ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - چه كسى يهودى ستيز است؟
توسط چريك هاى حزب الله، مخالفت خود را با اين كار كه موجب حمله اسراييل به خاك لبنان نيز شد، اعلام نمودند، هر چند اين مخالفت، عملًا باعث گرديد كه اين كشور، همسو با آمريكا در رديف حاميان جنگ لبنان قرار گيرند.
آيا اين جنگ، منافع اسراييل را تأمين نمود؟
در چند سال اخير، تا آغاز حمله اسراييل در ١٢ جولاى به خاك لبنان، تهديدات جنبش حزب الله عليه اسراييل روندى نزولى داشت. براى بيش از يك دهه، حزب الله هيچ شهروند غير نظامى اسراييلى را به قتل نرسانده بود. (البته به جز يك حادثه اتفاقى در سال ٢٠٠٣ ميلادى كه در آن يك موشك ضد هواپيماى حزب الله، به سوى يك هواپيماى اسراييلى متجاوز به حريم هوايى لبنان شليك شده بود.)
همچنين بررسى هاى صورت گرفته توسط مركز پژوهش هاى كنكره و وزارت خارجه ايالات متحده و اتاق هاى فكرى مستقل نشان مى دهد كه در ١٢ سال اخير، نيروى حزب الله لبنان به هيچ عمليات قابل توجهى دست نزده اند.
پيش از آغاز حمله، تعداد شبه نظاميان حزب الله به حدود يك هزار نفر كاهش يافته بود (البته با آغاز حمله اسراييل و فراخوان نيروهاى احتياط، تعداد آنان به حدود ٣٠٠٠ نفر افزايش يافت) و گفت وگوى ملى بين حزب الله و دولت غربگراى لبنان به نخست وزيرى فؤاد سينيوره در خصوص خلع سلاح در جريان بود. گفته مى شود كه اكثريت مردم لبنان از دو جنبه خاستگاه بنادگرانه و همچنين پافشارى بر باقى ماندن يك گروه چريكى نظامى مستقل از دولت منتخب كشور، از مخالفان حزب الله به شمار مى روند، اما پس از حملات اسراييل به زير ساخت هاى ملى لبنان كه با حمايت ايالات متحده نيز همراه بود، بر اساس نظر سنجى ها، حمايت مردم اين كشور از حزب الله به بيش از ٨٠% حتى در ميان مسلمان سنى و جوامع مسيحى، افزايش يافته است.
حتى ريچارد آمريتاژ كه يكى از جنگ طلبان و معاون وزير خارجه آمريكا مى باشد، در اولين اظهار نظر خود چنين اعلام نمود: «تنها نتيجه اى كه از اين بمباران ها به دست آمد، اتحاد و همبستگى مردم در برابر اسرائيلى ها بود.»
در طول اين جنگ ٢٣ روزه، على رغم تشويق آمريكا به تداوم حملات، نخست وزير راست گراى دولت اسراييل به دليل اعلام نتايج نظرسنجى روزنامه «هاآرتز» كه نشان مى داد، تنها ٣٩% مردم اسرائيل از حملات زمينى ارتش كشورشان حمايت مى كنند، از سوى مردم مورد انتقادات شديدى قرار داشت. حتى يكى از روزنامه نگاران اسراييلى در روزنامه «دارالسلام پست»، هر گونه اقدام به حمله زمينى را «تصميمى مصيبت بار» خوانده بود.
البته در سال هاى اخير، علاوه بر منتقدان سياسى، مردم اسراييل نيز در اعتراضات و راه پيمايى هاى خود، از نقش آمريكا در اقدامات دولتمردان شان انتقاد مى نمايند. آنان معتقدند كه دولت ايالات متحده، آن ها را در گردابى سياسى گرفتار نموده است. به عنوان مثال، در يكى از راهپيمايى هاى اخير مردم اسراييل در تل آويو، اين جمله بر روى يكى از پلاكاردها به چشم مى خورد: «ما نمى خواهيم به خاطر كمك به ايالات متحده بميريم.» از سوى ديگر، تظاهركنندگان در شعارهاى خود، اقدامات و سياست هاى جورج دبليو بوش را محكوم نمودند.
البته بايد به خاطر داشت كه نمايندگان كنگره آمريكا نيز به دليل پذيرش و حمايت بى چون و چرا از سياست هاى دولت بوش، در مشكلات و مسايل سياسى به وجود آمده براى مردم اسراييل، مسئولند.
چه كسى يهودى ستيز است؟
يكى از جوانب پنهان در مورد حمايت همه جانبه دولت ايالات متحده از قرار گرفتن اسرائيل به عنوان نماينده آمريكا در خاورميانه، تلاش اين كشور در جهت زدودن كليشه يهودى ستيزى دولت آمريكاست. در قرن گذشته، نخبگان و سردمداران كشورهاى اروپايى، به دليل پرهيز از تبعيض، تعدادى از يهوديان را در مشاغلى نظير مديريت امور بانكى و جمع آورى ماليات منصوب نمودند، اما با قدرت گرفتن آنان و شائبه تهديد حكام اروپايى از سوى اين يهوديان، اروپاييان تصميم گرفتند تا از طرق مختلف آنان را محدود سازند. اين دوره تاريخى به عنوان عصر «يهودى ستيزى» خوانده مى شود.
بعدها صهيونيست ها تصميم گرفتند تا براى شكستن اين دايره بسته، يك دولت يهودى جديد را بنيان گذارند كه در آن، ديگر مجبور نباشند به حاكمان كشورهاى ديگر اتكا نمايند. بدين ترتيب، همسو با اين خواست و در جهت گسترش سلطه جويى جهانى دولت آمريكا، دولت اسراييل در خاورميانه شكل گرفت. البته آغاز اين فعاليت ها كه با خشونت نيز همراه بود، موج گسترده اى از يهودى ستيزى را در خاورميانه و سراسر دنيا به راه انداخت. در خاك ايالات متحده، بسيارى از منتقدان سياست هاى دولت آمريكا، ضمن سرزنش «لابى صهيونيستى»، از سياست هاى جنگ طلبانه دولت آمريكا و ساير متحدانش در جنگ افروزى در لبنان و سلطه خاورميانه، انتقاد نمودند.
اما نكته قابل توجه اين كه، در اكثر راه پيمايى هاى اخير ضد جنگ، تظاهركنندگان با تجمع در برابر كنسولگرى هاى اسراييل و سفارت خانه هاى آمريكا، اعتراض خود به اقدامات دولت اسراييل را ابراز مى نمودند. اما از سوى ديگر، در سال هاى دهه هشتاد ميلادى كه بحران السالوادر به اوج خود رسيده بود، اكثر اعتراضات در برابر ساختمان دولتى آمريكا و نه كنسولگرى هاى دولت السالوادور، برگزار مى شد. چرا كه اكثريت مردم آمريكا معتقد بودند ريشه اصلى جنگ و زد و خوردهاى اين كشور را بايد در سياست هاى جنگ افروزانه و تجهيزات و سلاح ها و مهمات ارسالى از سوى دولت ايالات متحده به اين كشور، جست و جو نمود.
البته دولت اسراييل يك جمهورى بى همه چيز و دست و پا بسته نيست. حتى آنانى كه ويليام هرش را عامل كليدى دولت بوش در تشويق اسراييل در حمله به خاك لبنان مى دانند، معتقدند كه احزاب راست گراى حاكم اسراييل، دلايل و