ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - يهود دشمن ديرينه اسلام
يعنى ساير تهديدها براى يهود فرعى به شمار مى آيد و ظهور اسلام تهديد اصلى ايشان است.
بر اين اساس اگر اينها را در امر مبارزه و مقابله، با تجربه بدانيم و اگر اينها را در رابطه با دين اسلام صاحب اطلاعات بدانيم و آيه:
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ، يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ؛[١]
اهل كتاب، همچنان كه فرزندان خود را مى شناسند، او (پيامبر گرامى) را مى شناسند.
كه در دو مورد آمده است يك جا در مورد قبله و تغيير آن و جاى ديگر در مورد وجود مبارك پيامبر اكرم (ص) كه يكى در فروع است و ديگرى در مورد خود پيامبر، حاكى از اين مطلب است كه اينها تمام مطالب را در مورد اسلام مى دانند.
فرض كنيد كسى مى داند در نقطه اى دشمنى دارد و مى داند او چگونه است و براى مقابله با او هم تجربه كافى دارد، يهود اينچنين است.
بنابراين اصلى ترين عمليات يهود در جهت مقابله با اسلام است. پس يهود در آستانه ظهور اسلام عملياتش به اوج خود مى رسد، و بهره گيرى از برنامه ريزى هاى قبلى يهود به حداكثر خود مى رسد؛ نه اينكه آغاز كار يهود مقابله با اسلام باشد بلكه آغاز مقابله يهود حداقل به ٣٠٠- ٢٠٠ سال قبل از ظهور پيامبر اكرم (ص) برمى گردد. اساساً حضور يهود در مدينه براساس اين عداوت تعريف مى شود و نه براساس يافتن پيامبراكرم (ص) و ايمان به ايشان، گرچه ظاهراً اين ادعا را داشتند. و دليلش اين است كه قرآن مى فرمايد:
وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ.
وقتى پيامبر اكرم (ص) آمدند، تنها تعداد كمى از اينها ايمان آوردند.
امكان ندارد گروهى به جايى بروند و بدون اينكه تغيير محتوا بدهند، تغيير نظر بدهند. يهود در مدينه تحت تأثير اعراب آن منطقه نبود، بلكه اعراب آنجا تحت تأثير يهود بودند. در مدينه گروه هاى فكرى اثر گذار بر قبايل يهودى وجود ندارد. يعنى يهود مدينه از ٣٠٠ سال قبل كه به آنجا آمده بود تا آن زمان تفاوتى نكرده بودند. سازمان اثرگذارى داشت كه تأثيرپذير نبود. پس چرا عمل آنها با حرفشان تفاوت دارد. از اينجا معلوم مى شود كه حرفشان دروغى براى پوشش راز عملياتيشان بوده است. بنابراين يهود در آستانه ظهور به بهره گرفتن از ابزارى پرداخت كه از ساليان قبل مهيا كرده بود.
\* آيا تحريف تورات در پيش بينى هاى يهود اثرگذار بوده است يا نه، آيا مى توان گفت مطالب تحريف شده را به بعضى عرضه مى كردند و مطالب تحريف نشده را به بعضى ديگر.
در اين مورد كلًا دو بحث وجود دارد؛ يكى فعاليت هايى كه اينها از نظر ميدانى انجام داده اند، و ديگر بحث خاص تحريف. فعاليت اينها از نظر ميدانى مستلزم اين مطلب است كه آيا در مورد تهديدى كه عليه شان بوده است تقسيم بندى خاصى كرده اند يا خير. اصولًا وقتى موضوعى را به عنوان تهديد عليه خودمان بررسى مى كنيم، به تقسيم بندى آن تهديد مى پردازيم و سپس خطوط دفاعى خود را در برابر نقاط تقسيم بندى شده ايجاد مى كنيم. مثلًا اگر مى گوييم چيزى براى ما تهديد است، يعنى قرار است به ما ضربه بزند، بايد نقاط ضربه پذير خود را شناسايى كنيم و در برابر آن ابزار دفاعى ايجاد كنيم و در تعيين اين نقاط ضربه پذير الويت بندى نيز انجام مى دهيم. براى مثال اگر در جايى ديوارى خراب شود. به طور ناخودآگاه انسان از سرخود حفاظت مى كند در حالى كه ممكن است اين خرابى براى كل بدن ضرر داشته باشد. چون حساس ترين نقطه سر انسان است.
يهود در مقابل اسلام احساس خطر مى كند، بنابراين با توجه به آموزش ها و تجربه هايى كه دارد، نقاط ضربه پذير خود را مسدود مى كند و بر اين اساس حساس ترين نقاط را مسدود مى كند. براى يهود اولين تهديد، خود اسلام است و اسلام توسط پيامبر اكرم (ص) مى آيد. پس در ابتدا بايد كارى كنند كه پيامبر اسلام نيايد. چون اگر پيامبرى نيايد، اينها تمام راه هاى تهديد را بسته اند. بر همين اساس، آن خط ترور را دنبال مى كنند. كه در تاريخ بعضى از نقاط اين خط ترور افشا شده است. گرچه ويژگى ترور افشا نشدن آن است. ترور يعنى قتل سياسى هدفمند مخفى كه تروركننده و مبدأ آن افشا نشود. اگر علناً كسى كشته شود ديگر اسمش قتل سياسى است. اگر اين امور در جايى افشا شده توسط عالمين بالغيب [آگاهان از غيب] افشا شده است و يا اينكه شواهد باقيمانده حاكى از اين امور است و اصلش باقى نمانده است.
بنابراين مى دانيم اينها ترور انجام داده اند ولى