ماهنامه موعود
(١)
شماره پنج
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
سرمقاله
٢ ص
(٤)
به ما نگفتند
٤ ص
(٥)
دعاى شب و آه سحر
٦ ص
(٦)
تكليف عاشقان
١١ ص
(٧)
نقش امام عصر در هدايت اهواء و آراء
١٢ ص
(٨)
انا المهدى
٢٠ ص
(٩)
موعود قرآن (قسمت چهارم) حكومت مستضعفين
٢٢ ص
(١٠)
1 موقعيت اين آيه در قرآن
٢٢ ص
(١١)
2 فضاى نزول اين آيه
٢٢ ص
(١٢)
3 مستضعفان چه كسانى هستند؟
٢٣ ص
(١٣)
4 مصاديق اين آيه
٢٥ ص
(١٤)
اى هميشه بهترين
٢٧ ص
(١٥)
اشعار
٢٨ ص
(١٦)
بهار رويا
٢٨ ص
(١٧)
غيرت آفتاب
٢٨ ص
(١٨)
تو را من چشم در راهم
٢٨ ص
(١٩)
مثنوى عشق
٢٩ ص
(٢٠)
پيداى ناپيدا
٣٠ ص
(٢١)
قبله گل
٣٠ ص
(٢٢)
سبزتر از بهار
٣٠ ص
(٢٣)
شمشير عدالت
٣٠ ص
(٢٤)
موعود
٣١ ص
(٢٥)
شكوفه صبح
٣١ ص
(٢٦)
آفتاب مهر
٣١ ص
(٢٧)
عوامل پيروزى سريع حضرت مهدى (عج) امام زمان منصور بالرعب هستند
٣٢ ص
(٢٨)
درآمدى بر نسبت ما و مهدى (ع) در عصر حاضر
٣٦ ص
(٢٩)
تشرفات بين نفى و اثبات
٤١ ص
(٣٠)
موعود جوان
٤٧ ص
(٣١)
سخن اول
٤٨ ص
(٣٢)
شعر و ادب
٥٠ ص
(٣٣)
يك سبد خورشيد
٥٠ ص
(٣٤)
صاحب فردا
٥٠ ص
(٣٥)
منتظران
٥١ ص
(٣٦)
حضور ناگهان
٥١ ص
(٣٧)
مهمانى
٥١ ص
(٣٨)
شب خاطره
٥٢ ص
(٣٩)
اگر او را ببينم به او مى گويم
٥٥ ص
(٤٠)
زردها همه سبز
٥٧ ص
(٤١)
با شما
٥٨ ص
(٤٢)
نامه هاى اين عزيزان رسيد
٥٨ ص
(٤٣)
معرفى كتاب
٥٨ ص
(٤٤)
ويژگى هاى تبليغى قرآن درباره موعود
٦٠ ص
(٤٥)
نگرشى بر دوران غيبت صغرى و نقش نواب خاص
٦٦ ص
(٤٦)
اشاره
٦٦ ص
(٤٧)
پرسش
٧١ ص
(٤٨)
پاسخ
٧١ ص
(٤٩)
ميعادگاه منتظران پرسش شما، پاسخ موعود
٧٣ ص
(٥٠)
رويكرد مسيحيت و غرب به معنويت و مهدويت
٧٦ ص
(٥١)
اى اميد بى پناهان
٧٩ ص
(٥٢)
گفتگو درباره مهدى (ع)
٨٠ ص
(٥٣)
زنده كننده اسلام
٨٤ ص
(٥٤)
دلواپس
٩٠ ص
(٥٥)
شرح دعاى ندبه (قسمت دوم)
٩٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - زنده كننده اسلام

خوشا به حال غرباء.

راوى مى گويد: عرض كردم آقا اين مطلب را براى من شرح دهيد، فرمود: «يستانف الداعى منادعاء جديدا كما دعى رسول الله، صلى الله و عليه و آله»

دين و احكام اسلامى روزى چنان غريب و بى ارزش مى شود و بر اثر سلطه دشمنان و جعل قوانين بشرى در برابر آن، طورى از نظر مى افتد كه مانند روز نخست مردم از آن بى خبر مى شوند، پس خوشا به حال غريبان، يعنى عمل كنندگان به اسلام در آن روزگار، سپس قائم آل محمد و دعوت كننده اهل بيت قيام كرده با احياء و تجديد معالم دين، احكام قرآن و دستورات تعطيل شده و از نظر افتاده اسلام مجددا مردم را به اسلام دعوت مى كند و تبليغ اسلام را از سر مى گيرد، مثل جدش پيغمبر كه هنگام ظهورش تمام دستورات دينى سابق فراموش شده بود و او مردم را به اسلام و دين خدا دعوت مى نمايد.[١]

