
(٧٢)
4 ياد امام عصر (ع)
٥٢ ص
(٧٣)
5 احساس حضور
٥٢ ص
(٧٤)
6 انتظار
٥٣ ص
(٧٥)
7 دعا براى تعجيل فرج
٥٣ ص
(٧٦)
با مؤلّفان مهدوى
٥٤ ص
(٧٧)
جريان ترجمه مهدى موعود (ع)
٥٤ ص
(٧٨)
مقاله هانرى كربن
٥٥ ص
(٧٩)
موعودى كه جهان در انتظار اوست
٥٥ ص
(٨٠)
گذرى بر اماكن منتسب به امام زمان (ع)
٥٦ ص
(٨١)
سامرا
٥٦ ص
(٨٢)
سرداب مقدّس
٥٦ ص
(٨٣)
مسجد كوفه
٥٧ ص
(٨٤)
مسجد سهله
٥٧ ص
(٨٥)
وادى السلام
٥٨ ص
(٨٦)
مسجد جمكران
٥٨ ص
(٨٧)
حج
٥٨ ص
(٨٨)
دعا، برات حضور
٥٩ ص
(٨٩)
رستگار شدن به ديدار آن حضرت در بيدارى يا خواب
٥٩ ص
(٩٠)
تذكر و تشويق
٥٩ ص
(٩١)
سيماى امام مهدى (ع) در كلام نبوى ياوران و دشمنان حضرت مهدى (عج) در بيت المقدس
٦٠ ص
(٩٢)
طايفه حق در بيت المقدس
٦٠ ص
(٩٣)
ورود حضرت مهدى (ع) به بيت المقدس
٦١ ص
(٩٤)
نزول عيسى (ع) به يارى مهدى (ع) در بيت المقدس
٦١ ص
(٩٥)
يهوديان از نگاه حضرت عيسى (ع)
٦١ ص
(٩٦)
يهوديان، سپاه دجّال
٦١ ص
(٩٧)
جنگ بين مسلمانان و يهود
٦١ ص
(٩٨)
شرح حال و تشرفات آيت الله حاج شيخ محمّدتقى آملى
٦٢ ص
(٩٩)
نمونه علم و عمل
٦٣ ص
(١٠٠)
مدرس مشهور
٦٣ ص
(١٠١)
اقتداى امام خمينى (ره) به آيت الله آملى
٦٣ ص
(١٠٢)
مكاشفه در قبرستان شيخان
٦٣ ص
(١٠٣)
اخلاق در خانواده
٦٣ ص
(١٠٤)
حمايت از امام خمينى (ره)
٦٣ ص
(١٠٥)
مخالفت با درخواست رژيم پهلوى
٦٤ ص
(١٠٦)
شأن انبياء و ائمه اطهار (ع) را بشناسيم
٦٤ ص
(١٠٧)
تشرفات
٦٤ ص
(١٠٨)
نورى در تاريكى
٦٤ ص
(١٠٩)
مكالمه با امام زمان (ع)
٦٤ ص
(١١٠)
مكاشفه در حرم حضرت على (ع)
٦٥ ص
(١١١)
خبر دادن حضرت ولى عصر (ع) از ارتحال ايشان
٦٥ ص
(١١٢)
معرّفى ميراث مكتوب مهدوى
٦٦ ص
(١١٣)
سبب تأليف و نام گذارى كتاب
٦٧ ص
(١١٤)
آثار مؤلف
٦٧ ص
(١١٥)
رؤياى اول بيعت با امام عصر (ع)
٦٨ ص
(١١٦)
رؤياى دوم من بى تو به بهشت نمى روم
٦٩ ص
(١١٧)
مولّف و مشاهده دجّال
٦٩ ص
(١١٨)
شرحى بر تصوير منتشر شده منسوب به صاحب الزمان
٧٠ ص
(١١٩)
تكنولوژى خنثى نيست
٧١ ص
(١٢٠)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - خطبه امام حسين (ع) براى اصحاب

