ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٠
كرد كه خدا مى فرمايد:
«وَنادى نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ ...[١]»
نوح به فرزند خود ندا كرد در حالى كه كناره كرده بود: اى پسر سوار بر كشتى شو و با كافران مباش؛ جواب داد كه: من پناه به كوهى مى برم تا مرا از آب نگاهدارى كند.
چون غرق در آب شد، نوح به خدا ناليد كه: فرزند من غرق آب گرديد؛ خطاب رسيد كه اين پسر نااهل است و از فرزندى تو خارج شد.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاب كهف روزى چند پى نيكان گرفت و مردم شد
پس از اينكه اين امتحان به سر آمد و بنا بر مشهور چهل روز گذشت. فرمان خدا به آسمان و زمين رسيد كه آب خود را باز گيريد، كه فرمايد:
«و قيل يا ارض ابلعى ماءك و يا سماء اقلعى و غيض الماء و قضى الامر و استوت على الجودى»[٢]
خطاب از خدا شد كه: اى زمين آب خود را بلع كن، و اى آسمان آب خود را بازگير، و آب كم شد و فرمان خدا در آن جارى شد، و كشتى بر كوه جودى قرار گرفت، و نوح و مؤمنين از هلاكت و طوفان نجات يافتند.
و در خبر است كه:
«مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب عليها نجى و من تخلف عنها غرق»
مثل اهل بيت من، مثل كشتى نوح است، هر كه بر آن سوارشدنجات يافت و هر كه تخلف كرد غرق شد.
«و بعض اتخذته لنفسك خليلا»
و بعضى را برگزيدى، و او را براى خود خليل و دوست قرار دادى.
مراد از اين بعض، حضرت ابراهيم، عليه السلام، است. حضرت رضا، عليه السلام، مى فرمايدكه: خدا ابراهيم، عليه السلام، را خليل خود خواند، براى اينكه هيچ سائلى را از درگاه خود محروم نمى فرمود، و به غير از در خانه خدا دست مسالت دراز نمى نمود. و در خبرى حضرت صادق، عليه السلام، فرمود: براى كثرت سجود او بود و حضرت هادى، عليه السلام، فرمود: براى كثرت صلوات اوبر محمد و آل او، صلى الله و عليه و آله، بود و جابر گويد كه: از پيغمبر صلى الله و عليه و آله، شنيدم كه فرمود:
«مااتخذالله ابراهيم خليلا الا لاطعامه الطعام و صلواته بالليل و الناس نيام.»
خدا ابراهيم را خليل خود نخواند مگر براى آنكه اطعام طعام مى فرمود، و در وقتى كه مردم به خواب بودند نماز شب به جا مى آورد.
و يكى از القاب ابراهيم، حنيف است؛ كه در قرآن فرمايد:
«ثُمَّأَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً»[٣]
و آن براى آداب حنيفه ده گانه او است كه ابراهيم، عليه السلام، به آن عمل كرده، و در اين امت هم جارى است، كه پنج آنها در سراست:
١. سر تراشيدن ٢. شارب گرفتن ٣. ريش گذاشتن ٤. مسواك زدن ٥. خلال كردن
و پنج آنها در بدن:
١. غسل جنابت ٢. طهارت به آب ٣. ناخن گرفتن ٤. موى از بدن ستردن ٥. ختنه كردن
«وسئلك لسان صدق فى الاخرين. فاجتبته و جعلت ذلك عليا»
و او از تو سؤال نمود كه: به نام نيك در آخرالزمان نام برده شود؛ پس سؤال او را اجابت فرمودى، و نام او را تا آخرالزمان بلند نمودى.
اشاره اى است به آيه:
«واجعل لى لسان صدق فى الاخرين»[٤]
(ابراهيم دعا كرد كه خدايا) لسان صدق، و نام نيك براى من در آخرين از امتها مقرر فرماى.