ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - نمونه هايى از مصادر شيعه و سنى
و سنى، رواياتى باشد كه از مرحله ظهور اسلام و داخل شدن اقوام مختلف در اسلام و تشكيل حكومت الهى به دست مهدى منتظر (ع) از فرزندان نبى اكرم (ص) صحبت مى كند و هنگامى كه روايت و آيه درباره يك موضوع، اتفاق پيدا مى كنند، آن قضيه داراى ارزش علمى بالايى مى شود. همان طور كه در روايات وارده در تفسير آيات مربوط به ظهور اسلام يا ظهور امام مهدى (ع) چنين است.
نگاهى اجمالى به آيات تفسير شده به ظهور حضرت مهدى (ع)
علامه بحرانى در كتاب المحجّة حدود يكصد روايت وارده درباره تفسير آيات به امام مهدى (ع) را گرد آورده است. بعد از بررسى بيش از چهارصد مصدر كتب تفسيرى و حديث، بيش از پانصد روايت كه ده ها آيه را به امام مهدى (عج) تفسير مى كند، يافتم؛ كه بيشتر آن روايات از طرق شيعه از امامان اهل بيت (ع) و اندكى نيز از طريق اهل سنت روايت شده است.
موضوعات اين روايات بسيار متنوع مى باشند. من جمله، صحبت از پاره اى وقايع قبل از ظهور ايشان؛ جمع شدن ياران آن حضرت (ع) در مكه، آغاز قيام حضرت مهدى (ع) از مسجدالحرام، حركت ايشان به سوى قدس، متوجه شدن ايشان به عالم، و جنگ ها و پيروزى هاى حضرت حجت (ع) و رفاه و گشايش در عصر ايشان، و عدالت و رحمت و دوست داشتن ايشان توسط مردم، و ده ها موضوع كلى و تفصيلى از اين مرحله از ظهور اسلام بر ساير اديان، و آنچه به دنبال اين مرحله به وقوع مى پيوندد از نزول حضرت مسيح (ع) و تصديق حضرت مهدى (ع) و حمايت و يارى حضرت مهدى (ع) توسط ايشان، و از آنچه بعداز امام مهدى (ع) رخ مى دهد؛ از رجعت پيامبر اكرم (ص) و ائمه (ع) به دنيا و حكومت نمودن به مدت طولانى، پس از آغاز شدن علايم قيامت، و خروج جنبده اى از زمين (دابة الأرض) و يأجوج و مأجوج و ....
نمونه هايى از مصادر شيعه و سنى
١. طبرى در تفسير خود[١] مى گويد: سُدّى درباره اين سخن خداوند تعالى:
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِي خَرابِها.[٢]
مى گويد: «روميان بخت النصر را در تخريب بيت المقدس يارى كردند» و درباره اين قول خداوند:
أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ.[٣]
آنان حق ندارند جز ترسان و لرزان در آن [مسجد] درآيند؛
گفته است: در زمين، هيچ رومى وجود ندارد مگر اينكه اگر بخواهد وارد آن شود، مى ترسد كه گردنش زده شود، و به پرداخت جزيه ترسانده شده، آنرا مى پردازد. و درباره اين آيه قرآن:
لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ.[٤]
در دنيا، ايشان را خوارى است.
مى گويد: اما خوارى و ذلت روميان در دنيا، هنگامى است كه امام مهدى (ع) قيام نموده و «قسطنطنيه» را فتح نمايد و آنها را به قتل رساند؛ اين ذلت آنها در دنياست.
همين روايت را شيخ طوسى از سدى در تفسير التبيان[٥] روايت كرده، و به آخر آن اين جمله را اضافه نموده است: «و براى آنان، خوارى در دنيا به اين است كه كشته شوند، اگر حربى باشند.»
مشابه اين بيان را «سيوطى» در تفسير درّ المنثور[٦]، نقل كرده است. همچنين در كتاب العرف الوردى فى أخبار المهدى الحاوى[٧] و در كتاب البرهان[٨] و صاحب جريدة العجائب[٩]، نيز اين روايت نقل شده است.
آنچه را كه درباره قيمت و ارزش علمى روايت نقل شده از سدى گفتيم، در حالى كه فقراتى را كه سدّى بر زمان خودش تطبيق نموده است، رد نموديم به اين دليل است كه روايت، اين نكته را آشكار مى كند كه در ذهن تابعينى مثل سدى اين بوده است كه پيروزى كامل مسلمين بر روم و فتح پايتخت آنان، كه در اين روايت قسطنطنيه ناميده شده، به دست مهدى موعود (ع) انجام شده و عزت مسلمين در مقابل آنها به دست ايشان تحقق خواهد يافت.
٢. در كمال الدين[١٠] از امام صادق (ع) روايت شده است كه درباره آيه:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[١١]
او كسى است كه پيامبر خود را براى هدايت مردم با دينى درست و برحق، فرستاد، تا او را بر همه دين ها پيروز گرداند، هرچند مشركان را خوش نيايد.
چنين فرمودند:
به خدا قسم، تأويل اين آيه رخ نداده و رخ نخواهد داد تا قائم (ع) خروج نمايد. پس آنگاه كه خروج نمايد، هيچ كافرى به خداى عظيم و هيچ مشركى به امام وجود نخواهد داشت مگر اينكه خروج آن حضرت (ع) را ناخوش دارد. حتى اگر در ميان صخره اى مشرك يا كافرى پنهان شده باشد، آن صخره