ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - پرده ى چهارم جوانان و پيامبر (ص)
داد. هنگامى كه محمّد (ص) به سن شش سالگى رسيد، مادرش آمنه رحلت نمود و جدش عبدالمطلب سرپرستى او را به عهده گرفت. هنگامى كه او هشت ساله شد، عبدالمطلب نيز در گذشت و عمويش ابوطالب سرپرستش گرديد.
محمّد (ص)، در سن سيزده سالگى عمويش را در مسافرت شام كه به منظور تجارت انجام گرفت، همراهى كرد.
در بين راه راهبى به نام بحيرا او را ديد و به پيامبرى او بشارت و از آينده او خبر داد.
محمّد (ص)، در سن بيست سالگى به همراه جمعى از جوانان مكه پيمان معروف «حلف الفضول» را بستند.
با اين پيمان سوگند ياد كردند كه از هر مظلومى دفاع كنند و تا حق او را نگيرند، از پاى ننشيند.
محمّد (ص) در سن بيست و پنج سالگى با خديجه (س) كه از اشرف و صاحب سرمايه بود، آشنا شد و با سرمايه او براى تجارت به شام رفت و پس از بازگشت با وى ازدواج كرد.
رفتار و گفتار محمّد (ص) در كودكى و جوانى چنان بود كه نظر بزرگسالان را به خود متوجه ساخت و به قدرى شخصيت وى در ديده ى ايشان بزرگ جلوه كرد كه سال ها پيش از آن كه به پيامبرى مبعوث گردد، او را «امين» لقب دادند.
ابوطالب، عموى آن حضرت مى گفت: «هرگز از محمّد (ص) دروغ و كار ناشايست و جاهلانه نديديم، نه بيجا مى خنديد و نه سخنان بيهوده مى گفت».
ابن عباس مى گويد: «وقتى صبحانه براى اطفال مى آوردند آن حضرت رو شسته و خوشبو از خواب بيدار مى شد و حاضر مى گشت».
پرده ى سوم: برگزيده شدن (بعثت)
و خداوند را، چه تدبيرهايى شگفت و زيباست، در آستين چهره ى خلقت و افروختن مشعل هدايت.
خدا خواست تا چهره ى آفرينش را روشن كند، محمّد را آفريد. خواست تا بر آدميان منت نهد و تاريخشان را به طراوت بهار مبدل سازد و شب كائنات را به روز روشنايى و فروغ وحى، بيارايد، محمّد مصطفى (ص) را برگزيد و برانگيخت.
مبعث فصلى بهارى در پهنه قرون بود كه محمّد (ص) را همچون گلى زيبا بر دامن رسالت نهاد و در زمانى كه خشكسالى معنويت و قحطى حقيقت بود، زمين را با فروغ چهره ى اين خورشيد، تابان نمود.
آرى از آن روز كه بر فراز حرا آيات الهى بر دل محمّد (ص) نشست، از آن عصر، كه صبح هدايت با «اقرأ» آغاز شد، از آن شب كه جبرئيل امين بر محمّد (ص) آشكار شد و او را «يا رسول الله» مخاطب قرار داد، از آن لحظه كه پيامبر (ص) در بازگشت از غار حرا، در طول مسير مشاهده كرد كه همه چيز بر او سجده مى كند و با آهنگ «السلام عليك يا نبى الله» به مبعوث خاتم، سلام مى دهند، از آن روز كه خانه خديجه با نور نبوت فروغ گرفت، از آن بعثت آخرين سفير الهى سال ها مى گذرد.
در اين همه سال، آيين رسول مكى و پيامبر مدنى همواره سد زمان ها را شكسته و پرده هاى كفر را كنار زده و دنيا را در قدم جلوه هاى ابديت افكنده است.
او آمد تا زنجيرها را از دست و پاى انديشه ها و ايمان هاى جاهليت زدگان بگشايد.
«الله اكبر»، «الله اكبر»
اين پيام آن پيام آور نور است كه در رواق هستى طنين انداز است. درود بر حبيب خدا «محمّد»، كه جهان را از حلاوت محبت خدا پر كرد و زمان و تاريخ را از موج «تكبير» آكند.
دامنه ى بعثت آن مبعوث، تا هميشه تاريخ گسترده است. امروز هم، موج آن، دامن گستر و نورافشان است.
نامش، بر بام جهان در گستره ى زمين و زمان، بلند باد، تا هماره ى هستى، ... تا هميشه تاريخ.
برگرفته از روايت انقلاب ج ٣
جواد محدثى
پرده ى چهارم: جوانان و پيامبر (ص)
پيامبر (ص) هميشه به نوجوانان و جوانان توجه زيادى داشت و همواره مى فرمود:
من شما را سفارش مى كنم كه به نوبالغان و جوانان نيكى كنيد، زيرا آنان دلى رقيق تر فضيلت پذير تر دارند.
خداوند مرا به پيامبرى برانگيخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخن مرا پذيرفتند و با من پيمان بستند ولى پيران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفت با من برخاستند.
نوجوانان و جوانان از آن جهت كه داراى دلى پاك اند بهتر از ديگران پذيراى سخن حق هستند. به همين دليل پس از شروع دعوت پيامبر (ص) به اسلام، جوانان بيش از ديگران به او پيوستند و پيامبر (ص) نيز براى اين گروه ارزش و احترام خاصى قائل بود و در بسيارى موارد با وجود صحابه مسن، جوانان را براى مسئوليت هاى كليدى انتخاب مى كرد و از آن ها در گفتار و عمل حمايت مى نمود.
پيامبر (ص) به شرط وجود صلاحيت و شايستگى در يك جوان او را براى تصدى پست هاى مهم
برمى گزيد. از جمله جوانانى كه پيامبر (ص) امور مهم را به آن ها مى سپرد مى توان از على بن ابيطالب (ع) نام برد كه شرح آن نيازمند به تحرير كشيدن صفحات مستقلى است. از ديگر جوانان مورد اعتماد رسول اكرم (ص)