ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - ژئوپليتيك دينى غرب آسيا در متون و منابع يهودى
سمبل و نماد دينى يهود، بازگشت و پايان آوارگى بنىاسرائيل، به معنى دستيابى به روزگار مجد و عظمت پيشين يهود است. آمدن مسيح،[١] مستلزم باز ساخت معبد است. مسيح، دولت اسرائيل را با مجد و عظمت دوران داوود و سليمان (ع) مجدّداً تشكيل خواهد داد. بدين ترتيب، يهوديان تبعيدى دوباره به سرزمينهاى موعود باز خواهند گشت.[٢] در مسيحيت يهودى، در چارچوب مفاهيم آخرالزّمانىاى، همچون تأسيس مجدّد خاندان داوودى، جريان بازگشت و گرد آمدن تبعيديان سال ٧٠ مسيحى و باز سازى مجدّد معبد، پايانى ديدنى، جذّاب و فاجعهبار براى قرن ماضى و آغاز قرنى جديد، برپايى پادشاهى آسمانى و زنده شدن مردگان ادامه مىيابد.[٣]
مسيحباورى در يهوديت، برآمده از اشتياق پادشاهى داوود و وعده «تورات» در خصوص اميد به جاودانه بودن حكومت آتى اوست.[٤] بر اين اساس، مسيح به عنوان يك حاكم عادل از سرير داوود، يعنى «قدس»، اين سرزمين را اداره خواهد كرد.[٥] انتظار بازگشت عيسى مسيح (ع) بر روى زمين، يكى از آموزههاى اصلى كتاب مقدّس بوده و بيش از ١٥٠٠ علامت در اين باره براى آن ذكر شده است؛ امّا در متون، آمدن عيسى مسيح مورد اشاره مستقيم قرار نگرفته و به جاى آن، از آمدن خدا سخن به ميان مىآيد. همانند يادآورى پىدرپى از اين بازگشت، در عهد عتيق كه از آن، به عنوان «روز خدا» ياد مىگردد.[٦]
از روز بازگشت خدا، به عنوان «روز داورى» نيز ياد شده است.[٧] پيش از بازگشت مسيح، سه كار بايد توسط يهوديان انجام پذيرد كه عبارتند از: اجتماع شمار قابل توجّهى از يهوديان در سرزمينهاى وعده داده شده و تشكيل دولت توسط آنها، سيطره بر قدس و بازساخت معبد سليمان.[٨]
شرط اوّل در سال ١٩٤٨ م. با تشكيل دولت اسرائيل محقّق گرديد. كميسيون مشتركى كه با مشاركت سازمان ملل تشكيل شده بود، در پاييز سال ١٩٤٩ م.، شهر قدس را به دو نيمه تقسيم نمود؛ بخش قديمى قدس را به پادشاهى اردن و بخش جديد آن را به جمهورى اسرائيل واگذار كرد. بدين ترتيب مكانهاى مقدّس متعلّق به مسلمانان، مسيحيان و يهوديان در بخش شرقى قدس قديم باقى ماند كه به آن، نام «حرم شريف» داده شد.[٩]
اوّلين تهديدى كه از سوى اسرائيل به عنوان يك دولت يهودى متوجّه مردم خود، ديگر يهوديان و بالتّبع براى همسايگان خود بود، گسترس سرزمينى با انگيزههاى دينى و جنگهاى سريع، به عنوان نتيجه آن بود. اين يهوديان بودند كه مفهوم جنگهاى مقدّس را براى اوّلين بار وارد ايدئولوژىهاى اديان توحيدى نمودند.[١٠] جنگ در كتاب مقدّس، نبرد براى سرزمين و يهوه خداى قوم برگزيده است. به موسويان فرمان داده شده بود تا شجاعانه بر دشمن يورش برند، بتهاى دشمنانى را كه بر آنها غلبه مىكردند، نابود سازند، با آنان ازدواج نكنند، در قبال آنان، بىرحم باشند و آنها را بكشند.[١١] راهبردهاى دفاعى يهوديان، عموماً بر اعتقادات يهودى و حقوق تاريخى آنان مبتنى است.
بر اساس ايدئولوژى يهودى، سرزمينهاى وعده داده شده، اعمّ از