ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - سبك زندگانى منتظرانه
است.
سبك زندگانى منتظرانه
هنگامىكه مىگوييم سبك زندگى كسى منتظرانه است؛ يعنى چنين فردى از تمامى بركات انتظار فرج امام زمان (عج) در عصر غيبت، برخوردار و بهرهمند مىباشد. بايد دانست كه طبق روايات وارد شده در انتظار فرج، از جمله «إنتظار الفَرَجِ مِنَ الفَرَج» و «أفضَلُ أعمالِ أُمَّتى إنتِظارُ الفَرَج»، معلوم مىشود كه انتظار فرج، تنها يك تمنّاى قلبى و باطنى نيست كه ربطى به واقعيت خارج نداشته باشد؛ يعنى جنس آن، صرفاً از جنس درخواستهاى عاطفى باشد و لذا تنها در انجام يكسرى حركات شخصى و فردى، مثل دعاى زبانى و مانند آن محصور و خلاصه گردد؛ هرچند در جاى خود، در روايات متعدّد از اهلبيت (ع) بر دعا براى تعجيل فرج بسيار تأكيد شده است. تا آنجا كه حضرت صاحبالامر (عج) در راستاى زنده نگهداشتن روحيه انتظار و تقاضاى فرج از خداوند، به نايب دوم خود در دوران غيبت صغرى، محمّدبن عثمان الثمرى مىفرمايند:
«أكثِروُا الدّعاء بِتَعجيلِ الفَرَج فإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم؛[١]
زياد دعا كنيد براى تعجيل فرج؛ زيرا دعا كردن در تعجيل فرج، خود فرج است.»
اين توصيه، حاكى از آن است كه عامل ظهور و فرج، زنده نگهداشتن روحيه انتظار است؛ بنابراين دعا كردن براى تعجيل فرج، خود فرج است؛ امّا انتظار فرج، تنها از جنس دعا و خلاصه شدن در دعا كردن نيست؛ زيرا طبق روايات:
«أفضَلُ أعمالِ أُمَّتى إنتِظارُ الفَرَج»
و همچنين روايت:
«أفضَلُ أعمالِ أُمَّتى إنتِظارُ الفَرَج؛[٢]
بهترين اعمال شيعيان ما، انتظار فرج است»
و انتظار، گشايش امور به دست آن حضرت است. معلوم مىشود جنس انتظار فرج از جنس عمل بوده و در حقيقت، به نوعى رفتار و سبك زندگى است؛ امّا كدام رفتار و كدام سبك زندگى؟
براى پاسخ به اين سؤال، بايد توجّه داشت كه:
پيامبر اكرم (ص) در روايت نورانى ديگرى فرمودهاند:
«أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِى انْتِظَارُ الْفَرَج؛[٣]
بهترين و والاترين جهاد امّت من، انتظار فرج است.»
گويى پيامبر (ص) با اين بيان، مىخواهند توجّهها را به اين حقيقت مهم معطوف دارند كه روح حاكم بر فرهنگ انتظار و زندگى منتظرانه، روحيه جهادگرانه، تفكّر آمادهگر، انقلابى و حماسى مىباشد؛ نه روحيه قاعدانه، درويشانه، انزواطلبانه و سازشكارانه.
پيامبر اكرم (ص) با اين كلام حكيمانه، در واقع ويژگى غالب و صبغه اصلى زندگى منتظرانه را در مجاهدت مستمر و پيوسته براى رفع موانع ظهور و فرج معرّفى فرمودهاند. بر اين اساس، مىتوان گفت كه: سبك زندگى منتظرانه، سبك زندگى مجاهدانه است، نه قاعدانه؛ زيرا خداوند در آيه:
«وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً»[٤] بر فضيلت و برترى زندگى مجاهدانه بر زندگى قاعدانه، تأكيد فرموده است. پس منتظر فرج، آن كسى است كه سبك زندگىاش مجاهدانه بوده و به عبارت ديگر، حركت و سير زندگانى او، حركت و سير صعودى، رو به جلو و به سمت قلّه كمال است؛ به گونهاىكه چنين شخصى دائماً و مستمرّاً در تلاش و جهد و كوشش براى رسيدن به قرب بيشتر و والاتر به امام زمان (عج)، يعنى صاحبالأمر و مقتدايش به سر مىبرد؛ زيرا اين تلاش و جوشش توأم با جهاد و قيام، لازمه لاينفكّ دستيابى به حيات انسانى و الهى در سير الى الله مىباشد. طبق برهان، عرف و قرآن، حيات انسانى در سلسله مراتب نظام تكوين، از مرتبه بالاترى نسبت به ساير موجودات برخوردار مىباشد.
خداوند در قرآن مجيد، شرط وصول به اين حيات انسانى را چنين بيان فرموده است:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ؛[٥]
اى كسانىكه ايمان آوردهايد! دعوت خدا و پيامبرش را اجابت كنيد تا زنده به حيات انسانى شويد.»
لازمه استجابت دعوت رسول اكرم (ص) طبق آيات كريمه:
«ماآتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[٦] و آيه «مَنْيُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»[٧]
اطاعت و پيروى از فرامين و اوامر ايشان است و مىدانيم كه رسول اكرم (ص) در احاديث مختلف، از جمله احاديث متواتر غديرخم و ثقلين، اوصياى خويش را كه آنها نيز مشمول اين دعوت و اجابت منظور در «آيه ٢٤ سوره مباركه انفال» بوده و هستند و اوّلين آنها اميرالمؤمنين، على (ع) و آخرين ايشان، قائم آل محمّد (ع)، حضرت مهدى موعود (عج) مىباشند، به مردم معرّفى فرمودند. بر اين اساس، دستيابى به حيات انسانى بدون ارتباط با انسان كامل و معصوم در هر عصر و هر زمان، امكانپذير نمىباشد. بنابراين در دعاى شريف «ندبه» مىخوانيم:
«وَ امنُن عَليناهُ بِرِضاهُ؛[٨]
خدايا امام زمان را از من راضى كن»؛ زيرا ما آدميّتمان را از امام زمان (عج) كه انسان كامل هستند، مىتوانيم بگيريم، هرچند وجودمان را از خدا مىگيريم؛ ولى شرط تجلّى نور انسانيت از انسان كامل، رضايت قلب حضرت صاحبالأمر (عج) است.
هنر هر انسانى آن است كه با انسان كامل يا معصوم (ع) ارتباط برقرار كند تا راه سعادت خود را گم نكند. كسى كه در كنار آب بنشيند و دائماً بگويد، خدا چرا مرا سيراب نكرد، از تشنگى مىميرد؛ ولى آنكس كه بگويد حالا كه من نياز به آب دارم، سعى مىكنم آن عين ترى كه موجب سيرابى من مىشود، پيدا كنم و تشنگىام را رفع كنم، از آب بهره كافى را برده است. خدا براى رفع تشنگى انسان، عين ترى را خلق كرد. بر اساس همان قاعده، براى رسيدن انسانها به انسانيت، اهلبيت (ع) را كه عينالانسان هستند، خلق كرد.
ما براى رسيدن به انسانيت نياز داريم كه با عين انسانيت مرتبط باشيم؛