ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - پرسش شما پاسخ موعود
است. آبلهرو، چشم زاغ، مو بور و سرخ روى، چهارشانه و قدش كمى بلندتر از حد متوسط است كه در روايات بسيارى به آن تصريح شده است.
اما اين كه آيا الآن در لشكر سوريه هست يا نه، سه مستند براى آن وجود دارد:
١. مرحوم بهلول كه خودم از ايشان پرسيدم و گفتند كه او را ديدهاند؛
٢. امام موسى صدر كه به امر آيتالله حكيم از حافظ اسد مىپرسد كه آيا شخصى به نام عثمان بن عنبسه در سپاهيان شما وجود دارد؟ كه پس از جستجو مشخص مىشود چنين شخصى با آن اوصاف وجود دارد و خودشان نقل مىكردند كه او را ديدهاند؛
٣. حاج ميرزا على آقا مقدس نامى بود كه فرزندش شيخ حسن از شاگردان مرحوم آيتالله العظمى مامقانى است. وى به مكه رفته بود و در مسير برگشت همراه با كاروان از فلسطين آمده بودند. شبى كه در آن جا استراحت كرده بودند، سر و صداى زيادى به گوششان رسيده بود. صبح كه از علت سر و صدا پرسيده بودند، اهالى آن جا گفته بودند كه عنبسه نامى صاحب فرزند شده كه نام فرزندش را عثمان نهاده است. او در حال وضو گرفتن بوده كه يكى از اهالى آن قبيله مىپرسد آيا شما شيخ محمدحسن مامقانى را مىشناسيد؟ گفته بود: بله. آن شخص گفته بود: درگذشت. پرسيده بود: كى؟ گفته بود: همين الآن با توجه به اين كه حدود ٩٧- ٩٦ سال پيش آن هم در صحرا راديو، تلويزيون و ديگر ابزارهاى ارتباطى وجود نداشته اين يك خبر غيبى به شمار مىآيد. كه بعد هم وقتى ميرزا على آقا به نجف برمىگردد مىبيند صحبت او مطابق واقع بوده است. قرآن كريم تعبيرى دارد كه مىفرمايد:
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ.[١]
و در حقيقت شيطانها به دوستان خود وحى مىكنند.
اين كه الآن رسم شده عدهاى به صرف خبر دادن از امور غيبىاى كه مطابق واقع از آب درمىآيد خود را از اولياى الهى جا مىزنند از همين دست است و نبايد فريب بخوريم. خلاصه اين كه در آن جمع و قبيله و با آن توانايى چنين شخصى به دنيا آمده بود. اگر آن شخص الآن زنده باشد حدود ٩٧- ٩٦ سال سن دارد و هرچند دوره ما دورهاى است كه مديريت و رهبرى جريانها چندان به سن مربوط نيست و هر كس مىتواند حتى با يك گوشه نشستن هم جريانها را رهبرى كند ولى باز با اين حال هيچ كدام از اين سه ماجرا نمىتواند دليل وجود سفيانى وعده داده شده باشد؛ چرا كه گفتهاند سفيانى نامش، عثمان بن عنبسه است نه اين كه هر كس نامش عثمان بن عنبسه بود سفيانى است. [ان شاء الله بعد ازظهور حقيقت اين امر براى ما مشخص خواهد شد و خواهيم ديد آيا اين شخص واقعاً سفيانى هست يا نه.]
\* چطور مىتوان رواياتى را كه مىگويند امر ظهور ناگهانى فرامىرسد يا خداوند امر حضرت را يك شبه اصلاح مىكند با روايات نشانههاى ظهور جمع كرد؟
آن كه فرمودهاند «ظهور ناگهانى است» به معناى اين نيست كه بدون علايم باشد؛ بلكه منظور اين است كه كل حوادث كه از خروج سفيانى و يمانى آغاز مىشود ناگهانى و غيرمترقبه است. علت ناگهانى بودن ظهور هم آن است كه مردم در آن زمان انتظار ظهور را نمىكشند و گمان مىكنند كه صدها يا هزاران سال بعد ظهور اتفاق خواهد افتاد. و به همين جهت است كه واقعه ظهور را «بغتة» يا ناگهانى خواندهاند.
\* وضعيت ايران در آستانه ظهور چگونه است و ايرانيان چه نقشى در آن زمان و پس از ظهور خواهند داشت؟
در زمان ائمه (ع) از ايرانيان با عنوان عجمها ياد مىشد كه در نقشههاى قديمى چاپ تركيه و ديگر كشورها ايران را با استناد به همين مطلب عجمستان مىخواندند. عجم يعنى غير عرب. ولى عموماً براى ايران از اين واژه استفاده شده و براى ديگر اقوام كمتر اين واژه را به كار بردهاند.
روايتى را فقط از ابن عربى ديدهام كه گفته اصحاب حضرت فقط عجمها هستند و حتى يك نفر عرب هم در ميان آنها يافته نمىشود. البته روايات و احاديث فراوانى داريم كه مىگويند تعداد عربها در آن روز بسيار كم است ولى با آن تعبير فقط همان يك روايت موجود است. با توجه به رواياتى كه تعداد زيادى از اصحاب پيامبر (ص) و حضرت على و ديگر ائمه (ع)؛ نظير سلمان، ابوذر، ابودجانه، عمار، مقداد و زراره را در زمره اصحاب حضرت مهدى (ع) برشمردهاند، نمىتوانيم به آن روايت خيلى اعتماد كنيم.
آنچه مسلم است اينكه در ميان ياران حضرت مهدى (ع) تعداد زيادى ايرانى وجود دارد. در حديث آمده كه در كوفه چادرها را برپا مىكنند و عجمها قرآن را به مردم