ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - چرا طبق قاعده «إنّما الأعمالُ بالنّيات»، نيّت معيار و ارزش عمل است؟
به شخصى به نام جعفر حميدى، تعليم فرمودند، خطاب به آن حضرت مىخوانيم:
«السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقوُمُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْعُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَقْرَءُ وَتُبَيِّنُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُصَلّى وَتَقْنُتُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَرْكَعُ وَتَسْجُدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تُهَلِّلُ وَتُكَبِّرُ، السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ ...
سلام بر تو هنگامى كه بهپا مىايستى! سلام بر تو هنگامى كه مىنشينى! سلام بر تو هنگامى كه (فرامين حق را) مىخوانى و تفسير مىكنى! سلام بر تو هنگامى كه نماز مىخوانى و قنوت كنى! سلام بر تو هنگامى كه ركوع و سجده به جاى آورى! سلام بر تو هنگامى كه «لا اله الا اللّه» و «اللّه اكبر» گويى! سلام بر تو هنگامى كه خدا را ستايش كنى و از او آمرزش خواهى!»
خلوص نيّت در انتظار فرج
پر واضح است كه اين اتّصال، زمانى امكانپذير خواهد بود كه طبق روايت پيامبر اكرم (ص): «أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِى انْتِظَارُ الْفَرَج»، منتظر، تلاش و جهاد لازم را براى تحصيل مقدّمات زندگى منتظرانه به سبك جهادى بهكار بندد. البتّه بايد توجّه داشت زمانى كه از جهاد سخن مىگوييم، منظور تنها جهاد با موانع و دشمنان خارجى و در جبهه نظامى نيست كه پايينترين مرتبه جهاد، يعنى جهاد اصغر است؛ بلكه بالاترين مانع و بزرگترين دشمن،[١] همان مانع و دشمن دورنى است؛ يعنى نفس امّاره و بزرگترين جهاد نيز، جهاد اكبر يا جهاد با نفس است. بنابراين خداوند در «سوره شمس»، بعد از ذكر يازده قسم، به نفس انسان قسم ياد كرده است و اصلاح و تهذيب آن را عامل رسيدن به رستگارى دانسته است؛ بنابراين انسان منتظر، تنها زمانى موفّق به داشتن اخلاص در وادى انتظار مى شود كه با جهاد اكبر، از هواى نفس و اميال آن خلاص شده باشد. بايد دانست از آنجا كه در روايات، انتظار، عبادت و افضل اعمال معرفى شده است، پس انتظار، عملى عبادى است. در هر عمل عبادى لازم است بنده، نفس خود را از غير حق بريده و عمل او به فرموده خداوند در قرآن مجيد، صبغه الهى، يعنى رنگ خدايى داشته باشد: «صِبْغَةَاللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً؛[٢]
رنگ الهى و چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است؟»
چرا طبق قاعده «إنّما الأعمالُ بالنّيات»، نيّت معيار و ارزش عمل است؟
نيّت و ارزش بعضى از اعمال، آنقدر بزرگ و مهم است كه اگر انجام دهى، مثل اين است كه در خون خود غلتيده باشى؛ مثل «أفضل الأعمال أمّتى انتظار الفرج». در روايتى است كه در روز جنگ احد، جوانى بسيار دليرانه با كفّار جنگيد تا شهيد شد. يكى از اصحاب گفت: آقا اين جوان چقدر پيش خدا مقام دارد؟ حضرت نگاهى كردند؛ ولى جوابى ندادند. آن مرد تعجّب كرد. گفت: آقا اين جوان را مىگويم. حضرت فرمودند: «مىدانم.» گفت: چرا آقا كار ايشان ارزش ندارد؟ حضرت فرمودند: «او در كوچههاى «مدينه» راه مىرفت، زنان محل مىگفتند پيرمردها دارند در احد مىجنگند؛ ولى اين جوان دارد، مىگردد.» اين جوان شنيد و گفت: من مىروم جنگى مىكنم. آوازهاش در مدينه بپيچد. آمد جنگ و شهيد شد، امّا انگيزهاش اين بود كه ديگر زنها ملامتش نكنند؛ لذا خيلى كارش ارزشى ندارد. جنگ همان جنگ است؛ امّا گاهى در جنگ، يك ضربه شمشير، مثل ضربه على (ع) از عبادت ثقلين بالاتر است؛ ولى گاهى جانفشانى در جنگ، مثل كارى كه آن جوان كرد، ارزش بالايى ندارد، فرقشان چيست؟
فرقشان نيّت است. بنابراين يكى از كارهايى كه موجب مىشود كار انسان رنگ هواى نفس پيدا كند، اين است كه انسان وقتى به خواستهاش رسيدگى كند، متوجّه مىشود كه به دنبال منفعت دنيوى بوده؛ بنابراين شيطان هر كس را متناسب با شأن و شغل خودش، فريب مىدهد.
عرض شد ارزش كار در اسلام، بر نيّت است. معصوم مىفرمايند: «عمل خالص، عملى است كه جز خدا آن را نداند.» ارزش كار بر اساس حجم كار و سنگينى كار نيست؛ بر اساس محبّت خداست؛ يعنى انسان كارى مىكند كه خدا دوستش داشته باشد، نه اينكه من دوست داشته باشم، نه اينكه نفعى به من برسد. مفسّران در شأن نزول آيه كريمه «مُحَمَّدٌرَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[٣] نوشتهاند: چون در جريان صلح حديبيّه، در سال ششم هجرت، قرارداد صلحى بين پيامبر اكرم (ص) و كفّار نوشته شد، پيامبر به حضرت على (ع) فرمودند: «بنويس: اين پيمانى است كه محمّد، رسول خدا با سميل، نماينده قريش بست.» نماينده قريش گفت: اگر گواهى مىدادم كه تو پيامبر خدايى، با تو از در جنگ وارد نمىشدم. بايد به جاى رسول خدا، نام خود و نام پدرت را بنويسى. پيامبر (ص) به حضرت على (ع) فرمودند: «در لفظ رسول خدا را پاك كن و به جاى آن، نام «عبدالله» را بنويس.» على (ع) فرمودند: «مرا ياراى آن نيست كه رسالت و نبوّت را از كنار نامت پاك كنم.»
پيامبر به حضرت على (ع) فرمودند: «لفظ رسول خدا را نشان من بده، تا من خود، آن را پاك كنم.» آنگاه پيامبر (ص) شخصاً لفظ رسول خدا را پاك كردند.
اين واقعه اين پيام و عبرت را به ما مىدهد كه اگر بخواهيد نام كسى را