ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - بلنداى معرفت اميرمؤمنان (ع)
چگونه خدا را مىبينى؟
حضرت فرمودند:
«اى ذعلب! چشمها او را با ديد حسّى خود [آشكار] نمىبينند؛ ولى دلها او را با حقايق ايمان درك مىكنند. واى بر تو اى ذعلب! خداى من از لطافت، لطيفترين معنايش را دارد و از اينرو، به معناى عهود لطف (نازكى جسمانى) متّصف نمىشود. از عظمت و بزرگى، بزرگترين معنايش را دارد و از اينرو، با كبر و بزرگى مفهوم معهود عظيم و بزرگى، متّصف نمىشود و ...»[١]
مشاهده شهودى و قلبى امام، معلول صفاى جان ايشان است كه به نحو خاص، از آن بهره دارند و آنان را به قلّه معرفت خداوند رسانده است.
بلنداى معرفت اميرمؤمنان (ع)
حضرت اميرمؤمنان على (ع) خطاب به سلمان و ابوذر فرمودند:
«همانا شناخت [ابعاد] نورانى من، معرفت الله است و معرفت الله، شناخت من است.»[٢]
امامى كه بر بلنداى قلّه معرفت و ايمان به خداوند ايستاده، منار ايمان و پرچمدار هدايت و پيشواى اولياست كه طالبان معرفت را به مراتب عالى هدايت و دستگيرى مىكند. بدين سبب است كه فرمودهاند، اگر ايشان نبودند، خداوند شناخته نمىشد؛ زيرا كسى غير از آنان نبود كه در اين راه رفته و خدا را شناخته باشد و مهيّاى رهنمايى باشد.
در روايتى از امام صادق (ع) رسيده است:
«جانشينان پيامبر (ص) درهاى خدايند كه بايد از طريق آنها، وارد خانه (معرفت الهى) شد و اگر آنان نبودند، خداوند شناخته نمىشد و با آنان خداوند بر بندگانش احتجاج مىكند.»[٣]
حضرت صادق (ع) فرمودند:
«گرفتارى مردم زياد است. اگر آنها را دعوت كنيم، نمىپذيرند و اگر رها كنيم، جز به وسيله ما هدايت نمىيابند.»[٤]
راههاى معرفت خداوند
رسول خدا (ص) به على (ع) فرمودند:
«بر حقّانيت سه چيز من سوگند ياد مىكنم: تو و جانشينان بعدى تو معرَّف خداييد كه خداوند به جز از راه معرفت شما شناخته نشود و معرّف بهشتيانيد؛ زيرا به جز كسى كه شما را بشناسد و شما او را بشناسيد، كسى به بهشت نمىرود و معرّف دوزخيانيد؛ زيرا به جز كسى كه شما را انكار كند و شمايش انكار كنيد، كسى به آتش دوزخ نمىافتد.»[٥]
مؤلّف «بحرالمعارف»، ملّا عبدالصّمد همدانى، عبارات ذوقى لطيفى در حقيقت معرفت دارد. او مىنويسد:
به يكى از عارفان گفته شد: حيات دل چيست؟ گفت: معرفت. گفته