بر مزاجش شديداً حاكم بود. علاوه بر آن زود به زود از جا در مى رفت و عصبانى مى شد. با توجه به خصوصيات او بيم آن داشتم كه هرچه را تاكنون كرده ام بى نتيجه سازد و آرزوهايى كه براى او در سر پروردانده بودم بر باد دهد. روزى كه عازم بصره بودم، او اصرار داشت، به تركيه مسافرت كند و خبرهايى از آن شهر به دست آورد. به شدت او را از اين سفر بازداشتم و به او گفتم، از آن مى ترسم كه در تركيه، حرف هايى بزنى كه موجب تكفير و الحاد تو گردد و سرانجام خونت را بريزند. اما واقعيت اين بود كه نمى خواستم با بعضى عالمان اهل سنت، ديدار و گفت وگويى داشته باشد، چه ممكن بود آنان با منطق محكم خود او را دوباره، به سنى گرى بازگردانند و طرح هايم نقش برآب گردد. وقتى ديدم شيخ در خروج از بصره، پافشارى مى كند، به ناچار او را به مسافرت ايران و ديدارى از شيراز و اصفهان برانگيختم. ناگفته نبايد گذاشت كه اهالى آن دو شهر، شيعى مذهب بودند و بعيد به نظر مى رسيد كه عقايدشان در شيخ اثر گذارد، از اين بابت، كاملًا مطمئن بودم، زيرا شيخ را مى شناختم.

در حين خداحافظى از او پرسيدم: «آيا تو به تقيه اعتقاد دارى؟» گفت: «البته، چون يكى از صحابه پيامبر (ص) ظاهراً مقداد، در رويارويى با مشكران قريش كه پدر و مادرش را كشته بودند، از بيم جان به «شرك» تظاهر مى كرد، و پيامبر (ص) به اين روش مقداد، اشاره فرموده است.» به او گفتم: «از اين قرار بر تو واجب است كه در ايران تقيه را فراموش نكنى و خود را شيعه خالص جلوه دهى، تا مگر بدين وسيله از تعرض در امان باشى و به مصاحبت علماى آن جا نايل شوى، و توفيق مطالعه در آداب و رسوم ايرانى ها را حاصل كنى، زيرا وقوف به آن، در آينده، سود بسيار به تو خواهد رساند و تو را در هدف هايت موفق خواهد ساخت.»

پس از اين گفت وگو، مبلغى پول از بابت «زكات»، در اختيار او گذاشتم، زكات نوعى ماليات اسلامى است كه از توانگران مى گيرند و در امورى كه به مصلحت عموم امت است صرف مى كنند. ضمناً چون احتياج داشت، اسبى خريدم و به او سرراهى داده و از او جدا شدم. از آن زمان تا امروز، از او خبرى ندارم و نمى دانم چه بر سرش آمده است، نگرانى و اضطرابم از آن بابت بود كه در آستانه خروج از بصره، با هم قرار گذاشته بوديم كه هر دو به بصره بازگرديم و اگر يكى از ما هنوز بازنگشته بود، گزارش احوال خود را بنويسد و به «عبدالرضا» بسپارد، تا آن ديگرى بعداً باخبر شود. و تاكنون هيچ خبرى از او نرسيده بود.

خطبه امام حسين (ع) براى اصحاب‌

جابر از امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمود: امام حسين (ع) پيش از شهادت به اصحاب خود فرمود: رسول خدا (ص) به من فرمود: فرزندم! تو به زودى در «كربلاى» عراق برده مى شوى و آن سرزمينى است كه آن پيامبران و اوصياى پيامبران با هم ديدار كنند و «عمورا» نام دارد تو را در آن جا به شهادت مى رسى و نيز با تو جماعتى از يارانت كه از شوق ديدار حقّ درد شمشير و نيزه را حس نكنند به شهادت مى رسند و اين آيه را تلاوت فرمود:

و فرموديم! اى آتش! بر ابراهيم خنك و سلام باش‌[١]

آن جنگ بر تو و بر آنان نيز خنك و سلام خواهد بود.

سپس تا آن زمان كه خدا خواهد انتظار مى كشم، آن گاه از زمين جدا شده همچون خروج اميرمؤمنان (ع) و قيام قائم ما و حيات رسول خدا (ص) برآيم.

سپس از نزد خدا گروهى آسمانى بر من فرود آيند كه قبلًا به زمين نيامده اند و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و سپاه فرشتگان بر من آيند.

محمّد (ص) و على (ع) و من و برادرم و همه آنان كه خدا برايشان منّت دارد در كجاوه هاى پروردگار بر اسبان دو رنگى كه از نورند و به كسى سوارى نداده اند فرود آييم.

سپس محمد (ص) پرچم خود را به اهتزاز در آورد و آن را با شمشير خود به قائم ما بسپرد. سپس ما پس از آن تا خدا خواهد مى مانيم.

سپس خدا از مسجد كوفه چشمه اى از روغن و شير و آب بجوشاند.

سپس اميرمؤمنان (ع) شمشير رسول خدا (ص) را به من داده مرا به شرق و غرب‌