ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - مقدّمه
ژئوپليتيك دينى غرب آسيا در متون مقدّس اديان ابراهيمى
قسمت اوّل
نصير صاحبخلق
مقدّمه
ژئوپلتيك يا سياست جغرافيايى يا جغراسياست، شاخهاى از جغرافياى سياسى است كه به معلومات ناشى از ارتباط بين جغرافيا و سياست مربوط مىشود. شايد بتوان ژئوپليتيك يا جغرافياى سياسى را بررسى تأثير عوامل جغرافيايى بر رفتار دولتها تعريف كرد.
به تعبير ديگر، شايد بتوان گفت كه ژئوپليتيك، چگونگى تأثير موقعيت مكانى، اقليم، منابع طبيعى، جمعيت و سرزمينى كه يك دولت روى آن قرار گرفته است، گزينههاى سياست خارجى دولت و جايگاه آن را در سلسله مراتب دولتها تعيين مىكند.
امّا بعضى از جغرافىدانان، همچون فرديك راتضل ضمن توضيح درباره علم جغرافيا، آن را محدود به جنبههاى فيزيكى و ژئولوژيك آن ندانسته، اهمّيت تاريخ و علوم معنوى در اين باره را متذكّر مىشود.
يكى از عواملى كه انسانها را در طول تاريخ، به سوى جنگ با يكديگر سوق داده، مقدّسات بوده است. علاوه بر مسائلى، همچون بزرگى و كوچكى سرزمينها، دسترسى يا عدم دسترسى آنها به آبهاى گرم، سمبلها و نمادهايى كه براى آنها مقدّس شمرده مىشود نيز موجب بروز بسيارى از جنگها ميان ملّتها گرديده است. ژئوپليتيك نيز همانند فرهنگ و تمدّن، از دادههاى انتزاعى بوده و با توجّه به