ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - مسلمانان صهيونيست
كتاب مقدس اين جريان در ميان مردم عراق، و قريب به يك ميليون و سيصد هزار نسخه از همين اثر نيز در ميان عموم مردم و جوانان ساكن مناطق كردنشين و جنوب تركيه، توزيع شده است.
طى سال جارى نسخههاى بىشمارى از كتب و آثار اين جماعت به زبان فارسى منتشر شده و رايگان در ميادين شهر و ايستگاههاى مترو و دانشگاهها در اختيار مردم نهاده شده است.
اين همه در حالى است كه شبكههاى ماهوارهاى كليساهاى انجيلى و تلويزيونى برنامههاى خو درا به زبانهاى عربى و فارسى نيز پخش مىكنند و به صورت گسترده مبلغان مذهبى پروتستان سعى در جذب جوانان مسلمان و شيعه نموده و براى تغيير مذهب و دين آنها را تشويق مىكنند.
رويكرد اصلى اين جريان در مرحله نخست تبديل «مسيحيت» به «مسيحيت صهيونيستى» بود در حالى كه امروزه تنها در ايالات متحده امريكا بيش از ٧٠ ميليون نفر از اين جريان پيروى نموده و تمام امكان وعِده وعُده خود را مصروف حمايت از رژيم صهيونيستى مىكنند.
در مرحله جديد، همه همت اين جريان مصروف ايجاد جريان «مسلمانان صهيونيست» در دل سرزمينهاى اسلامى است.
بر بسيارى از اهل خرد و بينش سياسى پوشيده نيست كه زمينه پذيرش و بسط اين آموزه در ميان برخى از فرق و جريانات مذهبى التقاتى كه در دل سرزمينهاى اسلامى كاشته و پرورده شده وجود دارد.
شايد بتوان مهمترين اهداف اين جريان شبه مذهبى را جعل گروه مسلمانان صهيونيست دانست و ساير اهداف عبارتند از:
١. محتوم جلوه دادن پيشگويىهاى مجعول و محرف درباره آينده خاورميانه و به ويژه سرنوشت فلسطين اشغالى چنانكه مىدانيد در ادبيات اين جماعت، طرفداران جبهه مسيحى يهودى در جنگى هستهاى كليه مسلمانان، اعراب و حتى كاتوليكها را در آرماگدون نابود مىكنند و حكومتى هزارساله را در زير پرچمى در بيت المقدس به وجود مىآورند.
٢. زمينهسازى براى كاهش توان فرهنگى و دفاعى شرق اسلامى در وقت مقابله با تهديدات دلتاى شوم (امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستى).
٣. دستيابى به جمع كثيرى از جواسيس مجانى و مطيع از ميان ساكنان كشورهاى شرقى و اسلامى كه همه همت خود را مصروف خدمت به غرب مىكنند.
٤. دستيابى به پشتيبانى جمعيت كثير و ميليونى ساكنان امريكا و اروپا براى اجراى برنامههاى نظامى دلتاى شوم در خاورميانه و به نفع رژيم صهيونيستى.
٥. ايجاد انحراف در جريان «فرهنگ مهدوى حقيقى» و كاهش نيروى برانگيزاننده مهدويت به نفع گرايش كاذب و محرف مبلغان انجيلى.
٦. ايجاد تفرقه در صفوف مسلمين و كاهش توان آنان در وقت حمايت از موعود مقدس و منجى كل، حضرت صاحبالزمان (ع).
بسيارى از شواهد و مدارك حاكى از آن است كه آنان اين ظهور را قريبالوقوع مىشناسند و بازدارندگى و مقابله پيشدستانه را به عنوان «استراتژى سياسى و نظامى» دلتاى شوم قلمداد مىكنند.
٧. ايجاد رخنه در ميان صفوف ملل مسلمان و به ويژه اغفال جوانان.
٨. جلوگيرى از رشد روز افزون گرايش به اسلام در جهان.
٩. دستيابى به جبههاى گسترده از درون ممالك اسلامى براى حمايت از اسرائيل و يهود.
١٠. ايجاد جريانى قوى و متشكل از جوانان براى رويارويى با تصميمات دول اسلامى و انتشار فرهنگ دينى اسلامى.
١١. كاهش نفرت و انزجار موجود ميان ملل جهان درباره اخلاق و عمل يهوديت صهيونيستى و تبديل آن به انس و علاقه و دوستى.
١٢. گسترش فساد و تباهى در ميان جوانان مسلمان از طريق برگزارى مجالس و محافل به ظاهر مذهبى.
اين همه در حالى است كه علىرغم طرح مسمتر اين موضوع از سوى «موعود» و ابلاغ آن با شيوههاى مختلف نه تنها گام جدى و مؤثرى از سوى دستگاههاى فرهنگى مسئول كشور براى «شناسايى» اين جريان برداشته نشده بلكه براى تقويت و حمايت از مراكزى كه خودجوش و با احساس مسئوليت به آسيبشناسى، دشمنشناسى و پاسخگويى به شبهات و نشر معارف حقيقى مشغولند نيز اقدامى صورت نگرفته است.
تجربه نشان مىدهد كه بسيارى از سازمانهاى مسئول فرهنگى در برهههاى مختلف و در وقت طرح همهگير يك موضوع، هنر خود را در صدور بيانيه و برگزارى چند همايش رسمى، چاپ چند بولتن نمايان مىسازند و ديگربار همه چيز رابه دست فراموشى مىسپارند. اما چه بايد كرد؟
اگر چه از لابهلاى موارد ذكر شده پاسخ اين پرسش را مىتوان يافت اما؛ در حال حاضر تنها بايد به شناسايى همه وجوه موضوع و گستره آن پرداخت و پس از آن درباره چه بايد كرد؟ به گفتوگو نشست.
والسلام
سردبير