ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - هر كسى مطلوب و معشوقى گرفت
عطش ديدار
در عطش ديدارت ثانيهها را مىشمارم
تو در كجاى اين سرزمين ايستادهاى، كاش صدايم به گوش باد مىرسيد!
به انتظارت نشستهام، در كوچههاى فراموشى!
انتظار نقرهايم كى به پايان خواهد آمد؟
تو از فراسوى كبودى آسمان مىآيى و من منور خواهم شد از درخشش وجودت.
زمان فراقت چه دير مىگذرد!
فاطمه نوروزيان
هر كسى مطلوب و معشوقى گرفت
|
يا امام العصر ما زان توايم |
بنده انعام و احسان توايم |
|
|
برنمىداريم سر از خاك درت |
تا ابد بر عهد و پيمان توايم |
|
|
در صراط مستقيم بندگى |
پيرو ارشاد و برهان توايم |
|
|
پُر شود از فتنه، گر روى زمين |
بيم نَبوَد چون غلامان توايم |
|
|
پيشه ما عشق و شوق كوى تو است |
چاكرانه سر به فرمان توايم |
|
|
هر كسى مطلوب و معشوقى گرفت |
ما گرفتار و پريشان توايم |
|
|
هر كسى را علت و بيمارى است |
ما همه بيمار هجران توايم |
|
|
دردمندانيم از سوز فراق |
جملگى محتاج درمان توايم |
|
|
مُلك دنياگر همه از آنِ ما است |
ريزهخواران سَر خوان توايم |
|
|
ور چو خورشيديم بر اوج سپهر |
ذرهاى از مهر رخشان توايم |
|
|
«لطفى صافى» بگو با وجد و شوق |
يا ولى عصر ما زان توايم |