ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - عصر غيبت، عصر آزمايش
ظلمات، چراغ هاى هدايت اند و خداوند آنها را از هر فتنه اى در زمين پر از ظلمت نجات مى دهد.[١]
اين عبارت را پيامبر، دوبار فرموده اند، نه يك بار. اين جمله، از كسى است كه نفسش، نگاهش، كلامش با عالم وجود برابرى مى كند. اصحاب سؤال مى كنند كه آيا ما براداران شما نيستيم؟ مى فرمايند: خير، شما اصحاب من هستيد و برادرانم غير از شمايند.
روح من فداى شما، اى صاحب الزمان (عج)، اى مرد خدايى! تو كيستى كه شاگردان مكتب تو، كسانى كه تو آنها را تربيت نموده اى، و خادمانى كه شرف خدمت در حضور تو را دارند، به مقامى مى رسند كه برادران پيامبر به شمار مى روند تا جايى كه پيامبر آرزوى ديدار و گفت وگوى با آنان را دارد. چه سرّى در وجود تو نهفته است كه از آن در وجودشان دميده اى؛ اى غيب پنهان خداوند، و اى راز سربسته حق!
اين چه معدنى است، در وجود تو و اين چگونه تربيتى است كه آنها را دردينشان سرسخت تر از كسى قرار مى دهد كه در شب تار، تيغ هاى خار مغيلان دست او را مى برند، اما او هيچ اعتنايى به آن نمى كند، يا سرسخت تر از كسى كه آتش گداخته را در دست مى گيرد و هيچ توجهى به سوختن دست خود ندارد؟ اين چه درجه اى از ايمان است كه سبب اشتياق پيامبر به ديدار آنان شده است.
آنها عصاره عالم خلقت و ثمر، درخت نبوت و امامت اند، كسانى كه امام (ع) در غيبت خود، آنها را تربيت كرده است. كسانى كه با صبر خود، امتحانات الهى را پشت سرگذاشته اند و به مقام برادرى پيامبر نايل شده اند، كه مقامى بس عظيم است و بعد از مقام معصومين (ع) قرار دارد. اگرچه اين مقام آنها به درجه مقام اخوت اميرمؤمنان حضرت على (ع) با پيامبر اكرم (ص) نمى رسد. آنها كسانى اند كه با صبر خود و وقف خود براى خدا، و رسول او، و حجت او، به اين مقام بلند دست يافته اند.
عصر غيبت، عصر آزمايش
اينگونه است كه عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش است. عصرى است كه در آن گوهرهاى پنهان با انواع امتحانات الهى آشكار مى شوند.
عبدالرحمان بن سيابه از امام صادق (ع) نقل كرد كه ايشان فرمودند:
چگونه خواهد بود، حالتان وقتى كه بى امام هادى و راهنما شويد؟ بعضى از بعضى ديگر تبرّى مى جويند، در آن زمان است كه از يكديگر جدا شده، پالايش و غربال مى شويد، و در آن هنگام «تميزون» (متمايز مى شويد).
و اين، مرحله نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبيث از طيب.
و مرحله دوم، «تمحّصون» (پالايش مى شويد)؛ مانند پالايش سنگ معدن، مثل طلايى كه ذوب مى كنند و سپس به آن موادى مى افزايند تا ناخالصى هايش جدا شود.
و مرحله سوم، «تغربلون» (غربال مى شويد)؛ مانند غربال كردن گندم، براى جداكردن گندم هاى تلخ و ضعيف كه از غربال به پايين مى افتند.
در روايتى از شيخ طوسى است، كه وقتى امام به اين جا رسيدند، آن را سه بار مطرح كردند؛
لايكون فرجنا حتىّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، يقولها ثلاثاً، حتىّ يذهب الله تعالى الكدر ويبقى الصّفوّ.
فرج ما نخواهد رسيد، مگر آنكه غربال شويد و غربال شويد و غربال شويد، تا جايى كه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نمايد.
يعنى اين غربال مؤمنان در نزديكى زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.[٢]
و مرحله غربال، سخت ترين اين مراحل است.
اين همان راه و مسيرى است كه رسول خدا (ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و اين همان تكامل است كه خداى متعال با قوانين و سنت هاى خود در آزمايش امت ها، انبيا و امامان (ع) قرار داده است، تا درخت بشريت در سايه دولت عدل الهى به ثمر بنشيند. اين از اسرار غيبت است كه خداى متعال براى خاتم امامان، از عترت پيامبر (ص) تقدير نموده است.
اين همان [امام] غايبى است كه خداوند، او را مظهر غيب و شهادت خود قرار داده است. او در غيبت خود، مظهر غيب الغيوب است و وقتى كه ظهور نمايد، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كننده هر حقى و باطل كننده هر باطلى) قرار مى دهد. اين چه قدرتى است كه خداوند به او عطا مى كند، و به وسيله او هر حقى را احقاق مى كند، و هر باطلى را باطل مى نمايد.