ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - زندگى جهان ديگر
دريا نمودار شده است.» پس خداوندا! ولى خود و پسر دختر پيامبرت را كه همنام رسول توست بر ما آشكار ساز ....
مراتب و درجات زندگى «حيات»
در نگره قرآنى، زندگى «حيات» از سه مرتبه يا درجه برخوردار است: زندگى اين جهان (دنيوى)، زندگى جهان ديگر (اخروى) و زندگى ناشى از ايمان و عمل صالح. براى روشن شدن معنا و مفهوم زندگى هاى سهگانه و تفاوت هايى كه با يكديگر دارند، در اينجا برخى از آيات قرآن را كه اشاره به اين سه نوع زندگى دارد بررسى مىكنيم.
زندگى اين جهان
در بيش از هفتاد آيه از آيات قرآن كريم از «زندگى دنيا» سخن به ميان آمده و جالب اين است كه بيشتر اين آيات، زندگى اين جهانى را در برابر زندگى آن جهان خوار و ناچيز شمرده و اهل ايمان را از فريفته شدن به اين زندگى برحذر داشتهاند. در يكى از آيات قرآن، زندگى دنيا چنين توصيف شده است «إعلموا أنّما الحياه الدنيا لعب و لهو و زينه و تفاخر بينكم و تكاثر فى الأموال و الأولاد و ما الحياه الدنيا إلّا متاع الغرور»،[١]
بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازى و سرگرمى و آرايش و فخر فروشى شما به يكديگر و فزونجويى در اموال و فرزندان است ... و زندگانى دنيا جز كالاى فرينبده نيست.
اين نوع از زندگى، وجه مشترك انسان و ديگر موجودات زنده بوده و آثارى كه بر آن بار مىشود جز آثارى مادى همچون خوردن، آشاميدن، توليد نسل و غيره نيست.
زندگى جهان ديگر
اين نوع از زندگى- كه در جهان بازپسين نصيب اهل ايمان و انسان هاى شايسته مىشود- در فرهنگ قرآن از جايگاه بسيار شايستهاى برخوردار بوده و آثار فراوانى بر آن مترتب شده است تا بدانجا كه به تعبير قرآن زندگى دنيا در برابر اين زندگى اصلًا قابل توجه نيست «وَما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»[٢]
اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا در سراى آخرت است. اى كاش مىدانستند.
دست يافتن به اين نوع زندگى، چنانكه گفته شد، مستلزم ايمان و عمل صالح و به بيان ديگر پيروى از فرامين خدا و رسول اوست. قرآن كريم در اينباره مى فرمايد: «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ....»[٣]، اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون خدا و پيامبر، شما را به چيزى فراخواندند كه به شما حيات مىبخشد، آنان را اجابت كنيد.
علامه طباطبايى (ره) در ذيل اين آيه به تفصيل به بررسى تفاوت زندگى دنيا و آخرت پرداخته و آثارى را كه زندگى اخروى به دنبال دارد برشمرده است. ايشان همچنين اشارهاى اجمالى به نوعى ديگر از زندگى كرده و بحث تفصيلى در اينباره را به جاى مناسب آن واگذار كرده است، از ديدگاه قرآن كريم، زندگى «حيات» معناى ديگرى دارد، كه بسيار دقيقتر از معنايى است كه ما براساس نگاه سطحى و ساده خود تصور مىكنيم. ما در نگاه ابتدايى، زندگى را چيزى جز آنچه كه انسان با آن در اين دنيا تا زمان رسيدن مرگ، بهسر مىبرد نمىدانيم؛ يعنى حالتى كه همراه با شعور و فعل ارادى است و مانند آن يا نزديك به آن در ديگر موجودات زنده، غير از انسان نيز يافت مىشود. اما خداى سبحان مىفرمايد: «وَما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ[٤]؛ اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست و زندگى حقيقى همانا در سراى آخرت است. اى كاش مىدانستند.» از اين آيه چنين برمىآيد كه انسان بهرهمند از اين زندگى، جز با اوهام و امور غير واقعى سر و كار نداشته و به وسيله اين حيات از غايت وجود و اغراض روحش كه مهمتر و واجبتر است باز مىماند و اين همان معنايى است كه در يكى از سخنان خداى تعالى- كه از خطاب هاى روز قيامت است- به آن اشاره شده است: «لَقَدْكُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ[٥]؛ [به او مىگويند واقعاً كه از اين حال سخت در غفلت بودى. ولى ما پردهات را از جلوى چشمانت برداشتيم و ديدهات امروز تيز است].»
بنابراين، انسان زندگى ديگرى دارد كه از اين زندگى دنيوى شريفتر و ارزشمندتر است؛ و آن زندگى اخروى است كه به زودى پرده از روى آن برداشته مىشود؛ زندگىاى كه سرگرمى و بازى با آن درنياميزد و بيهودگى و گناه با آن آميخته نشود و انسان جز به نور ايمان و روح بندگى در آن سير نمىكند. چنانكه خداى تعالى فرمود: «أُولئِكَكَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ[٦]؛ در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى