ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - داستانى شنيدنى از زندگى شيخ
مى كردند. امّا آيت الله سيد عباس كاشانى (از بزرگان ختوم و اذكار در قم) گفته اند كه: شيخ بهلول خيلى از اسرار مگو را به من گفته است؛ و از آن جمله، قضيه طى الارض ايشان بود كه ابتدا، انكار مى كردند، ولى من دليل آوردم و ايشان قبول كردند.
به ايشان گفتم: در فلان روز و فلان ساعت، شما هم در ايتاليا بوده ايد و هم در تهران، كه شيخ پس از شنيدن اين حرف تسليم شدند.
كلماتى از شيخ بهلول
دروغ در جمكران
حاج حسين احمدى خمينى شهرى مى گفت: آقاى بهلول را ديدم از ايشان پرسيدم كجا بوديد؟
گفت: جمكران.
گفتم: براى چه رفته بوديد؟
گفت: رفتم دويست تا دروغ گفتم و برگشتم. (اشاره به نماز امام زمان (ع) كه در هر ركعت آن صدمرتبه آيه «إِيَّاكَنَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» دارد.
سؤالى در خصوص رؤيت حضرت مهدى (ع)
از شيخ بهلول پرسيدند كه چه وقت مى شود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟
فرمودند: با تقوا باشيد؛ وقتى كه بين شما و حضرت (ع) سنخيت باشد.
سپس فرمودند: ديدن امام زمان، روحى فداه، مهّم نيست، مهم اين است كه او ما را ببيند. خيلى ها هم على (ع) را ديدند امّا دشمن او شدند. اگر كارى كرديم كه نظر آنها را جلب كنيم، آن ارزش دارد.
دعاى مجرّب
ايشان سفارش مى كردند كه براى رفع مشكلات، بعداز هر نماز واجب، هر قدر توانستيد اين ذكر را بگوييد كه تأثير بسيارى دارد:
اللّهمّ أغننى بحلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصيتك و بفضلك عمنّ سواك.
از قول مرحوم آيت الله كشميرى (ره) نيز نقل شده است كه از مرحوم قاضى (ره) درخواست كيميا و راهنمايى رسيدن به آن را كردم، ايشان فرمودند: اين ذكر را بسيار بگو كه خود كيمياست.
بركت فراوان از دو عمل
ايشان مى فرمودند:
من در تمام عمرم يك عمل را ترك كرده ام و اصلًا انجام نداده ام و يك عمل را اصلًا ترك نكرده ام و تحت هر شرايطى بجا آورده ام و از اين دو كار، بركت زيادى ديده ام، و آن را به همه شما سفارش مى كنم؛ آنچه ترك كرده ام، دروغ است، و آنچه ترك نكرده ام نماز شب است.
هرچه دارم از تبرّى دارم
جناب عارف ربانى مرحوم حاج آقا انصارى همدانى به ايشان فرموده بودند: آقا ما اعتقاد داريم كه شما جزو اوتاد هستيد.
ايشان در جواب فرمودند: نخير، من جزو اوتاد نيستم، ولى هرچه دارم از تبرّى دارم.
امر تبرّى به قدرى مهمّ است كه حضرت حق تعالى در زيارت عاشورا اوّل مى فرمايند: اللّهمّ العن أوّل ظالمٍ ... و بعد مى فرمايد: السلام عليك يا أباعبدالله ...
بهلول از ديدگاه فرزانگان
- مقام معظم رهبرى فرمودند: ايشان حق بزرگى به گردن انقلاب دارند.
- از نظر عالم عارف، حضرت آيت الله بهاءالدينى (ره): همين اندازه كه به همه تشريفاتى كه ديگران اسير آن هستند، او بى اعتناست خيلى مقام و موقعيت است و اين منشاء ترقى و تعالى است.
- آيت الله امجد: ايشان يك انسان وارسته اى است، توكّل عجيبى دارد، او يك انسان عتيقه است، چرا كه عتيقه جات، معمولًا كمياب و قيمتى هستند، او هم كمياب است و هم قيمتى.
- آيت الله سيبويه: بزرگ فاضل ما، عالم با عمل و عارف سالك كامل، حافظ قرآن و ستاره درخشان و رسيده به درجه سير و سلوك و عرفان در اوج وصول، نور ديده ارباب معرفت و عقول آقاى حاج شيخ محمدتقى بهلول.
- آيت الله خزعلى: ... كافى است او را يكبار ببينى، اگرنه، يكبار به سرگذشتش مرور كنى، باشد كه از قيد و بندها، از اين نحل و زنجيرها، خلاصى حاصل شود و توجه بيشتر به عالم معنى دست دهد.
داستانى شنيدنى از زندگى شيخ
ايشان مى فرمودند: زمانى در مشهد به منزل يكى از آشنايان كه سيد بود، رفتيم. اتفاقاً شبى بارانى بود و خانم خانه هم زايمان كرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود. متوجه شدم كه حالش مساعد نيست. به او گفتم: شما بخوابيد من از بچه ها، نگهدارى مى كنم و او هم خوابيد.
نصف شب ديدم، بچّه ها خيلى گريه مى كنند، فهميدم كه خودشان را كثيف كرده اند. داخل حياط آمدم كه كهنه بياورم و آنها را پاك كنم و قُنداق نمايم؛ امّا متأسفانه باران آمده بود و تمام آنها خيس شده بود. به داخل برگشتم و عباى خود را چهار تكّه كرده و به وسيله آن بچّه ها را تميز كردم و قنداق نمودم. اذان صبح كه به طرف حرم حضرت رضا (ع) حركت كردم، در بين راه، چند سگ به من حمله كردند؛ مشغول دفع سگ ها بودم كه سيدى آمد و سگ ها را رد كرد و به من گفت: «كسى كه تا صبح از بچه هاى ما مراقبت كرده، ما قادر نيستيم چهار تا سگ را از او دفع كنيم.» بعد هم غيب شد.
پى نوشت:
\* برگرفته از كتاب «ملكوتى خاك نشين، سيرى در زندگانى حاج شيخ بهلول محمدتقى بهلول» نوشته سيّد عباس موسوى مطلق.