ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - وجه دوم
لا حول و لا قوّة الّا بالله و بر خدا توكّل كن.
آنگاه مىفرمايند:
«وَ اذْكُرْنَا وَ سَمِّ بِأَسْمَائِنَا وَ صَلِّ عَلَيْنَا وَ أَدِرْ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ مَا تَحُوطُهُ عِنَايَتُكَ تُكْفَ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ إِنْ شَاءَ اللَّه؛[١]
اى كميل! و ما اهل بيت را ياد كن و نام ما را ببر و بر ما صلوات بفرست و آن را بر خويشتن بدم و بچرخان و بر هرچه اراده آن را كردهاى، كه به خواست الهى (با اين كار) شرّ ان روز از تو برطرف خواهد شد.»
چنانكه ملاحظه مىشود، حضرت در توصيه خود به كميل، به نام خداوند اكتفا نمىكنند؛ هرچند اگر كسى حقيقتاً نام خدا را بر زبان و دل و همه وجود خود جارى كند و واقعاً با ياد خدا حركت كن، او را كافى خواهد بود؛ امّا نكته بسيار باريك و لطيف اين است كه نام خداوند را حقيقتاً بردن و آن را بر خويشتن واقعاً جارى كردن، جداى از نام امام نيست و ذكر امام لازمه نام و ذكر خداست، از آن بلكه به اعتبارى عين آن است؛ چنانكه امام صادق (ع) فرمودند:
«إِذَا ذُكِرْنَا ذُكِرَ اللَّهُ؛[٢]
هرگاه ما ياد شويم، همانا خدا ياد مىشود.»
بدينروى، اگر كسى بر اين پندار باشد كه با ياد و نام خدا، چه نيازى به ياد و نام امام است، در اين اشتباه افتاده كه بين خدا و ياد امام، جدايى قائل شده است؛ در حالىكه امام صادق (ع) فرمودند:
«ياد ما از ياد خدا؛ بلكه عين همان است؛ چنانكه آفتاب هرگز از خورشيد جدا نيست؛ بلكه آنچه از خورشيد به ما مىرسد، هرگز خود خورشيد نيست؛ بلكه همان آفتاب است.»[٣]
ياد كردن ما از امام معصوم و امروزه ياد كردن از امام عصر (عج) هيچگاه جدا از ياد خدا نيست؛ بلكه انچه از ياد خدا در دل و جان ما نقش مىبندد و تحقّق مىيابد، جز افاضه الهى بر سر ما؛ يعنى همان امام و ولايت و سلوك مكتب او نيست. آيا نشنيدهايد كه ذكر الهى و حقيقت ذكر الله در عالم هستى، وجود مبارك ايشان است و هر كه مىخواهد به خدا رو كند، بايد از ايشان شروع كند؛ چنانكه در «زيارت جامعه كبيره» آمده است:
«مَن ارادا بدأَ بِكُم؛[٤]
هر كه خدا را اراده كند، از شما آغاز نمايد.» ايشان خود، وجهالله هستند و رو كردن به وجهالله؛[٥] يعنى رو كردن به خدا.
بارى توصيه اميرالمؤمنين (ع) به كميل، اين است كه هر روز خود را بعد از نام خدا، با ياد و اسم ما شروع كن و اگر ياد ايشان از ياد خدا جدا نيست، بلكه از آن و تجلّى همان است و اگر هر كارى بدون اسم خدا ابتر خواهد بود، پس بىنام و ياد ايشان نيز همان سان باشد؛ چه آنچه قرار است از سوى خدا به انسان برسد و او را در كارش يارى كن، به واسطه امام و بر دست او جارى مىشود و هيچچيز جز از مجراى امام و واسطه فيض، به كسى نمىرسد.
پس آنان بداند يا نداند، از امامش فيض مىگيرد، منها اگر بداند، با معرفت گام برمىدارد، با معرفت جلو مىرود و حتّى نام خدا را با معرفت مىبرد و مى داند كه حقيقت اسم خدا نيز امام زمان (ع) اوست كه فرمودند:
«نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى؛[٦]
حقيقت اسماى الهى ما هستيم.»
وجه دوم
وجه دوم نسبت «بسمالله» و انسان كامل، همان است كه در حديث آغاز نوشتار، ذكر گرديد كه همه قرآن در «سوره حمد» است، آن هم در «بسمالله» خلاصه شده، آن نيز در «باء» و نقطه آن و حقيقت نقطه «باء»، امام و حجّت خداست.
پس آنكه در دل متوجّه امام مىشود، نام و ياد او را مىبرد، روز و كار خود را با او آغاز مىكند، لا جرم دل و جانش از نور امام، نورانى مىشود و امام است كه دل او را روشن مىكند؛ چنانكه امام باقر (ع) فرمودند:
«وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِين؛[٧]
به خدا سوگند! ائمّهاند كه دلهاى مؤمنين را روشن مى سازند.» چه آنان خود نورالله هستند.
پىنوشتها:
[١]. ينابيع الموده، ج ٣، ص ٤٠٢.
[٢]. همان.
[٣]. تحف العقول، ص ١٦٥.
[٤]. اصول كافى، ج ٤، ص ٢٥٤.
[٥]. همان، ج ٣، ص ٢٦٨.
[٦]. مفاتيح الجنان، فصل زيارت جامعه.
[٧]. ر. ك: تفسير نورالثّقلين، ج ١، ص ١١٨.
[٨]. همان، ج ٢، ص ١٠٣.
[٩]. اصول كافى، ج ١، ص ٢٧٦.
١٠. سوره اعراف، آيه ١٤٤.