ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - موعودى كه جهان در انتظار اوست
فرقه بهائيت، اين كتاب را به مجالس خودشان مى برند و دخل و تصرّفاتى در آن مى كردند تا مردم را گمراه كنند.
اين كار، يك سال و نيم به طول انجاميد. سرانجام آن را در نيمه شعبان سال ١٣٣٩ نزد آيت الله بروجردى بردم و گفتم: آقا، از من دعوتى شده و بايد به كويت بروم. ادامه كار باشد براى وقتى كه برگشتم. ايشان در فروردين ماه ١٣٤٠ مرحوم شدند. فرزند ارشدشان مرحوم آقا محمد حسن به من مى گفت: «آقاى دوانى، در اين ماه رمضان، آقا [آيت الله بروجردى] مرتب، اين كتاب مهدى موعود (ع) را مى خواندند و آن را بالاى سرشان روى طاقچه مى گذاشتند و براى شما دعا مى كردند.» گفتم: الحمدلله.
وقتى كه اين كتاب به چاپ دوم رسيده بود، استاد فقيه و فيلسوف نامى شرق، علامه طباطبائى (ره) من را خواستند و گفتند: «مى دانى كه ما با «پروفسور هانرى كربن» فرانسوى، در تهران بحث هايى داريم. او شش ماه در تهران است و شش ماه به فرانسه باز مى گردد. در بين بحث هايى كه داريم، او مكر ر راجع به امام زمان (ع) مى پرسد و من به او گفته ام يكى از دوستان ما كتابى به نام مهدى موعود (ع) دارد. من ايشان را نزد شما مى آورم، و شما هر سؤالى داريد از ايشان بكنيد. همه مباحث مربوط به امام زمان (ع) را كه علامه مجلسى و خود ايشان به آن افزوده، در اين كتاب آمده است». من همان موقع گفتم: با بودن شما، من چه بگويم؟ ايشان گفتند: «من درباره امام زمان (ع) تتبّع نكرده ام، اما شما كار كرده ايد و كتابى به اين خوبى نوشته ايد، شما بياييد.» البته به دلايلى، من توفيق پيدا نكردم كه در اين جلسه شركت كنم.
مقاله هانرى كربن
بعداً علامه طباطبايى در جلسه ديگرى فرمودند: «كربن، كتابى به نام امام منتظر (ع)، به زبان فرانسوى نوشته كه دو مقاله آن را «دكتر عيسى سپهبدى» به فارسى برگردانده است و در يكى از مجلات دانشكده ادبيات تهران چاپ شده، و من آن را براى شما مى آورم.»
استاد، مطلب را آوردند و من آن را در مقدمه چاپ چهارم يا پنجم مهدى موعود (ع) كه تا به حال به چاپ سى ام رسيده، آورده ام. اين مطلب سخنرانى كربن در راديو پاريس، در شب نيمه شعبان بوده كه بعد آن را نوشته و به صورت كتاب درآورده است. او در آن جا مى گويد:
بدانيد كه از آغاز خلقت، اهل اديان عقيده داشتند كه خدا، پيامبرانى را براى هدايت بشر فرستاده است. يهود مى گويد: تا حضرت موسى (ع) را قبول داريم اما بعد از آن، اين باب مسدود شد. نصارا مى گويند: عيسى و مريم (ع) را قبول داريم اما بعد از آنان، اين باب مسدود شد. فرقه بزرگ مسلمانان اهل سنت مى گويند: اين افاضه از جانب خدا براى پيامبر ما بود اما بعد از پيامبر خاتم، اين باب مسدود شد. فقط يك فرقه در دنيا مانده كه به حضور منجى در ميان بشر اعتقاد دارد، و آن شيعه است. شيعيان به دوازده امام (ع) عقيده دارند. آن ها مى گويند تاكنون يازده امام آمده و رفته اند و در حال حاضر منتظر ظهور دوازدهمين امام هستند.
او در ادامه مى گويد: «با من به تهران بياييد و شب نيمه شعبان را ببينيد. [شيعيان] جشنى به پا مى كنند كه شب را همچون روز روشن مى كند». توجه كنيد كه پروفسور كربن، فيلسوف معاصر فرانسوى طىّ سخنرانى در راديو پاريس مى گويد: «عدالت خداى عادل اقتضا دارد، تا هنگامى كه بشر در روى زمين وجود دارد، اين فيض [الهى] ادامه پيدا كند».
موعودى كه جهان در انتظار اوست
در اين شش كتاب به نظرم بحثى نمانده كه آن را نياورده باشم. بسيارى از مطالب در اين كتاب ها موجود است. در كتاب موعودى كه جهان در انتظار اوست كه چاپ سوم آن در سال ١٣٤٩ منتشر شد، بحث مفصلى راجع به منجى موعود از ديدگاه فرق و اديان شده است. به عنوان نمونه، «فرقه زرتشتى» به «سوشيانت (يا سوشيانس)» نجات دهنده دنيا معتقدند، قوم يهود منتظر مسيح موعودند، نصارا در انتظار «پسر انسان»، و اهل تسنن منتظر مهدى موعودند، ثابت كرده ايم كه [حقيقت] همه اين ها كاملًا بر وجود مقدس امام زمان حضرت حجت بن الحسن العسكرى (ع) تطبيق مى شود. در آن جا به تفصيل راجع به غيبت امام زمان (ع) و اهميت آن بحث كرده ايم.
هنوز سنّ مبارك امام (ع) به سى سال نرسيده بود كه سؤالات درباره آن حضرت و شخصى كه غايب شده، مطرح شد. به حدود پنجاه سال كه رسيد «كلينى» در كتاب الحجة كافى راجع به غيبت آن حضرت (ع) نوشت، به هشتاد كه رسيد، «شيخ صدوق» كمال الدين و تمام النعمة را نوشت، بعد از آن «نعمانى» كتاب غيبت نوشت، سپس «شيخ طوسى» كتابى با همين نام نوشت و مسئله غيبت را در زمان انبياى گذشته، در آن بيان كرد. اگر اين ها را جمع كنيد، مى بينيد كه هيچ جاى بحث و شبهه درباره غيبت نيست. مسئله طول عمر، هم كه امروز حربه زنگ زده اى است كه نه دليل عقلى و نه نقلى آن را نمى پذيرد.
يك فصل هم در كتاب موعودى كه جهان در انتظار اوست، راجع به «جهان در عصر مهدى (ع)» است. برنامه دولت امام زمان (ع) در آن جا آمده است. اين كه هيچ ويرانه اى در روى زمين باقى نمى مانده جز اين كه روى آبادى و عمران را مى بيند. مردم به قدرى ثروتمند مى شوند كه كوهى از زر و سيم و جواهرات جمع مى شود و گفته مى شود، بياييد ببريد اما مى گويند، از دولت امام زمان (ع) آن قدر داريم كه نياز نداريم.
|
مژده اى دل كه مسيحا نفسى مى آيد |
كه ز انفاس خوشش بوى كسى مى آيد |
|
|
از غم هجر مكن ناله و فرياد كه من |
زده ام فالى و فرياد رسى مى آيد |