ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - مباهله
خدا فرزند قائليد و مسيح را خدا مىدانيد، در حالى كه اين اعتقاد، با پرستش خداى يگانه متفاوت است.»
اسقف براى لحظاتى سكوت مىكند و در ذهن دنبال پاسخى مناسب مىگردد. يكى ديگر از بزرگان مسيحى كه اسقف را درمانده در جواب مىبيند، به يارىاش مىآيد و پاسخ مىدهد:
«مسيح به اين دليل فرزند خداست كه مادر او مريم، بدون اين كه با كسى ازدواج كند، او را به دنيا آورد. اين نشان مىدهد كه او بايد خداى جهان باشد.»
پيامبر لحظهاى سكوت مىكند.
ناگهان فرشته وحى نازل مىشود و پاسخ اين كلام را از جانب خداوند براى پيامبر مىآورد. پيامبر بلافاصله پيام خداوند را براى آنان بازگو مىكند: «وضع حضرت عيسى در پيشگاه خداوند، همانند حضرت آدم است كه او را به قدرت خود از خاك آفريد ...»[١]
و توضيح مىدهد كه «اگر نداشتن پدر دلالت بر خدايى كند، حضرت آدم كه نه پدر داشت و نه مادر، بيشتر شايسته مقام خدايى است. در حالى كه چنين نيست و هر دو بنده و مخلوق خداوند هستند.»
لحظات به كندى مىگذرد، همه سرها را به زير مىاندازند و به فكر فرو مىروند. هيچ يك از شصت دانشمند مسيحى، پاسخى براى اين كلام پيدا نمىكنند. لحظات به كندى مىگذرد؛ دانشمندان يكى يكى سرهايشان را بلند مىكنند و در انتظار شنيدن پاسخ به يكديگر نگاه مىكنند، به اسقف اعظم، به شرحبيل؛ اما ... سكوت محض.
عاقبت اسقف اعظم به حرف مىآيد:
«ما قانع نشديم. تنها راهى كه براى اثبات حقيقت باقى مىماند، اين است كه با هم مباهله كنيم. يعنى ما و شما دست به دعا برداريم و از خداوند بخواهيم كه هر كس خلاف مىگويد، به عذاب خداوند گرفتار شود.»
پيامبر لحظهاى مىماند. تعجب مىكند از اينكه اينان اين استدلال روشن را نمىپذيرند و مقاومت مىكنند. مسيحيان چشم به دهان پيامبر مىدوزند تا پاسخ او را بشنوند.
در اين حال، باز فرشته وحى فرود مىآيد و پيام خداوند را