ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - گروه هاى مذهبى انحرافى
گروههاى مذهبى انحرافى
بررسى ارتباط گروههاى مذهبى انحرافى نوظهور در جهان غرب با فراماسونرى
حيدررضا ضابط
اشاره:
جهان غرب از قرن ١٧ ميلادى و حتى پيش از آن، از دوره" رنسانس" به اين سو، در جهت غيردينى كردن نگاه و نگرش مردم و سست كردن علايق دينى در زندگى روزمره آنان تلاش كرده است. غرب در اين دوران به نام" اومانيسم" و" فردگرايى" به طور كامل درصدد مخالفت با استيلاى دين برآمد. پس از جنگ جهانى دوم و خصوصاً از دهه ١٩٦٠ به اين سو، گروههاى مذهبى غيرمتداول بسيارى، خارج از چهارچوب اديان رايج، در غرب، ايجاد شده است كه هدف آنها سكولاريزه كردن دين مىباشد؛ هرچند پايهگذاران اين جنبشها خود را به عنوان معلمان روحانى و دينى معرفى كردهاند. طى مقالاتى كه در چند شماره گذشته تقديم خوانندگان شد، نويسنده محترم به بررسى علل پيدايش، اعتقادات، و ديگر ويژگىهاى برجسته گروههاى فوق پرداخت. در اين مقاله، ارتباط اين گروهها با فراماسونرى بررسى شده است، كه آن را با هم مىخوانيم.
يكى از ويژگىهاى گروههاى مذهبى انحرافى در غرب، برقرارى رابطه نزديك با" فراماسون" ها مىباشد. در دوران جنگهاى صليبى و بعد از فتح بيت المقدس، يك گروه مذهبى و نظامى براى حفاظت از زائران مسيحى به بيت المقدس در سال ١١١٨ تشكيل گرديد كه به" نائت تيمپلر"(The Knighe Templar) شهرت يافت. اين گروه در دوران جنگهاى صليبى ثروت زيادى به دستآورد و در دوران اقامت خود در بيت المقدس با گروه يهودى به نام" كابالا" ارتباط برقرار كرده. مردم مصر اعتقادات مذهبى دوران فرعونيان را جزء باورهاى دينى خود قرار دادند. آنها را مىتوان از بنيانگذاران نظام سرمايهدارى در دوران قرون وسطى در اروپا ناميد كه نظام بانكدارى جديد را كه بر مبناى معاملات ربايى استوار است طراحى كردند.[١]
آنها مراسمى را كه با دين مسيحيت كاملًا بيگانه بود انجام مىدادند ولى بعد از پايان جنگهاى صليبى، اين گروه در كشورهاى اروپا- مخصوصاً در فرانسه- با ثروت خود قدرت سياسى را به دست آوردند. اين گروه به دستور پاپ كليمنت پنجم توسط امپراتور فرانسه در سال ١٣١٢ م. سركوب شدند. تعدادى از آنها از فرانسه گريختند و در منطقه اسكاتلند بريتانيا پناهنده شدند. آنها در اسكاتلند عقايد و مراسم دينى مصر باستان دوران فرعونيان را با عقايد مذهبى كاهنان جادوگر اقوام" سلتى"(celtec) ادغام نموده، به عنوان فراماسونها ظاهر شدند.[٢]
فراماسونها خدا را به عنوان خالق كائنات انكار مىكنند و اعتقاد دارند كائنات به خودى خود به وجود آمدهآند. آنها در اعتقادات خود ادعاى" انسان مدارى" و انسان محورى دارند. اين گروه با تشكيلات مرموز خود تاكنون با خداپرستى مبارزه شديد نمودهاند. از قرن هيجدهم ميلادى آنها حضور خود را از بريتانيا به ايالات متحده آمريكا گسترش دادند و فعلًا نيمى از مراكز آنها در اين كشور وجود دارد.[٣]
فراماسونها فقط به سرمايهداران و سياستمداران برجسته حق عضويت در گروه خود را مىدهند. در بريتانيا و ايالات متحده آمريكا توسط فراماسونها گروههايى با عقايد معروف به" بوسى كروسين"(Bosicrucian) وجود آمده است و فقط اعضاى برجسته فراماسونها حق عضويت در اين گروهها را دارند. اين گروهها ادعا مىكنند كه از بعد عرفانى موجود در تمامى اديان پيروى مىنمايند، ولى مراسم عبادى آنها را جادوگرى تشكيل مىدهد[٤].
در قرن بيستم در انگلستان گروههاى ديگرى به نام" جامعه روشنايى درون"(The society of inner Light) به وجود آمدند كه عرفان واقعى را حداكثر بهرهمند شدن از لذات جنسى و مادى مىدانستند و اعتقاد داشتند در بهرهمندى از هر گونه لذت جنسى و مادى هيچ گونه ملامت روحى و ندامت نبايد در شخص به وجود آيد.[٥]
در ايالات متحده آمريكا با حمايت فراماسونها گروههاى جديدى با عنوان" مشركان جديد"(Neo -Pagans) به وجود آمده است كه اعتقادات و سنتهاى بوميان قاره آمريكا را با اعتقادات و مراسم عبادى كاهنان جادوگر اقوام سلتى تلفيق نمودهاند. اين گروهها در يالات متحده آمريكا در سال ١٩٩١" فدراسيون جهانى مشركان" را به وجود آوردهاند و مراسم عبادى آنها شامل پرستش خدايان زن است كه ابتذال جنسى را در پى دارد.[٦]