ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
«امكان علمى» دارد اما هنوز «امكان عملى» ندارد. و «علم» راهى طولانى براى تحقق عملى آن در پيش رو دارد. در اين پرتو اين بحث، عمر امام مهدى (ع) عارى از هر گونه ابهام و شگفتى خواهد بود.
ملاحظه مىكنيم: بعد از اينكه اثبات كرديم اين عمر طولانى از نظر عقلى و علمى ممكن است و ثابت شده كه علم در راه تبديل اين «امكان علمى» به «امكان عملى» است [در مورد حضرت مهدى (ع)] مطلبى نمىماند مگر اينكه بگوييم آن حضرت (ع) بر علم پيشى گرفته است و در مورد شخص آن حضرت (ع) اين «امكان علمى» به «امكان عملى» رسيده است، قبل از اينكه علم به اين سطح از توانايى [در مورد بشر] برسد. اين امر نظير آن است كه كسى در يافتن عالج سرطان يا امراض صعبالعلاج بر علم سبقت گرفته باشد. [با اينكه علم هنوز به طور مطلق علاج سرطان را كشف نكرده اما بارها مشاهده شده است كه افراد مبتلا به اين امراض مهلك، بهبودى يافتهاند و در
واقع قبل از اينكه علم به اين سطح برسد «امكان علمى» در آنها به «امكان عملى» بدل شده است.[١]]
\* چگونه دين اسلام دينى كه عمر طولانى اين پيشواى منتظر را طرحريزى كرده است در اين زمينه بر علم سبقت گرفته است؟
اين تنها حوزهاى نيست كه در آن اسلام بر علم سبقت گرفته است. شريعت مقدّس اسلام به عنوان يك «كل» به اندازه قرنها از علم و پيشرفت طبيعى فكر انسانى پيش بوده است. آيا اين اسلام نبود كه برنامههايى عملى را در حيات بشر مطرح كرد و انسان در حركت مستقل خود، پس از صدها سال توانايى درك آنرا پيدا كرد؟ آيا اسلام، قوانينى را در نهايت حكمت معرّفى نكرد كه «بشر» پس از گذشت زمان به اسرار و حكمت آن قوانين آگاهى يافت. آيا اين رسالت آسمانى نيست كه رموزى را از عالم هستى نمايان مىكند كه حتى به ذهن آدمى هم خطور نمىكند و پس از آن هم علم مىآيد و آن را اثبات و تأييد مىكند؟ اگر ما به اين امر ايمان داريم، پس چرا سبقت «اسلام» بر علم بشر را درباره عمر طولانى حضرت مهدى (ع)، امرى مشكل مىدانيم؟
در اينجا فقط از مصاديق ملموس «سبقت اسلام بر علم» صحبت نمىكنيم بلكه آن مصاديقى كه كتاب آسمانى از آن سخن مىگويد [و شايد براى ما چندان ملموس نباشد] نيز مدّ نظر ما مىباشد.
به عنوان مثال، كتاب آسمانى اسلام به ما خبر مىدهد كه نبى اكرم (ص) شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصى «سير» داده شد و اين «اسرار» را اگر بخواهيم در قالب قوانين طبيعى درك كنيم. به اين واقعيت پى مىبريم كه در مسئله» سير پيامبر از مسجدالحرام به مسجدالاقصى، از قوانينى استفاده شده است كه هنوز علم نتوانسته به رموز آن برسد و شايد صدها سال بعد به آن دست پيدا كند. بنابراين همان ذات ربوبى كه مىتواند رسول اكرم (ص) را شبانه از مسجد الحرام به مسجدالاقصى سير دهد قبل از اينكه «علم» به تحقق آن دست يابد، همان ذات ربوبى هم مىتواند به يكى ديگر از خليفههاى معصوم (ع) خود عمر طولانى عطا كند، قبل از آن كه «علم» بتواند آنرا [در باره ديگران] محقق كنند. بله، اين عمر طولانى كه پروردگار متعال به منجى منظر اعطا كرده است از نظر عرف مردم و تجربه دانشمندان عجيب به نظر مىرسد، اما مأموريت بزرگى كه اين منجى براى آن انتخاب شده است طبيعى به نظر مىرسد. آيا تغيير و اصالح جهان و بناى تمدن دوباره آن بر اساس عدل و حقيقت وابسته به وجود او (ع) نيست؟ پس چگونه عجيب مىدانيم كه زمينهسازى براى ايفاى اين نقش بزرگ و تاريخى ويژگىهايى خارج از عرف مثل طول عمر اين منجى منتظر داشته باشد؟ اين ويژگىها هر اندازه هم كه عجيب باشد؛ عجيب تر از اين نقش عظيم كه در روز موعود بايد ايفا شود، نخواهد بود. حال كه ما اين نقش يگانه تاريخى را كه نظيرش را تاريخ انسان به خود نديده است به راحتى مىپذيريم، پس چرا نبايد اين عمر طولانى را كه در ...
پىنوشت:
[١]. سوره ملك (٦٧) آيه ٣٠
[٢]. درخت بيد مصرى: از تيره بانها (آذرتاش آذرنوش)
٣. مترجم