ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - قداست و اسلاميت حرم شريف
به «ايلياء» ناميده مى شد، در اين برهه با گرويدن «قسطنطين» امپراطور به دين مسيحيت، آيين مسيحيت دين رسمى امپراطورى بيزانسى گشت. در اين دوره همچنين «هيلانا» ملكه مادر، كليساى قيامت را در سال ٣٣٥ م. بنا نهاد.
در سال ٦١٤ فارس ها مجدداً قدس را اشغال كرده و بخش عمده كليساها و ديرهاى آن را از ميان بردند. قدس تا سال ٦٢٧ جزء قلمرو فارس ها بود تا اينكه «هوكول» آن را باز پس گرفت و اين شهر تا فتح اسلامى در حكمرانى بيزانسى ها بود.
از آنجايى كه اسلام آيينى جهانى بوده و به عرب ها محدود نمى شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه كشورها منتشر سازند، و نتيجه آن فتوحات اسلامى بود كه فلسطين از جمله نخستين كشورهايى است كه سپاهيان اسلامى به سوى آن رهسپار شدند. با شكست روميان در نبرد «يرموك» موضوع دستيابى مسلمانان به قدس و گشودن آن ديگر امر ساده اى گشت و در سال ١٥ ق. (٦٣٦ م.) عمر بن خطاب وارد قدس شد و به واسطه امان نامه اى كه به اسم وى معروف گشت، براى مردمانش امنيت به ارمغان آورد.
با ورود مسلمانان به قدس دوره جديدى از تاريخ اين شهر آغاز مى شود و سلسله خلافت اسلامى، حكمرانى بر اين منطقه را پى درپى تداوم بخشيدند، به طورى كه پس از خلفاى راشدين، اموى ها، عباسى ها، اخشيديون، فاطميون و سلاجقه حكمرانى كردند. در طول اين مدت و به عبارتى از زمان فتح عمرى تا سال ٢١٧ ق. قدس بنام ايلياء و بيت المقدس ناميده مى شد تا اينكه كم كم و براى اولين بار در تاريخ اسلامى يعنى دقيقاً از سال ٢١٦ هجرى كه مأمون خليفه عباسى دستور انجام بازسازى لازم بر روى قبةالصخره[١] را صادر كرد، اين شهر قدس نام گرفت.
در سال ٢١٧ ق. مأمون مبادرت به ضرب سكه هايى با نام قدس (به جاى ايلياء) نمود تا احتمالًا اين اقدام وى به منظور يادآورى سالگرد قبةالصخره بازسازى بوده است. بنابراين نامگذارى شهر قدس به همين نام برخلاف تصور برخى ها كه معتقدند اين نامگذارى به پايان عصر مملوكيان (قرن نهم هجرى) بازمى گردد، از بدو قرن سوم هجرى بوده است.
اين نامگذارى بعدها جا افتاد به طورى كه در زمان خلافت عثمانى به نام «قدس شريف» موسوم گشت. به سال (٤٩٢ ق./ ١٠٩٩ م) صليبى ها قدس را اشغال كردند و بدون توجه به قداست و جايگاه دينى آن، دست به فساد و ويرانى زدند و در اين رهگذر مرتكب قتل عام هاى وحشيانه اى در صحن حرم شريف شدند. صليبى ها به اين اعمال ددمنشانه بسنده نكرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصى را به كليسا و اسطبل اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صليبى ها به اسطبل سليمان معروف شد. اين رفتار صليبى ها با روح تسامحى كه در عملكرد عمر بن خطاب به هنگام ورودش به شهر قدس بود، متناقض و مغاير بود. سرانجام سلطان صلاح الدين ايوبى در نبرد معروف «حطين» (سال ٥٨٣ ق./ ١١٨٧ م) بر صليبى ها پيروز شد، و فلسطين را آزاد و قدس را از چنگال صليبى ها رهانيد و آن را به آغوش اسلام بازگردانيد.
قدس، پس از ايوبى ها همچنان در دست مسلمانان باقى بود و عاقبت در سال ١٩١٧ م خلافت عثمانى بر قدس توسط انگليسى ها سرنگون شد.
قداست و اسلاميت حرم شريف
قداست مسجدالاقصى به باورهاى اسلامى پيوند خورد. اين مسجد نخستين قبله گاه مسلمانان است و مسلمانان پيش از آنكه رو به كعبه نماز بگذارند مدت ١٧ ماه به سوى قدس نماز مى خواندند و به همين دليل مسجدى كه امر الهى مبنى بر تغيير قبله در آن نازل گرديد، مسجد «ذوقبلتين»[٢] (دو قبله اى) لقب گرفت.
اسلاميت مسجدالاقصى با واقعه اسرا و معراج نبى اكرم (ص) سنديت يافت؛ معجزه اى كه مخصوص رسول مكرم اسلام حضرت محمد (ص) است.
اين فرموده حق تعالى است:
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي