ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - مسجد سهله
سكوت سرداب را بانگ دعايى شكسته است حاجتى به چراغ نيست، صدا، صداى آشناست. او دارد براى من و توى بى خبر استغفار مى كند. ما او را به فراموشى كشانده ايم، او يادمان هست و در رعايت حال ما اهمال نمى كند. واى بر ما! چگونه او همه اش حرص ما را مى خورد و ما بى خيال در تن پرورى خويش دفن شده ايم؟! چگونه او ثواب صبورى اش را نثار ما مى كند، آن وقت ما جاى اين كه بارى از دوشش برداريم، دايم به غم هايش مى افزاييم؟! چقدر از اهل سماوات به خاطر ما شرمگين شود؟ چقدر آستين به دهان بگيرد و آرام بگريد؟!
از اين پله ها با صبورى پايين برو و همه ادبى را كه تا امروز ذخيره كرده اى ارزانى او كن!
همه مهرى را كه اندوخته اى رونما و احساست را به زبان بياور.
مولاى من اگر روزگار درخشان تو را دريابم و نشانه هاى آشكار تو را درك كنم در آن حال بنده حلقه به گوش ات خواهم بود و اميد دارم در پيش پاى تو جان دهم و رستگار شوم.
(زيارت امام عصر در سرداب)
مسجد كوفه
اين جا مسجد كوفه است. يكى از چهار مسجدى كه براى كسب فيض و بهره گيرى معنوى سزاوار است، به آن جا بار سفر بست و نماز مسافر را شكسته يا تمام خواند. اين جا محل اقامه نماز پيامبران الهى است و نماز فريضه در آن با حج پذيرفته شده برابرى مى كند.
و تو به ياد فرق شكافته اميرالمؤمنين در محراب به اميد ظهور فرزندش نماز را اقامه مى كنى.
و به ياد او در مصلاى عصر ظهورش دست به دعا برمى دارى. گرچه هواى اين شهر بوى بى وفايى مى دهد، اما در گوشه گوشه اين مسجد مقاماتى است كه تو در كنار هر يك دو ركعت نماز مى گذارى و ياد يار را زمزمه مى كنى. اين جا مقام توبه آدم است و مصلاى ابراهيم و ... محراب و محلّ نيايش على.
مسجد سهله
در آن منطقه بعد از مسجد كوفه، مسجدى است بلند مرتبه كه فضيلت دو ركعت نماز در آن برابر افزايش دو سال بر عمر گرانمايه است. نفخه صور از آن جاست و از اطراف آن مسجد هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت مى شوند. خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر اين كه در آن نماز گذارد و در آن جا سنگى است كه صورت هاى همه پيامبران در آن نقش بسته است. و هر كس كه در آن جا از خدا امان بخواهد خدا از آن چه كه مى ترسد در امانش مى دارد. شب و روزى نيست كه فرشتگان به زيارت آن جا نيايند و عبادت پروردگار ننمايند. آيا مى دانى كه اين جا وادى محبوب است.
چهل شب چهارشنبه رمزى است ميان او و دلشدگانش. بسيارند آنان كه با اين چله نشينى او را به دست آورده اند و با اين بيتوته و دلباختگى بالاخره در آغوش او اطراق كرده اند. وقتى آمد، اين جا خانه او خواهد شد، خانه اى كه صحنش معبد خضر و ادريس و ابراهيم است و اندرونش مقام و مسجد او.
و اگر چه كف اين خانه از خاك باشد و سنگى و زينتى زيورش نشده باشد ولى با همه سادگى اش آن قدر آسمانى است كه تو، پا برهنه مى كنى تا به اين زمين آشنا شود!
و چقدر مشتاقى كه رويش غلت بزنى و خاك خورده بيت او شوى. قلبت را اين جا پهن كن و خواستى برگردى برش ندار!