ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - زندگى پاكيزه ناشى از ايمان و انجام عمل شايسته
نمىبيند؛ چرا كه او هر آنچه خداوند آفريده را مىستايد و جز گناهان و نافرمانى هايى كه خداوند آنها را زشت شمرده چيزى را زشت نمىشمارد.
بنابراين اين آثار زندگى جز بر زندگى حقيقى و نه مجازى، بار نمىشود و خداوند سبحان اين آثار را بر آن نوع زندگى (طيبه) كه از آن ياد كرد مترتب ساخت و آن را به كسانى كه اختصاص داد كه ايمان آورند و عمل شايسته انجام دهند. پس اين زندگى، زندگى حقيقى تازهاى است كه خداوند سبحان آن را به ايشان ارزانى مىدارد. [١]
با توجه به آنچه گفته شد درمىيابيم كه به جز زندگى دنيا و زندگى آخرت، نوع ديگرى از زندگى وجود دارد كه قرآن كريم از آن با تعبير «حيات طيبه» يا «زندگى پاكيزه» ياد كرده است. اين نوع زندگى، زندگىاى حقيقى است كه آثار و پيامدهاى بسيار ارزشمندى براى انسان درپى دارد، كه بخشى از آن در همين دنيا و بخشى ديگر در جهان آخرت آشكار مىشود.
به اعتقاد ما آن زندگى كه وعده تحقق آن در عصر ظهور داده شده، چيزى جز همين نوع حيات- كه در قرآن از آن به «حيات طيبه»- تعبير شده و ويژگى ها و آثارش در اينجا بيان شد- نيست.
در آن عصر همه مردمان يا بخش زيادى از آنها، به مدد ظهور و حضور امام عصر (ع) از اين نوع زندگى بهره مىشوند و آثار آن- كه به تعبير علامه طباطبايى نور، كمال، توانايى، عزت و سرور وصف ناشدنى است- شامل حال آنها مىگردد و توانمندى هاى ناشى از آن نصيب همه اهل ايمان مىگردد.
پىنوشتها:
[١]. سوره فاطر (٣٥) آيه ٩.
[٢]. سوره حج (٢٢) آيه ٥ و ٦؛ همچنين ر. ك: سوره روم (٣٠) آيه ١٩ و ٢٤.
[٣]. محمّدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٩٩، ص ١٠١؛ شيخ عباس قمى، مفاتيحالجنان، زيارت حضرت صاحب الأمر به نقل از سيدبن طاووس.
[٤]. نهجالبلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، كلمات قصار، شماره ١٤٧، ص ٣٨٨.
[٥]. سوره حديد (٥٧) آيه ١٧.
[٦]. سيدهاشم حسينى بحرانى، سيماى حضرت مهدى (ع) در قرآن، ترجمه سيد مهدى حائرى قزوينى، ص ٣٧٧؛ همچنين ر. ك: شيخ صدوق، كمال الدين و تمام
النعمه، ج ٢، ص ٦٨٨ شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص ١١٠.
[٧]. سوره حديد (٥٧) آيه ١٦.
[٨]. سيد هاشم حسينى بحرانى، همان، ص ٣٧٥- ٣٧٤؛ همچنين ر. ك: شيخ صدوق، همان، ص ٦٦٨؛ شيخ طوسى، همان، ص ٦.
[٩]. محمّدباقر مجلسى، همان، ص ٢١٥.
[١٠]. همان، ص ١٠١.
[١١]. همان، ص ١٠٧؛ در زيارت ديگرى آمده است: «السلام عليك يا محيى معالم الدين و أهله»، ر. ك: همان، ص ٨٦.
[١٢]. سوره روم (٣٠) آيه ٤١.
[١٣]. محمّدباقر مجلسى، همان، ص ١١٢- ١١١.
[١٤]. سوره حديد (٥٧) آيه ٢٠.
[١٥]. سوره عنكبوت (٢٩) آيه ٦٤.
[١٦]. سوره انفال (٨) آيه ٢٤.
[١٧]. سوره عنكبوت (٢٩) آيه ٦٤.
[١٨]. سوره ق (٥٠) آيه ٢٢.
[١٩]. سوره مجادله (٥٨) آيه ٢٢.
[٢٠]. سوره انعام (٦) آيه ١٢٢.
(٢١). سوره بقره (٢) آيه ٢٥٣.
(٢٢). سوره شورى (٤٢) آيه ٥٢.
[٢٣]. سوره انفال (٨) آيه ٢٤.
[٢٤]. سوره نحل (١٦) آيه ٩٧.
[٢٥]. سيد محمّد حسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٩، ص ٤٥- ٤٤.
[٢٦]. سوره نحل (١٦) آيه ٩٧.
[٢٧]. سوره انعام (٦) آيه ١٢٢.
[٢٨]. سوره مجادله (٥٨) آيه ٢٢.
[٢٩]. سوره روم (٣٠) آيه ٤٧.
[٣٠]. سوره مائده (٥) آيه ٦٩.
(٣١). سيدمحمّد حسين طباطبايى، ج ١٢، ص ٣٤٢- ٣٤١