ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - تعبير زيبايى از مرحوم آيت الله انصارى همدانى (ره)
همان دليلى كه در اين عالم نمى تواند مجسم شود و الّا محتاج و ممكن الوجود مى گردد، در عالم آخرت نيز ديده نخواهد شد، و كيفيت ديدن چشم انسان هم در عالم ديگر عوض نمى شود تا اين كه بگوييم چشم ما در آنجا مجردات را هم مى بيند، پس نه چشم ما عوض مى شود و نه خداوند مجسم مى گردد.
قرآن كريم از زبان حضرت موسى (ع)، چنين مى فرمايد: هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد، پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا خودت را به من نشان ده، تا تو را ببينم. گفت: هرگز مرا نخواهى ديد.[١] و نفى رؤيت در اين آيه كه با كلمه «لن» انجام گرفته، دلالت بر تأكيد نفى در مستقبل است و شامل همه زمان هاى آينده و از جمله سراى آخرت مى شود.
٢. گروهى هم معتقدند كه مراد از لقاء الله، لقاى رحمت پروردگار و ملاقات با پاداش و لطف اوست. ولى اين قول اولًا مخالف ظاهر آيه است، و نياز به اين دارد كه كلمه رحمت يا مشابه آن را در آيه شريفه در تقدير بگيريم، در حالى كه اصل بر عدم تقدير است، و ثانياً لازمه اش جهل يا عجز يا بخل پروردگار در اضافه كردن يك كلمه به آيه است، در حالى كه هيچ كدام از اين موارد قابل قبول نيست. و ما در قرآن كريم آيه اى داريم كه تصريح به ملاقات با پاداش و حساب خويش شده است، و كلمه حساب حذف نشده است:
إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ.[٢]
من يقين داشتم كه به حساب خود مى رسم پس او در يك زندگى خوش است.
٣. معناى سوم براى لقاء الله همان معنايى است كه گفتيم انسان مى تواند با استفاده از امكانات و استعدادهاى نهفته در خويش، به عالى ترين درجه معرفت، يعنى يقين در حد عينيت و ديدن با چشم دل، برسد، و در نتيجه نفس او، به درجه اطمينان مى رسد، و بالاترين سرمايه يك انسان هم همين است، در حالى كه همين يقين كمترين چيزى است كه به انسان ها داده شده است.[٣]
تفاوت مسايل طبيعى و ماوراء الطبيعه
يكى از تفاوت هاى مهم بين مسايل طبيعى با مسايل غيرطبيعى در اين است كه وقتى در مسايل طبيعى استدلال مى شود، انسان فورى به مرحله يقين در حد يافتن با چشم دل مى رسد. مسايل رياضى، فلسفى، منطق، مسايل فيزيك، و خواص تركيبى داروها، همه از اين قبيل است. ولى مسايل ماوراء الطبيعه آن وقتى كه استدلال بر آن كاملًا قوى و بدون شك و ترديد اقامه گردد، تازه انسان به علم اليقين مى رسد، و چون مطلوب با چشم سر ديده نشده است، باز نفس انسان القاى شك و ترديد مى كند، و گاه اين القائات شديد بعضى افراد را تا سر حد انكار پيش مى برد.
مسايلى از قبيل اعتقاد به وجود خداوند متعال، اعتقاد به وجود قيامت، اعتقاد به وجود نبوت انبيا، و امامت ائمه (ع)، همه از اين قبيل است. بى جهت نيست كه حضرت ابراهيم (ع)، با اين كه ايمان به وجود قيامت داشت براى تحصيل اطمينان، از خداوند متعال خواست كه كيفيت زنده شدن مرده را به او نشان دهد[٤] و در سوره انعام فرمود:
براى اين كه حضرت ابراهيم از يقين داران گردد، ملكوت آسمان ها و زمين را نشان او داديم.[٥]
تعبير زيبايى از مرحوم آيت الله انصارى همدانى (ره)
از مرحوم آيت الله انصارى همدانى (ره)، پرسيدند: آيا شما حضرت بقيةالله (ع)، را زيارت كرده ايد؟ ايشان در جواب نه فرمودند ديده ام و نه فرمودند نديده ام بلكه فرمودند:
لو ترك القطا ما ازددت يقيناً.
اگر حجاب (غيبت)، كنار برود بر يقين من چيزى افزوده