ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - شكوفه
١٣٨٥ هم پرونده اش بسته شده است و من مانده ام و هزاركار نكرده. هزار تصميم كه در صندوقچه اسرارم مدفون شده است. هزار جرقه سرنوشت ساز كه هيچ گاه در زندگى من زده نشد و خاطراتش با افسوس و حسرت زير خاكستر باقى ماند. ١١. مسلمانى من و تو هم مثال زدنى است. خدا و پيامبر (ص) و اهل بيت را يك شعار مى كنيم و قاب مى گيريم. بدون اين كه فكر كنيم بايد خدا در زندگى ما جريان پيدا كند. رفتار پيامبر (ص) در وجود ما سايه بيندازد يا بوى اهل بيت تن و جان ما را جلا دهد.
سال «وجدان اخلاقى، انضباط اجتماعى»، سال «اميرالمومنين (ع)، سال «عز ت و افتخار حسينى»، و سال «پيامبر اعظم (ص)».
اين رسم مباركى است كه هر سال را با چنين نام هاى ارزشمندى زينت مى دهيم. گويى اين ادارات و سازمان هاى فرهنگى منتظر اعلام چنين نام هايى هستند كه فردايش يك همايش برگزار كنند. چند بار نوشته بر در و ديوارها نصب كنند و ابتداى هر سخنرانى كه دارند براى تبر ك، نامى از آن ببرند.
ولى آيا گامى براى فهميدن و عمل كردن و زنده كردن ياد و نام پيامبر اعظم (ص) برداشته ايم؟ آيا در روزهاى سال پيامبر اعظم (ص) اخلاق و رفتار او را تمرين كرده ايم؟ آيا نشانه اى از نيكى ها و زيبايى هاى او بر پيشانى ما نقش بسته است؟ آثا مهر و دوستى، صفا و صداقت، ايمان و عبادت ما نسبت به گذشته تغيير كرده است؟
به هر حال سال پيامبر اعظم تمام شده و كارنامه يك ساله ما تهيه شده است. چه نمره اى به خودمان مى دهيم؟ آيا اين كارنامه مُهر قبولى پايش خورده يا ...؟ قضاوت به عهده خودتان!
يا حق
شكوفه
- از آينه به عقب كه نگاه كنى، به ماشين جلويى برخورد مى: نى.
- هميشه من خودم را در آينه مىديدم. اينبار آينه خودش را در من نگاه كرد.
- گنجشكى كه «جيك جيك مستونش بود» به جاى بلبل توى قفس اسير شد.
- هرگز در قانون فيزيك نيامده كه اگر با سرعت نور حركت كنى، حجت نورانى مىشود.
- سحرخيز باش تا خدا در نماز به تو سلام دهد.
- هميشه با طهارت باش، تا كامروا شوى.
- به عمق چاه قلبت كه نگاه كنى، يوسفى مىبينى كه تنها و غريب به انتظار يك كاروان نشسته است.
- يخها كه آب شوند، خرسها براى يافتن دوست جديد، از خواب بيدار مىشوند. شاهين شبخيز