ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - ميعادگاه منتظران پرسش شما، پاسخ موعود
موعود همه امت ها و به ثمر رساننده همه رسالت ها بود چگونه بايد از شمشير جور و زهر جفاى دشمنان محفوظ مى ماند؟ آيا اگر او هم چونان پدران بزرگوار خويش در اثر توطئه هاى هميشگى خلفاى جور و بى تفاوتى مردم دنياطلب به شهادت مى رسيد، در اجراى وعده حتمى خداوند كه غلبه اسلام ناب بر همه اديان و وراثت صالحان و امامت مستضعفان است، خللى پيش نمى آمد؟ براستى چه تدبيرى جز غيبت مى توانست ضمانت كننده حفظ جان امام، عليه السلام، و عقيم ماندن توطئه هاى دشمنان اسلام باشد؟
٦. اگر بپذيريم كه ترس از كشته شدن آن بزرگوار، نه فقط يكى از علل آغاز غيبت، بلكه انگيزه اى براى استمرار آن نيز هست؛ همين امر مى تواند عاملى بيدارى آفرين و تذكردهنده و اصلاحى باشد، چرا كه نشان دهنده عدم آمادگى جامعه براى پذيرش رهبرى امام زمان، عليه السلام، و تحمل عدالت مطلق او در ابتداى دوران غيبت و نيز در زمان حاضر است و تلاشى همه جانبه از سوى فرد براى خودسازى، و از سوى مسؤولان و انديشمندان براى اصلاح جامعه، در جهت آماده سازى شرايط لازم براى ظهور را مى طلبد كه خوشبختانه بروز شكوهمند انقلاب اسلامى و استقرار پرافتخار ولايت فقيه در جهان معاصر، گامى بزرگ و استوار در همين راستاست.
بندرعباس، آقاى ناصر امينى:
بعضى ها مدت غيبت صغراى امام زمان، عليه السلام، را ٧٤ سال و بعضى ٦٩ سال مى دانند، كدام درست است؟
١. آنان كه مدت غيبت صغرى را ٧٤ سال مى دانند، آغاز آن را از هنگام تولد امام زمان، عليه السلام، يعنى سال ٢٥٥ ق، و آنان كه مدت آن را ٦٩ سال مى دانند شروع آن را همزمان با شهادت امام حسن عسكرى، عليه السلام، و آغاز امامت آن بزرگوار يعنى سال ٢٦٠ ق محاسبه مى كنند. (كه در هر تقدير همه تاريخ نگاران پايان غيبت صغرى را سال ٣٢٩ ق مى دانند.)
در برخى روايات كه در ارتباط با غيبت حضرت مهدى، عليه السلام، از رسول خدا، صلى الله و عليه و آله، و ساير معصومين، عليهم السلام، وارده شده است، تنها به اصل غيبت و طولانى شدن آن اشاره شده و چون معصوم، عليه السلام، در صدد بيان انواع غيبت نبوده، آن را به صغرى و كبرى تقسيم نفرموده است. به طور مثال از پيامبر، صلى الله و عليه و آله، روايت شده كه فرمود:
«مهدى، عليه السلام، از فرزندان من است. اسم و كنيه اى همانند من دارد و از جهت اخلاق و خصوصيات ظاهرى بيشتر از هر كس به من شباهت دارد. او را غيبت و حيرتى هست كه طى آن گروههاى بسيارى به گمراهى كشيده مى شوند.»[١]
و امام صادق، عليه السلام، فرمود:
«به خدا سوگند كه امام شما را در طى ساليان دراز غيبتى هست، و شما به تحقيق مورد آزمايش قرار مى گيريد ... و ديدگان مؤمنين بر او گريان مى شود و زندگى آنان همچون كشتى طوفانزده دستخوش حوادث مى گردد.»[٢]
اما در برخى روايات تصريح شده است كه حضرت مهدى، عليه السلام، دو نوع غيبت دارد كه يكى كوتاه و ديگرى طولانى است. امام صادق، عليه السلام، مى فرمايند:
«للقائم غيبتان احديهما طويلة و الاخرى قصيرة»[٣]
و نيز امام سجاد، عليه السلام، از جد بزرگوار خويش اميرالمؤمنين عليه السلام نقل فرموده است كه:
«قائم ما را دو غيبت است كه يكى طولانى تر از ديگرى است، به حدى كه بر امامت او ثابت قدم نمى ماند مگر كسى كه يقين و ايمانش قوى و معرفتش صحيح باشد.»[٤]
در هيچ كدام از اين دو دسته روايات اشاره اى به مدت غيبت نشده، چنانكه در هيچ روايت ديگرى نيز به مدت دقيق غيبت صغرى يا كبرى تصريح نشده است.
٣. اگر چه بسيارى علما آغاز غيبت صغرى را با ترديد بين سالهاى ٢٥٥ و ٢٦٠ ذكر كرده اند، و حتى بزرگانى همچون علامه مجلسى (در شرح و توجيه برخى روايات مربوط به زمان غيبت صغرى) قول اول را اختيار فرموده است. اما با دقت در برخى دلايل و شواهد مى توان آن را معين نمود و سال ٢٦٠ را قطعى دانست:
پى نوشتها:
[١]. كمال الدين، ج ٢، ص ٣٤٦.
[٢]. كمال الدين، ج ٢، باب ٤٤، ص ٤٨١.
[٣]. كمال الدين، ج ٢، باب ٤٤، ص ٤٨٢.
[٤]. نهج البلاغه، خطبه پنجم.
[٥]. نهج البلاغه، خطبه ١٨٠.
[٦]. سوره طه، آيات ٦٨- ٦٧.
[٧]. ينابيع المودة، ص ٤٨٨ و ٤٩٣؛ منتخب الاثر، ص ١٨٢ به نقل از كفاية الاثر.
[٨]. كمال الدين، ج ٢، باب ٣٣، ص ٣٤٧.
[٩]. منتخب الاثر، ص ٢٥١ به نقل از غيبت نعمانى.
[١٠]. ينابيع المودة، ص ٤٢٧.