ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - يهود دشمن ديرينه اسلام
به ظهور خودش مى دهد. حال انجيل تحريف شده و بشارت به خود عيسى (ع) است. قرآن اين مطلب را به يهوديان نسبت مى دهد. و اگر قرار بود تحريف راجع به تورات باشد ديگر قرآن نمى گفت «يحرّفون» به معناى تحريف مى كنند، يعنى اين صفت اين قوم است و لذا يكى از مسائلى كه بسيار بايد آنرا مورد متوجه قرار داد، صفت تحريف گرى قوم صهيونيست است. آن وقت كه مى گوييم صهيونيست ها بر رسانه هاى خبرى و بر منابع اطلاع رسانى در دنيا سلطه دارند وقتى در كنار صفت تحريف اينها را بررسى مى كنيم نتيجه مى گيريم امروز دنيا در اطلاع گرفتن تحت تحريف يهود قرار دارد. يعنى هر خبرى كه در رسانه هاى دنيا پخش مى شود تحريف شده است چون آنها سلطه بر ابزار اطلاع رسانى دارند و قرآن آنها را به «يُحَرِّفُونَالْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ» معرفى مى كند. من قاطعانه مى گويم، سياستمدار و تحليل گرى كه منبع تحليلش اطلاعاتى است كه از رسانه هاى بين المللى مى گيرد، بايد بداند كه بازنده است و به بيراهه مى رود؛ چون هر خبرى كه مى دهند تحريف شده است و به همين دليل ما بايد يك جريان خبررسانى مستقلى راه بياندازيم. حتى خبرگزارى هاى باقيمانده از رژيم سابق بايد از تار و پود عوض بشود و از ريشه بايد بازسازى شود و تا زمانى كه ما اينكار را نكنيم جريان خبرى خاصى نخواهيم داشت.
يهود به شكل سازمانى و مدبرانه وارد مقابله با پيامبر اكرم (ص) شد و برخورد اينها با پيامبر اكرم (ص) برخورد فردى و قبيله اى نيست، بلكه برخورد با يك نظام شناخته شده توسط اينها است. يهود به پيامبر به عنوان يك فرد نمى نگريستند بلكه پيامبر را نظام مى دانستند. چون پيامبر براى آنان فردى بود كه جريان جديدى ايجاد مى كرد كه اين جريان آنقدر قابل گسترش بود كه نفسى براى صهيونيست باقى نمى ماند. يعنى اگر با پيامبر اكرم (ص) مقابله اى مى كنند انتقامى فردى نيست، بلكه با توجه به جريان است. بنابراين هر جا پيامبر اسلام (ص) موفق شود اين نظام را ايجاد كند، برنامه مقابله يهود با ايشان باز شده و به سطح رويى كار مى آيد تا بتواند راه آنرا مسدود كند.
اگر بعد از پيامبر اكرم (ص) اين نظام باقى مانده است، اين ها روى سطح و لبه نظام قابل مشاهده هستند و فعاليتشان با چند هدف صورت مى گيرد؛ ١. اين نظام به گونه اى گسترش پيدا نكند كه جلو راه يهود را مسدود سازد. ٢. در درون اين حركت به گونه اى عمل نشود كه اين حركت بتواند با جذب و هضم يهود، اينها را از بين ببرد. بنابراين در مجموع تاريخ اينها در لبه نظام و درون آن ايستاده اند. مسلماً پيامبر اكرم (ص) براى ادامه اين حركت تدبير كرده اند و آن امامت است كه در حال تدبير اين جريان مى باشد. پس يهود كه در حال فعاليت براى از بين بردن اين نظام است با مقابله او روبه رو مى شود در نتيجه دائماً اينها در حال تدبيرند تا مقابله هاى او را بر هم زنند. در مجموع اتفاقاتى كه رخ مى دهد بايد دست آنها را مشاهده كنيم. براى مثال در برهه اى از زمان شاهد نهضت ترجمه كتاب هاى يونانى به عربى هستيم. بايد بررسى كنيم. مترجمين آن زمان چه نگرشى داشته اند و از كدام اديان بوده اند؛ قوى ترين مترجمين كتب يونانى به عربى يهودى بوده اند. در مورد تعليمات ائمه (ع) ما داراى بهترين طب بوده ايم در طول تاريخ با توجه به اينكه پيامبر در مدينه حكومت داشته اند هيچ كجا معضل بهداشت وجود ندارد. در حقيقت ما نسبت به اين نكته غافل هستيم كه پيامبر اكرم (ص) دستورات فراوانى در مورد مداواى بيمارى ها توسط ميوه ها داشته اند. پس چه دليلى دارد طب يونانى ترجمه شود. در بحث فلسفه هم با توجه به اينكه قرآن مى فرمايد:
وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ.[١]
و ما قرآن را كه بيان كننده هرچيزى است بر تو نازل كرده ايم.
پيامبر در اين مورد، بالاتر از اوج ادراك بشرى و دريافت انسان سخن گفته است. پيامبر فرمود:
نحن معاشرالأنبياء نكلّم الناس على قدر عقولهم.
ما جمعيت انبياء هميشه بالاتر از فكر مردم سخن مى گوييم.
بعضى اين جمله را اشتباه ترجمه كرده اند، چون فرموده است «على قدر عقولهم» يعنى بالاتر از عقل مردم، و اگر فرموده بود «بقدر عقولهم» معنى به اندازه عقل مردم، را مى داد. يعنى ما به گونه اى سخن مى گوييم كه مردم مى فهمند، ولى هر چه بالاتر مى آيند، متوجه مى شوند هر سخن ما بالاتر از فهم آنها است. سخن انبياء براى بشر كمال بخش است و نه متوقف كننده، انبيا اگر به اندازه فهم مردم سخن بگويند، مردم جلو نمى روند. با توجه به اين حديث و اين موضوع كه پيامبر اكرم (ص) آخرين پيامبر است،