ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - غرب، اسلام را جايگزين كمونيسم كرده است
آقاى ژانتيف آيا به طور كلى مى توان اين اقدام عليه اسلام را بخشى از برنامه ايدئولوژيكى غرب دانست؟ چرا كه ما امروزه شاهد هستيم كه اخبار زيادى وجود دارد مبنى بر اينكه اسلام در بسيارى از كشورهاى اروپايى در حال گسترش است و تعداد افرادى كه در اروپا به اسلام گرويده اند، رو به افزايش مى باشد. شايد بتوان گفت غرب به نوعى نگران اين مسئله مى باشد، بنابراين آيا مى توان اين مسئله را ناشى از استراتژى ايدئولوژيكى غرب براى مقابله با گسترش اسلام دانست؟
به نظر من همين طور است و البته بايد دليل آن مورد توجه قرار بگيرد. موضوع اينجاست كه خود مقامات آمريكايى، از جمله بيل كلينتون، رئيس جمهور پيشين اين كشور، علناً اين مسئله را مطرح مى كردند كه پس از نابودى كمونيسم جهانى، ايدئولوژى كمونيستى- كه جايگزينى براى ايدئولوژى غرب به شمار مى رفت- اكنون اين اسلام است كه جايگزين ايدئولوژى غرب و به عنوان دشمن ايدئولوژيك آمريكا و غرب مطرح شده است.
اين مسئله از جنبه هاى بسيارى قابل توضيح است. زمانى كه اتحاد جماهير شوروى وجود داشت، اميد بسيارى از كشورهاى جهان و گروههاى اجتماعى به جامعه سوسياليستى، به عنوان جايگزينى براى غرب بود؛ پس از نابودى كمونيسم، در بسيارى از موارد، ديگر رو به اسلام آورده مى شود و اين مسئله تنها مربوط به مللى كه به طور مرسوم مسلمان شناخته مى شوند، نمى باشد.
در واقع به اسلام به عنوان جايگزينى براى روند جهانى شدن و خواسته هاى روزافزون مطرح در جوامع غربى مى نگرند. ولى اسلام در واقع واقعيتهاى ديگرى را به روى بشريت مى گشايد: به نوعى جهان بينى جديد، مطرح بودن اهداف و ارزشهاى عالى تر، هماهنگى و توازن انسان با جهان پيرامونش و آشتى ميان انسان و خدا كه جزو اصول دين اسلامى مى باشد.
اينها به واقع راهى كاملًا متفاوت هستند، اسلام نوعى مانع ايدئولوژيك بر سر راه جهانى شدن و افزايش نيازهاى اجتماعى، بر اساس استانداردهاى غربى است. به همين دليل، قطعاً غرب به ويژه آمريكا سعى دارند تا اين مانع را از سر راه خويش بردارد و براى مبارزه با آن هم از راههاى سياسى مستقيم و هم از طريق ايدئولوژيكى وارد عمل مى شود.
در واقع در اين امر از نوعى جنگ اطلاعاتى و رسانه اى استفاده مى كنند؛ چرا كه در اين صورت آن طورى كه رسانه هاى گروهى غربى اسلام را معرفى مى كنند، در واقع نشان دهنده نوعى طرح تبليغاتى و ايدئولوژيكى است كه در سطحى گسترده و وسيع صورت مى گيرد و مى توان گفت به نوعى حمله با اسلام است.
البته وجود چنين مبارزه اى را تكذيب مى كنند. ولى عملًا طرحهاى مختلفى را براى اين منظور طرح ريزى و اجرا مى كنند.
در واقع آنها با كمك توانايى رسانه هاى گروهى، اسلام خاص را به مردم نشان مى دهند و اين مسئله گوياى آن است كه طرح و برنامه اى در ميان است و اين چيزى است كه طى دهه نود ديده شده است.
پيش از آن، چنين چيزى مطرح نبود و غرب در واقع دشمن ايدئولوژيك ديگرى را در پيش رو داشت، قبلًا كمونيست بود و اكنون اين نقش را اسلام ايفا مى كند.
در حقيقت با نشان دادن اسلام، به گونه اى كه خود مايلند در صددند نه تنها در ديد مردم غرب و جوامع غير مسلمان بلكه اعتبار اسلام را در عرصه جهانى خدشه دار سازند و امتيازاتى را از اين راه به دست آورند و از آن براى گسترش ايدئولوژى غربى كه اكنون بر آن تأكيد مى شود، بهره ببرند. حال لطفاً شما با توضيحاتى به نوعى مواردى را براى متمايز كردن اسلام و تروريزم ذكر كنيد.
تروريسم نمى تواند و نبايد هم داراى گرايشات و تعلقات ملى و مذهبى باشد، تمام كسانى كه با ماهيت تعاليم اسلام، اصول و آداب و رسوم اين دين آشنايى دارند، چه خود مسلمانان و چه از اديان ديگر، مى توانند تأييد كنند كه اسلام، دينى با درك و تحمل زياد در مقابل ساير مذاهب است. دينى است كه صلح ناپايدار را هم بهتر از جنگ مى داند، اسلام دينى است ملايم و مخالف با خشونت كه در جهت برقرارى صلح، امنيت و توازن در جامعه تلاش مى كند و مخالف با رويارويى و حتى به دنبال دشمن گشتن براى نابودى آن است.
به همين دليل تروريسم، براساس ماهيت و ويژگيهاى خاص خود، نمى تواند هيچ وجهه مشترك و تشابهى با روحيات اسلامى داشته باشد.
بسيار مهم است كه اين مسئله به درستى درك شود كه به هيچ وجه نمى توان اسلام و تروريسم را يكسان و حتى نزديك به يكديگر درنظر گرفت.
در واقع بايد ماهيت اصلى اسلام را براى خود مسلمانان و ساير ملل تشريح نمود.
\* برگرفته از بولتن خبرى معاونت برون مرزى صدا و سيماى جمهورى اسلامى، شماره ٢٦٥، ١٥ دى، ١٣٨٣.