٩. و در روايتى از رسول خدا، صلى الله و عليه وآله، آمده است كه: «و ان الثانى عشر من ولدى يغيب حتى لا يرى ... ياذن الله تبارك و تعالى له بالخروج فيظهرالاسلام به و يجدد الدين»

دوازدهمين فرزندم از نظرها پنهان مى گردد و ديده نمى شود و زمانى بر پيروان من خواهد آمد كه از اسلام جز نام و از اسلام جز نقشى باقى نماند. در اين هنگام خداوند بزرگ به او اجازه مى دهد و اسلام را با او آشكار و تجديد مى كند.[٢]

١٠. فضل بن يسار از امام صادق، عليه السلام، روايت نموده كه فرمود: «ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس ممااستقبله رسول الله من جهال الجاهليه»

هنگامى كه قائم ما قيام مى كند با مردم نادانى روبرو مى گردد كه در نفهمى از جهال جاهليت كه پيغمبر با آنها مواجه بود، بدترند.

عرض كردم چطور؟ فرمود: وقتى پيغمبر مبعوث شد مردم بتهايى از سنگ و صخره ها و چوبهاى تراشيده پرستش مى كردند و زمانى كه قائم قيام مى كند مردم كتاب خدا (قرآن) را به ميل خود تاويل نموده و به آن استدلال مى كنند، آنگاه فرمود آگاه باشيد به خدا قسم عدل قائم (چنان گسترش مى يابد كه) مانند سرما و گرما به داخل خانه هاى مردم نفوذ مى كند.[٣]

١١. پيامبر اكرم، صلى الله عليه وآله، درباره سيرت و روش كلى او فرمودند:

«القائم من ولدى اسمه اسمى و كنية كنيتى و شمائله شمائلى و سنة سنتى يقيم الناس على ملتى و شريعتى و يدعوهم الى كتاب الله عزوجل»

قائم از فرزندان من، همنام و هم كنيه من است، خوى او خوى من سيرت او سيرت من مى باشد. مردم را بر ملت و دين من وادار مى نمايد و آنان را به سوى كتاب خدا (قرآن) فرا مى خواند.[٤]

١٢. در روايتى از امام صادق، عليه السلام، آمده است:

«اذا قام القائم سار بسيرة رسول الله الاانه يبين آثار محمدصلى الله و عليه وآله»

وقتى قائم قيام كرد به سيرت رسول خدا رفتار مى كند وليكن آثار محمد، صلى الله و عليه و آله، را تفسير و بيان مى نمايد.[٥]

١٣. شيخ طوسى در كتاب تهذيب با سند خود از محمدبن مسلم روايت مى كند كه گفت: «از امام باقر، عليه السلام، پرسيدم قائم چگونه در ميان مردم رفتار مى كند؟ فرمود: «يسير بسيرة ما سار به رسول الله حتى يظهرالاسلام»

به روش پيامبر عمل مى نمايد تا اينكه اسلام را آشكار مى سازد.

عرض كردم: روش پيامبر چگونه بود؟ فرمود:

«ابطل ما كانت فى الجاهلية و استقبل الناس بالعدل و كذلك القائم اذا قام يبطل ما كان فى الهدنة مما كان فى ايدى الناس و يستقبل بهم العدل»

پيامبر آثار كفر جاهليت را از ميان برد با مردم به عدالت رفتار كرد قائم هم موقعى كه قيام مى كند هر اعمال نامشروع و بدعتى را كه هنگام صلح و سازش با بيگانگان اسلام درميان مسلمين مرسوم گشته از ميان مى برد و مردم را به عدالت گسترى رهبرى مى نمايد.[٦]

اين احاديث كاملا دلالت دارند بر اينكه آن حضرت اسلام را از نو تجديد خواهد كرد و سنتهاى مرده و فراموش شده را از نو بازسازى خواهد نمود و از اين روايات استفاده مى شود، مهدى دست به يك انقلاب وسيع دينى و فرهنگى خواهد زد و تمام بدعتها و انحرافاتى را كه به مرور زمان در اسلام پديد آمده است از بين خواهد برد و اسلام را از نو