ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - رهبرى و عدالت
فجاهدتهم بعد الإيعاز لهم و تأكيد الحجه عليهم.[١]
و) جهاد: آنگاه كه اندرزهايت بر ديواره سنگى قلبهايشان اثرى نكرد رجز خوانان به صفوفشان تاختى.
الموت أولى من ركوب العار والعار أولى من دخول النار[٢]
در دل آن گرد وغبار، مردانه ميرزميدى و ناملايمات را به جان ميخريدى؛ آنچنان كه فرشتگان از صبر تو به شگفت درآمدند:
وأنت مقدم فيالهبوات. و محتمل للأذيات، قد عجبت من صبرك ملائكه السموات[٣].
در آخرين رمق، حقاً كه عالمى از آن مناجاتت به عجب آمد:
صبراً على قضائك يا ربّ لا إله سواك يا غياث المستغيثين مالى ربّ سواك ولا معبود غيرك، صبراً على حكمك.[٤]
و صد لعن و نفرين بر آنان باد كه اسلام زنده را سر بريدند و مجسمه نماز و روزه و تنديس راهنما به سوى سنتها و احكام را برخاك افكندند.
فالويل للعصاه الفساق لقد قتلوا بقتلك الإسلام، و عطّلوا الصلوه والصيام، و نقضوا السنن والأحكام.[٥]
رهبرى و عدالت
آنچه آمد، تنها روشنگر برخى اهداف و روشها در طول دوران حماسه و امامت بود. اما هدف مهم و ارزشمند امام، بسط عدالت اجتماعى و نشر آن بود:
وتبسط العدل و تنشره[٦].
و اين مهم جز با به دست گرفتن رهبرى جامعه نه ممكن بود و نه ميسور. به همين دليل در متن گفتار حضرت سيدالشهداء در مناجاتى با پروردگار خويش ضمن برائت جستن از بازى قدرت بر سرسراى دنيا، اهداف خود را به روشنى باز ميگويد: پروردگارا! تو ميدانى اين حركت نه براى رقابت بر سر حكومت و قدرت و نه به مقصود كسب مال بيمقدار دنياست، بلكه به خاطر نماياندن نشانههاى دين توبه مردم و اجراى اصلاح در سرزمينهاى تو است تا بندگان ستمديدهات از چنگال ظالمان برهند و واجبات و احكامت و سنتهاى تعطيل گشتهات دوباره جارى شوند.[٧]
خطكش و ترازهاى او حتى براى رهبرى خودش نيز سخت بيگذشت است:
فلعمرى ما الإمام إلّا العامل بالكتاب والآخذ بالقسط والدائن للحق والحابس نفسه على ذات الله.[٨]
به جانم سوگند پيشواى راستين آنكس است كه كارگزار كتاب الهى باشد و پيشهور عدل و قسط بوده از حق پيروى كرده، هستياش را وقف خدا و فرمانش كند. و مگر پژوهش در آغاز و انتهاى زندگانى و حماسهاش از او جز اين معرفى ميكند:
وكنت ... للحق ناصراً ... و للدين كالئاً، و عن حوزته مرامياً ... و تنصرالدين و تظهره.[٩]
يارى دهنده حق، مدافع دين و پاسدار مرزهايش بودى، به يارى دين شتافتى و آن را آشكار ساختى.
پىنوشتها:
\* بخشى از مقاله منتشر شده در مجله معرفت شماره ٦٤، فروردين ١٣٨٧.
[١]. مانند سيد شريف مرتضى، شيخ مفيد در المزار و شيخ محمّد در المزار الكبير.
[٢]. بحارالانوار، ج ٩٨، ص ٣٢٨.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٢٨٦.
[٤]. نهجالبلاغه، خطبه ١٢٩.
[٥]. الإمامه والسياسه، ج ١، ص ٢٠٣.
[٦]. موسوعه كلمات الإمام الحسين، ص ٣٦٠.
[٧]. زيارت ناحيه مقدسه.
[٨]. زيارت ناحيه مقدسه.
[٩]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١٠]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١١]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١٢]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١٣]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١٤]. زيارت ناحيه مقدسه.
[١٥]. الامامه والسياسه، ص ٢٠٣.
[١٦]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٢٤٢.
[١٧]. الاحتجاج، ج ٢، ص ١٩.
[١٨]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٠٧. همچنين موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٢٤٢ به بعد.
[١٩]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ١٢٩.
[٢٠]. زيارت ناحيه.
[٢١]. تاريخ الامم والملوك (الطبرى)، ج ٤، ص ٣٠٤.
[٢٢]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٢٨٣.
[٢٣]. نهجالبلاغه، حكمت ٣٧٤، ص ٧٢٠.
[٢٤]. نهجالبلاغه، حكمت ٣٧٤، ص ٧٢٠.
[٢٥]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٢٨٥.
[٢٦]. زيارت ناحيه.
[٢٧]. زيارت ناحيه.
[٢٨]. تحف العقول، ص ٢٣٨.
[٢٩]. زيارت ناحيه.
[٣٠]. تاريخ الامم والملوك (الطبرى)، ج ٤، ص ٢٦٦.
[٣١]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ٤١٩.
[٣٢]. تحف العقول، ص ٢٤٠.
[٣٣]. زيارت ناحيه.
[٣٤]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٤٩٩.
[٣٥]. زيارت ناحيه ص ٥٠.
[٣٦]. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص ٥١٠.
[٣٧]. زيارت ناحيه.
[٣٨]. زيارت ناحيه.
[٣٩]. تحف العقول، ص ٢٣٩.
[٤٠]. تاريخ الامم والملوك (الطبرى)، ج ٤، ص ٢٦٢.
[٤١]. تاريخ الامم والملوك (الطبرى)، ج ٤، ص ٢٦٢.