ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - نقش امام عصر در هدايت اهواء و آراء
عرضه داشت؟ با توجه به اينكه در روايات اشاره شده زمين مملو از ظلم مى شود و ايشان عدالت را جايگزين آن مى سازند.
آيت الله خزعلى: در حال حاضر جهان به سمت مملو شدن (يملاء) از ظلم مى رود و به عبارتى به انتهايش هم رسيده است. ابرقدرتها، براى تامين خودشان هر جا منبعى، ثروتى و ذخيره اى زيرزمينى است غصب مى كنند و حتى در كنار منابع، مغزها را هم مى ربايند، قهرا اين عمل غده سرطانى بزرگى به وجود مى آورد. در پى اين عمل، كرنش و زبونى مى آيد. پذيرش استعمار و استبداد مى آيد و ظالم روزبروز قوى تر مى شود. در حال حاضر دنياى ما به اين غده مبتلا است. چنانچه كويت را به خاطر نفتش غارت مى كنند و به سراغش مى روند اما، بوسنى را رها مى كنند و با تحريك ديگران ضربات بسيارى را بر او وارد مى سازند و اين ماجرا همچنان ادامه دارد و ابرقدرتها به همه خواسته هاى چپاولگرانه شان مى رسند و اكثر اهل زمين را از نعمات محروم مى سازند.
اولين كارى كه حضرت صاحب الزمان، عليه السلام، پس از ظهور مى كنند برداشتن دانه درشتهاست. همان طور كه حضرت امام، رحمة الله عليه، فرمود، سيدجمال مردى خبير و انقلابى بود ولى يك اشتباه داشت، او به دنبال شاهان مى رفت تا آنها را اصلاح كند، غافل از اينكه اين دانه درشتها اصلاح پذير نيستند.
حضرت حجت، عليه السلام، شاهان را برمى اندازد و يك حكومت در كوفه برقرار مى كند و اين حكومت به تدريج در سرتاسر كره زمين بسط مى يابد و در آن وقت، «يملاء عدلا» محقق مى شود.
يعنى يك حاكم معصوم و پاك كه تمام مردم در نظرش چون فرزند و برادر و پدرند و براى همه به يكسان عدل را جارى مى سازد. امام محمد باقر، عليه السلام، به عمر بن عبدالعزيز كه درخواست راهنمايى و تذكر داشت فرمودند: «ارحم ولدك، صل اخاك، بر اباك» بچه هاى مسلمين راپسران خودحساب كن، متوسط الحالها را برادران خود و كهنسالان را پدران خود.
در وقت ظهور حضرت، وقتى اين معنى و آوازه اين عمل از كوفه به پنج قاره منتقل شد و عدالت جارى شد، منابع هر كشور همان هم كشور مى شود، البته مردم از منابعشان استفاده مى كنند و اگر چيزى اضافه آمد، به جانب مركز حكومتى سرازير مى كنند براى محرومان، بيچارگان و مردمى كه فاقد منابع هستند. از اين رو در هيچ سرزمينى كسى پيدا نمى شود كه در فقر مانده باشد.[١]
در روايات آمده است كه پشته اى از مال يعنى طلا و نقره جلو حضرت جمع مى شود و ندا مى كنند كه هر كس حاجتمند است بيايد و بگيرد و تنها يك نفر متقاضى مى آيد. حضرت دامنش را پر مى كنند تا آنجا كه او خجل مى شود، قصد برگرداندن آنها را مى كند، اما، حضرت در جواب او مى گويند: «ما چيزى كه بخشيديم پس نمى گيريم.»
اين جريان ظالمانه مستبدان و دانه درشتها متوقف مى شود. امام معصوم جانشين مى شود و در ديگر نقاط افراد زبده كه همان ٣١٣ نفر هستند و برگزيده نخبه هاى جهان اند، يا يك زندگى ساده و غذاى مختصر بر مردم حكم مى رانند. قهرا منابع مردم و فكرهاى مردم رو به بالندگى و رشد مى گذارد.
موعود: به نظر شما چه امرى موجب بروز اين همه انحطاط و تشتت در ميان بشر شده و حضرت حجت، عليه السلام، چگونه اين همه انحطاط را اصلاح مى كنند؟
آيت الله خزعلى: بايد به اين نكته توجه كنيد كه هر چقدر كه بگوييم فطرت انسان خوب است تا دو موضوع در ميان مردم سركوب نشود، ناگزير از خوبان هم بايد احتراز كرد.
در ماجراى بعثت نبى اكرم، صلى الله وعليه وآله، مى بينيم كه وقتى روز دوشنبه مبعوث شدند در روز سه شنبه نماز را برگزار كردند و بعد از مدتى درباره نماز سوره اى آمد و گفته شد به جز اين سوره يعنى حمد، هيچ سوره ديگرى نمى بايست در نماز خواند. در سوره دوم مسلمين مختاراند اما در سوره اول نماز اختيار ندارند.
ما اين مطلب را مى دانيم اما دقت نمى كنيم. در نماز پس از حمد و ثناى خداوند از او استعانت مى جوييم و اولين درخواستمان هدايت به راه راست است. سپس راه راست را با سه قيد مى آوريم. متاسفانه در تفسيرها و ترجمه ها همه را «صراط» حساب كرده اند. يعنى گفته اند راه نعمت گرفتگان نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان در حالى كه اينطور نيست. زيرا «صراط» منصوب است، «صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم». و اگر «غير» صفت «صراط» بود بايد آن هم