ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - تكنولوژى خنثى نيست
و تخريب شده بود. سنت قصهگويى اكنون ديگر جايى نداشت و خانوادهها اعم از كوچك و بزرگ ساكت دور هم جمع مىشدند و به تماشاى «سريال دالاس» مىپرداختند. در اين سريال، گروهى از سفيدپوستان، اطراف استخرى گرد آمده و به نوشيدن شراب مارتينى و دسيسهچينى عليه يكديگر مشغولاند و ....
\* سريال دالاس چه جذابيتى براى آنها مىتواند داشته باشد؟
انسانها ذاتاً به گونهاى خلق شدهاند كه نسبت به هر چيز نويى توجه نشان مىدهند. اين مسئله تا زمانه ما امتداد دارد. وقتى كه در جنگلها زندگى مىكرديم، به اطلاعاتى كه از راه حواسمان دريافت مىكرديم، وابسته بوديم و به هر چيز جديدى كه در محيطمان ظاهر مىشد، توجه مىكرديم. اما در شرايط كنونى، ديگر اين يك حيوان نيست كه پشت بوتهاى پنهان شده باشد بلكه يك تكنولوژى تمامعيار است كه بر شعور ما تأثير مىگذارد و بسيار مشكل است كه ما به گونهاى ذاتى، خود را تغيير دهيم تا در برابر تغييرات تكنولوژيك از خود محافظت نماييم.
ما انسانها ذاتاً به آنچه مىبينيم، اعتقاد پيدا مىكنيم. ساختار وجودى ما به گونهاى است كه ديدن مساوى است با اعتقاد پيدا كردن. اگر ما پرندگانى در حال پرواز و مهاجرت به سمت جنوب ببينيم، معتقد مىشويم كه براى ادامه زندگىشان، به طرف جنوب پرواز مىكنند. امروز ما از جنگل بيرون آمده و در شهر زندگى مىكنيم و شديداً وابسته به اطلاعاتى هستيم كه [از طريق رسانهها] به ما ارائه مىشود. وقتى ما تصاويرى را در تلويزيون مىبينيم، نمىدانيم كه چگونه مىتوان به آنها اعتقاد پيدا نكرد. تلويزيون بسيار قدرتمند و گيرا است.
بله، البته آنها سريال دالاس را مىبينند، سريالى كه كاملًا با فرهنگ آنها بيگانه است. وقتى كه آنها به تماشاى تلويزيون مىنشينند، قهراً مىخواهند چيزهايى را ببينند كه متفاوت از فرهنگ اجتماعى سرخپوستى است كه دور هم جمع شدهاند و تلويزيون اين امكان را براى آنها فراهم مىكند. تلويزيون يك وسيله رؤيايى است.
\* براى من جالب بود كه شما را زنان دعوت كرده بودند، نه مردان.
من دليلش را به درستى نمىدانم، اما حدس مىزنم بدان دليل باشد كه چون زنان حافظان خانواده هستند، نگران فروپاشى آن شدهاند.
\* درباره روابط شخصىتان با تكنولوژى براى من توضيح دهيد، آيا شما اتومبيل داريد؟
من تعداد زيادى از تكنولوژىهاى مدرن را دارم. غيرممكن است كه امروز كسى در ميدان فعاليت حضور داشته باشد اما ارتباطى با تكنولوژى نداشته باشد.
\* شما اتومبيل داريد؟
ماندر: بله دارم!
\* كامپيوتر چطور؟
نه، از كامپيوتر استفاده نمىكنم. احساس من اين است كه كامپيوترها واقعاً به طور جدى، شيوه انديشيدن ما را تغيير مىدهند. كامپيوترها بسيار سريعتر و بدتر از هر تكنولوژى ديگر، در حال دگرگون كردن دنيا هستند. از اين رو، واقعاً مايلم از كامپيوتر فاصله بگيرم. از سوى ديگر، اين يك تناقض است؛ زيرا من نويسنده هستم و هر مطلبى را كه مىنويسم نهايتاً براى انتشار، وارد كامپيوتر مىشود. اتومبيلى كه سوار آن مىشوم، حاوى كامپيوتر است. ميكروفونهايى كه الان در مقابل آنها در حال گفتوگو هستيم، كامپيوتر دارند. ادارهاى كه من در آن كار مىكنم مملو از كامپيوتر است بنابراين گريزى از كامپيوتر نيست.
\* شما تلويزيون داريد؟!
گويا شما مىخواهيد به نوعى رياكارى من را اثبات كنيد.
\* ببينيد شما كتابى نوشتهايد با عنوان چهار دليل براى حذف تلويزيون اما با اين حال در خانهتان تلويزيون داريد؟ من در اين باره كنجكاو شدم.
اين مطلب، آنقدر هم مهم نيست. من هماكنون پشت دو ميكروفون نشستهام و در حال گفتوگوى راديويى هستم. من گاهى براى سخنرانى با هواپيما سفر مىكنم. كفشى كه به پاى من است، مصنوع ماشين است. در خانه، من از لامپ و ابزار خانگى برقى استفاده مىكنم. [اكنون ديگر گريزى از اين تكنولوژىها وجود ندارد] مهم آن است كه هر كسى رابطهاى را با تكنولوژى برقرار كند كه بتواند تشخيص دهد چه چيزى مهم و ضرورى و چه چيزى غيرضرورى است.
\* از اينكه در اين گفتوگو شركت كرديد، متشكرم.
من در برنامههاى راديويى شركت مىكنم. راديو چند مزيت دارد: رسانهاى كمهزينهتر و غيرمتمركزتر است و قدرت تخيل و تفكر شنوندگان را فعال نگه مىدارد، اما با اين حال به عنوان يك رسانه گروهى، همچنان مشكلات خاص خود را دارد. آنچه ضرورى است مردم انجام دهند، اين است كه آنها به چه تكنولوژىهايى نياز دارند؟ چرا نياز دارند؟ و كوشش كنند تا حد امكان با آن كنار بيايند. [و بىجهت آنها را گسترش ندهند] من مىتوانستم بروم در مزرعهاى و با گاوان نر كار كنم؛ اما مطمئن نيستم براى من، اين كار سودمند باشد. من بايد ضرورتهايى را تشخيص دهم، در متن جامعه كنونى بمانم و ايدههايم را تبليغ و منتشر كنم. همه ما در وضعيت خطيرى زندگى مىكنيم و بايد بهترين كارى را كه هر يك مىتوانيم، انجام دهيم.
پىنوشت:
منبع:www .friction magazine .com ١٦/ ٩/ ١٣٨٢