ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - \* آيا قوانين پيشرفته بشرى مى تواند كمال بشرى را تأمين كند؟
تمدّن غالب تمدّن غرب است.[١]
پاسخ:
١. وى تفسيرى از تمدّن ننموده است؛
٢. دليلى براى برخورد تمدّنها بيان نكرده است؛
٣. او بين فرهنگ و تمدّن خلط كرده است؛ در حالى كه اين دو با يكديگر متفاوتند. تمدّن، جنبه علمى و عينى دارد و فرهنگ بيشتر جنبه ذهنى و معنوى. هنر، فلسفه و حكمت، ادبيات و اعتقادات مذهبى و غير مذهبى در قلمرو فرهنگ هستند؛ ولى تمدّن، بيشتر ناظر به سطح حوايج مادّى انسان در اجتماع است و نيز تمدّن بيشتر جنبه اجتماعى دارد و فرهنگ جنبه فردى. تمدّن، تأمينكننده پيشرفت انسان در هيئت اجتماع است؛ ولى فرهنگ، گذشته از اين جنبه مىتواند ناظر به تكامل فردى باشد. تمدّن و فرهنگ با هم مرتبطند، نه ملازم؛
٤. وى بىآنكه تعريف روشنى از غرب ارائه دهد، آن را موجوديتى يكپارچه با محوريت آمريكا تصوّر مىكند؛ در حالى كه اين تعريف خلاف واقع است. برژينسكى، فساد درونى نظام غربى را عامل تهديد كننده قدرت جهانى آمريكا مىداند، نه برخورد تمدّنها را.
٥. او تضادّ بين دو فرهنگ را تضادّى ماهوى و برطرفنشدنى و ناشى از جبر تاريخى مىداند. بنابراين ضرورت استراتژيك آماده شدن غرب را براى مصاف با كشورهايى كه درصدد احياى تمدّن اسلامى هستند، توصيه مىكند؛ در حالى كه تنشها بين اين دو تمدّن، از سياست دولتهاى غربى سرچشمه گرفته است، نه تمدّن مسيحى و اسلامى.
ويل دورانت مىگويد:
هر چند محمّد (ص) پيروان دين مسيح را تقبيح مىكند، با اين همه نسبت به ايشان خوشبين بوده و خواستار ارتباط دوستانه بين آنها و پيروان خويش است.[٢]
روبتسون مىگويد:
تنها مسلمانان هستند كه با عقيده محكمى كه نسبت به دين خود دارند، يك روح سازگار و تسامحى نيز با اديان ديگر در آنها وجود دارد.[٣]
آدام متز مىگويد:
كليساها و صومعهها در دوران حكومت اسلامى، چنان مىنمودند كه گويى خارج از حكومت اسلامى به سر مىبرند و به نظر مىرسيد بخشى از سرزمين ديگرى هستند كه اين به نوبه خود موجب مىشد چنان فضايى از تسامح برقرار گردد كه اروپا در سدههاى ميانه، با آن آشنايى نداشت.[٤] و[٥]
\* آيا قوانين پيشرفته بشرى مىتواند كمال بشرى را تأمين كند؟
برخى مىگويند: بشر در طول تاريخ خود، با تجربياتى كه كسب كرده است، مىتواند به نقطهاى برسد كه با قوانين پيشرفتهاى كه جعل مىكند، سعادت بشر را تأمين نمايد؛ زيرا مشكلات را به خوبى شناخته و در راه حلهايى كه براى آنها ارائه مىكند، مىتواند به موفّقيت نهايى برسد.
پاسخ:
١. بشر بدون كمك از وحى و عالم غيب، نمىتواند مصالح واقعى و حقيقى خود را درك كند و در نتيجه، نمىتواند راهكارهاى اسلامى را براى خود ارائه دهد؛
٢. مصالح گروهى يا شخصى در بسيارى از مواقع، مانع تدوين قانون جامع است و اين كار تنها از كسانى بر مىآيد كه از مقام عصمت برخوردار باشند؛
٣. از آن جهت كه اختلاف سليقهها و برداشتها وجود دارد، بنابراين رسيدن به وحدت قانونى امكانپذير نيست.[٦]
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: «انحطاط تمّدن غرب»، اسوالد اشپنگلر.
[٢]. «موعودشناسى»، ص ٥٣.
[٣]. همان، ص ٥٤.
[٤]. همان.
[٥]. همان، ص ٥٦.
[٦]. «كاوشهاى نظرى در سياست خارجى»، ص ١٨٢.
[٧]. «موعودشناسى»، ص ٥٦.
[٨]. «كاوشهاى نظرى در سياست خارجى»، ص ٢٧١.
[٩]. «موعودشناسى»، ص ٥٧.
[١٠]. سوره بقره، آيه ٢١٦.
[١١]. «به سوى تمدّن جديد»، آلوين و هايدى تافلر، صص ٩٦ و ٩٧.
[١٢]. «موعودشناسى»، ص ٦١.
[١٣]. «برخورد تمدّنها»، ص ٢٢ و ٢٣، با تلخيص.
[١٤]. «تاريخ تمدّن»، ج ٤، ص ٣٢٩.
[١٥]. «تمدّن اسلام و غرب»، ج ١، ص ١٤١.
[١٦]. «چند گونگى و آزادى در اسلام»، ص ٦٨.
[١٧]. «موعودشناسى»، ص ٦٢.
[١٨]. همان، ص ٦٥.