ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - پيوند قرآن با امام عصر (ع)
پيوند قرآن با امام عصر (ع)
آيتالله جوادى آملى
اين ذات مقدس، وجود مبارك حضرت ولى عصر روحى فداه، در اين ماه (شعبان) به دنيا آمده است. آنچه كه منشأ نجات عالم است، وجود مبارك ولى عصر، ارواحنافداه، است كه ما هم در كنار سفره آن ذات مقدسيم. جريان وجود مبارك حضرت ولى عصر (ع) مانند قرآن، آنقدر براى پيغمبر (ص) محترم بوده كه به هر بهانه اى و به هر وسيله اى نام مبارك حضرت حجت (ع) را مى برد؛ مثل اينكه به هر وسيله اى جريان قرآن را مطرح مى كرد.
وجود مبارك حضرت پيامبر اكرم (ص) به جابربن عبدالله انصارى مى فرمايد:
جابر، بعداز ارتحال من، سجاد فرزندى دارد به نام محمد [ع]، اسم او اسم من است و تو او را در كودكى مى بينى. اگر او را ديدى، سلام مرا به او برسان و چند چيز به او بگو، يكى از اين حرف ها اين است [كه] به او بگو، مهدى (عج) فرزند توست.
ببينيد، حضرت، از هيچ فرصتى براى مطرح كردن اين مطلب فروگذار نمى كردند. جابر در كوچه پس كوچه ها كه راه مى رفت، به او گفتند، اين [امام] باقر (ع) است. فهميد [كه ايشان] وجود مبارك امام باقر (ع) است. رفت دست ايشان را بوسيد و ادب و احترام كرد. گفت من نابينايم و از اصحاب پيغمبرم. جدّت سلام رساند و اسمتان را به من گفت و گفت مهدى موعود آخرالزمان (عج) فرزند توست.
اين اهميت مهدويت است؛ اين احياى اين نام است. هرجا، جاى حساسى باشد، سخن از قرآن است و از وجود مبارك حضرت ولى عصر (عج) است. حيف نيست اين مهدى موجود موعود منتظر (ع) با چند جشن ساده بى محتواى كف زنى بگذرد. اين قدر شأن ايشان پايين آمده. ما الان بايد داعيه جهانى شدن را داشته باشيم. در صورتى كه آن كسى كه چهار تا كفش دارد، يا چهار تا پوشاك دارد يا چهارتا اتومبيل و آهن دارد، او حرف جهانى را به عنوان تجارت جهانى مى زند. او كه داراى بَصَل و فُوم و عدس و سير است حرف جهانى را مى زند، ما كه داراى منّ و سلوى هستيم چرا حرف جهانى را نزنيم؟
ما داراى مهدى جهانى هستيم. ما مصلح جهانى داريم. ما عدل جهانى داريم. ما علم جهانى داريم. ما بايد حامى جهانى شدن اين تز و مكتب باشيم آيا اين را با كف زدن بايد پايين بياوريم.
أمن العدل، امن الأدب، أمن الإحسان؛ أمن الإيثار، أمن العقل؟
[آيا اين نوع كار برخاسته از عدل و يا ادب يا احسان يا ايثار و يا عقل مى باشد؟]
آيا اين مجالس بايد تا اين حد تنزل كنند؟ شما علما اگر در اين مجالس نرويد، مجالس را ديگرى اداره مى كند. نگوييد براى ما كسر (شأن) است. اين منبر رفتن فخر ماست. ما از آن روزى كه به اين ويروس، كه منبر رفتن براى ماكسر است مبتلا شديم، منبر را ديگرى اداره مى كند. اين چنين نيست كه مسجد و حسينيه بدون سخنرانى و برنامه باشد. شما نشد، ديگرى؛ شما نشد، آقازاده يتان؛ آقازادهيتان نشد، شاگردتان؛ اگر او نشد، مداح اداره مى كند. مبادا خداى ناكرده اين صحنه را خالى بگذاريد. جابر توى كوچه، نابينا، در سنّ پيرى اين رسالت رسمى اوست از طرف پيغمبر اكرم، عليه آلاف التحيه و الثناء؛ كه به نوه ام به باقر بگو كه مهدى فرزند توست. اين نشان دهنده اهميت مسأله است. خوب آنوقت بياييم شأن اين را با آن جشن هاى