ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - و) طى الارض
آيت الله آخوند ملاعلى معصومى همدانى و آيت الله مرعشى نجفى فرامى گيرند و پس از مدتى براى تكميل تحصيلات راهى نجف اشرف مى شوند و در درس خارج مرجع بزرگ عالم تشيع، آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى حاضر مى شوند.
طبق توصيه استاد و مرجع تقليد خود، آيت الله سيدابوالحسن اصفهانى، درس را رها كرده، براى مبارزه با رژيم ستم شاهى به ايران باز مى گردند و در اولين اقدام، پس از مراجعت به وطن، با اينكه علاقه شديدى به همسرشان داشتند، ايشان را طلاق مى دهند تا خداى نكرده ظلمى در حق ايشان نشود و فكر خودشان هم مشغول و پريشان نباشد، و پس از اتمام عدّه همسرشان، ايشان را به عقد يكى از دوستان خويش درمى آورند.
شيخ بهلول در واقعه مسجد گوهرشاد و اقدامات ضد رژيم پهلوى حضورى پر رنگ و در صحنه داشتند و پس از اتفاقات مسجد گوهرشاد، به دليل اينكه ايشان به دستور شخص شاه، تحت تعقيب بودند، به كشور افغانستان پناه بردند كه در آنجا با هماهنگى دولت ايران و افغانستان، جناب شيخ دستگير و به مدت ٣١ سال در زندان هاى اين كشور، محبوس مى شوند.
پس از ٣١ سال اسارت، از سوى دولت افغانستان به شيخ پيغام داده مى شود كه ايشان مخير هستند به ماندن در اين كشور، رفتن به ايران يا كشورى ديگر.
شيخ تصميم مى گيرند به جاى ايران، به مصر مهاجرت كنند. در مدت يك سال و نيمى كه در كشور مصر بودند، از سوى جمال عبدالناصر، كه مخالف رضاشاه بود، به سمت رئيس بخش فارسى صدا و سيماى مصر منصوب مى شوند و از طريق راديو و تلويزيون، اعلاميه هايى را ضدّ رژيم هاى اسراييل، آمريكا و ايران منتشر مى كنند وعلاوه بر اين، روزها به دانشگاه «الأزهر»، رفته و مشكلات علمى دانشجويان را برطرف مى كردند.
شيخ پس از مصر، راهى عراق مى شوند و در اين كشور به مبارزات خودشان ادامه مى دهند، تا اينكه حكومت عراق، اقدام به اخراج ايرانيان مقيم آن كشور مى كند، كه شيخ به كنسولگرى ايران در كربلا رفته و با سفارت ايران در بغداد تماس مى گيرند و به خاطر اهميت جناب شيخ، شاه اعلام مى كنند كه با ورود ايشان به ايران موافقم.
در آستانه ورود ايشان به وطن، شيخ دستگير و به زندانى در تهران منتقل مى شوند و توسط نصيرى، رئيس ساواك مورد بازجويى قرار مى گيرند. شاه پس از مطالعه متن بازجويى دستور عفو شيخ را به شرط اينكه ديگر كار سياسى انجام ندهند، صادر مى كند.
جناب شيخ بهلول، در ٢٤ جمادى الثانى سال ١٤٢٦ ق. مصادف با ٩ مردادماه امسال دعوت حق را لبيك و در جوار رحمت و قرب حق آرميدند.
خصوصيات منحصر به فرد
الف) حافظه نمونه:
دلايلى در اثبات حافظه قوى ايشان: حفظ قرآن به همراه تفسير در سن ٧ سالگى، حفظ بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه، حفظ خطبه هاى امامان معصوم (ع)، حفظ خطبه حضرت فاطمه (س) درباره فدك، حفظ بسيارى از دعاهاى صحيفه سجاديه، حفظ بسيارى از دعاهاى مفاتيح الجنان نظير: جوشن كبير، عديله، مشلول، توسل، كميل، زيارت عاشورا، مناجات شعبانيه، دعاى ابوحمزه ثمالى، دعاى عرفه و ...، حفظ صد وبيست هزار بيت، سروده خودشان، كه حدود ٣٠ هزار بيت فقط در شأن و مقام، حضرت فاطمه زهرا (س) سروده شده بود و بخش قابل توجهى از اشعار هم در مدح امام خمينى (ره) و بر وزن شاهنامه، به نام خمينى نامه، حفظ پنج هزار بيت شعر از شاعران ديگر و مجموعه هاى آنها، حفظ تعداد زيادى از كتب حوزوى نظير: الفيه ابن مالك، تهذيب المنطق، تلخيص، المفتاح، مطوّل، رافيه، منظومه سبزوارى و ....
ب) سير در زمين:
شيخ بهلول، هيچ گاه، بيش از ده روز در مكانى نمى ماندند، حتّى در سفرهاى خارجى خود به هندوستان، پاكستان، افغانستان، سوريه، ايتاليا، عراق و ....
ج) فقدان عيال و اولاد:
ايشان پس از طلاق همسرشان، ديگر تشكيل خانواده ندادند، تا زمانى كه در زندان افغانستان از ايشان كشف و شهود مشاهده كردند و براى مدّتى به يك روستا تبعيد شدند، در آنجا يكى از فقرا دختر خود را كه به سفارش دكتر معالج او، نياز به ازدواج داشته، به عقد ايشان درمى آورد، كه پس از حامله شدن، از دنيا مى رود. و ايشان تا آخر عمر شريفشان بدون همسر و فرزند زندگى نمودند.
د) خوراك مختصر و محدود:
در طول زندگانى خود، چيزى جز، ماست و برخى از ميوه جات، چيزى ميل نكردند. فقط در زمستان ها، شلغم و در تابستان ها، انار به نان و ماست خود اضافه مى كردند.
در تمامى مهمانى هايى كه انواع غذاهاى لذيذ و مقوّى مهيا بود، ايشان در همه حال به نان و ماست خويش اكتفا مى كرد.
د) اختيار نكردن منزل:
پس از آزادى از زندان افغانستان و مراجعت به ايران، مسكن و مأوايى براى خود، اختيار نكردند و هميشه در حال مسافرت بودند.
از ايشان پرسيدند كه منزل شما كجاست؟ گفتند: همه دنيا منزل من است.
ه) روزه مدام:
ايشان در تمام مدّت سال به جز روزهاى حرام، در حال روزه بودند ولى در طى چند سال اخير، به دلايل ضعف، بعضى از روزها، از گرفتن روزه، خوددارى مى كردند، ولى با اين حال بيش از دو وعده غذا نمى خوردند.
و) طى الارض:
ايشان هرگاه در مورد طى الارض از ايشان سؤال مى شد، انكار