ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - فرهنگ انتظار و اركان اربعه آن
«السَّلَامُ عَلَى مُحْيِى الْمُؤْمِنِينَ وَ مُبِيرِ الْكَافِرِينَ السَّلَامُ عَلَى مَهْدِى الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِمِ السَّلامُ عَلَى مَهْدِى الْأُمَمِ، السَّلامُ عَلَى الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَرِ، السَّلامُ عَلَى بَقِيَّة اللَّهِ فِى بِلادِهِ؛[١]
سلام بر آن امامى كه موجب احياى مؤمنان و نابودى و بىثمرى كافران خواهد شد! سلام بر مهدى امّت! سلام بر قائم منتظَر و عدل مورد نظر! سلام بر بقيّةالله در هر جايى كه شهر خدا خواهد بود!»
مقدّمه
انتظار فرج، يعنى عبور از اسلام تبليغى محض و ورود به سبك زندگى منتظرانه و سبك زندگى منتظرانه، يعنى برخوردارى و بهرهمندى از تمامى بركات فرج.
محّمدبنفيصل از امام رضا (ع) نقل مىكند كه: از حضرت پرسيدم: فرج ما كى مىرسد؟ فرمودند:
«ألَيسَ إنتظار الفَرَجِ مِنَ الفَرَج؛[٢]
آيا انتظار فرج، فرج نيست؟»
اين سخن حكايت از آن دارد كه انتظار فرج اگر در فرهنگ مخصوص به خودش عمل شود، موجب ورود به ساحت رحمتهاى الهى مىگردد و همان شورى را پديد مىآورد كه با ظهور حضرت پيدا مىشود و پرده غيبت از جلوى چشم منتظر فرج، مرتفع شده و جامعه آماده پذيرش انوار معصوم (ع) مىگردد. امام رضا (ع) در اين روايت مىفرمايند:
«شما مىتوانيد قبل از تحقّق فرج، از طريق انتظار فرج حضرت صاحبالأمر (ع) به آنچه بايد برسيد، برسيد. اين همان بركاتى است كه انتظار فرج به دنبال دارد و اگر درست وارد آن شويم، با هيچ چيز ديگر قابل مقايسه نيست.»[٣]
«إنتظار الفَرَجِ مِنَ الفَرَج»؛ يعنى نظر به آن فرج نهايى، به خودى خود، فرج خواهد بود و ما را در فضايى قرار مىدهد كه از بركات فرج بهرهمند مىشويم. اگر بتوان وارد فرهنگ انتظار فرج شد، آنوقت آن گشايشهايى كه منتظرش هستيم، محقّق مىشود، مىدانيم از كدام راه بايد برويم و چگونه زندگيمان را بر اساس آن انتظار، تنظيم كنيم. طبق روايتى كه عرض شد، اوّلًا در مكتب تشيّع، انتظار فرجى خاص، مطرح است و امامان شيعه بر آن تأكيد دارند؛ ثانياً به قدرى آن انتظار مهم است كه از نوع خودِ فرج است و بايد با روش و سلوك و فرهنگ خاصّى بدان دستيافت. در آن حالت است كه در زمان غيبت ولىّعصر (عج) به بهترين اعمال دستيافتهايم؛ اعمالى كه رسول خدا (ص) در وصف آن فرمودهاند:
«أفضَلُ أعمالِ أُمَّتى إنتِظارُ الفَرَج؛[٤]
بهترين اعمال امّت من، انتظار فرج است»
امام رضا (ع) با توجّه به اين امر مىفرمايند:
«حالا كه بهترين اعمال، انتظار فرج است، پس تلاش كن فرهنگ انتظار فرج را پيدا كنى.»
خداوند مىفرمايد:
«أَقِمِالصَّلاةَ لِذِكْرِي؛[٥]
نماز را بهپاى دار براى من.» از آن طرف، در حديث قدسى مىفرمايد:
«أنا جَليسٌ مَن ذُكِرَنى؛[٦]
من همنشين كسى هستم كه به ياد من باشد.»
نتيجه مىگيريم با اقامه نماز، شرايطى كه خداوند همنشين انسان باشد، فراهم مىشود؛ ولى در عمل، براى آنكه نماز ما، نمازى شود كه ياد خدا در آن واقع شود، از نظر اخلاقى و عقيدتى، مقدّمات فراوانى نياز دارد و ما بايد وارد فرهنگ خاصّى شويم تا نمازمان عامل ياد خدا باشد. انتظار فرج هم به همين صورت است كه نياز به برنامهريزى و فرهنگ خاصّى دارد و در آن صورت است كه انتظار فرج يك نحوه فرج در زندگى فردى و اجتماعى ما پديد مىآورد؛ آن هم مثل نتيجهاى كه با ظهور مقدّس امام زمان (عج) حاصل مىشود. آرى. هيچوقت نتيجههاى بزرگ با كارهاى سطحى به دست نمىآيد؛ هرچند اگر فرهنگ انتظار در زندگى ما وارد شود، نتايج آن نسبت به مقدّماتش غيرقابل مقايسه است.[٧]
امّا پرسش مهم و اساسى در اينجا، اين است كه فرهنگ انتظار به چه معناست؟ با توجّه به اينكه هر فرهنگى، به نوعى از اجزايى درونى و لاينفك تشكيل مىگردد كه معرّف اصلى آن فرهنگ و عامل قوام و وجه تمايز آن فرهنگ بر ساير فرهنگهاست، در اين صورت، اجزاى درونى و لاينفكّ فرهنگ انتظار كدام است؟
فرهنگ انتظار و اركان اربعه آن
هرچند تعريف جامع و مانع و مشتركالاذهانى از واژه فرهنگ تاكنون صورت نگرفته و در اختيار نيست، امّا در مجموع مىتوان گفت كه فرهنگ از چهار عنصر مشخّص، يعنى عقايد، آرمانها، ارزشها و هنجارها تشكيل شده است كه با در نظر گرفتن اجزاى چهارگانه فوق، بايد گفت: هنگامىكه از فرهنگ انتظار سخن مىگوييم، در واقع از عقيدهاى مستحكم، مستدل، مقبول و مشترك همه مذاهب و اديان، چه آسمانى و چه غير آسمانى و همچنين از آرمانى فطرى، جهانى، ابدى، پويا و زنده و مترقّى سخن مىگوييم كه پاسدار و مدافع كامل تحقّق ارزشهاى الهى و انسانى، مانند عدالت، صلح، امنيت، آزادى و كرامت انسانى در روى زمين براى همه بشريت است و معرّف يك الگوى هنجارى و رفتارى و يك «سبك زندگى ايمانى» اسلامى و مؤمنانه و مجاهدانه به نام سبك زندگى منتظرانه، است كه از چهار ركن ركين كه كاملًا متّصل و وابسته و پيوسته به يكديگر مىباشند؛ يعنى
١. امامباورى،
٢. امامپيروى،
٣. امامشيفتگى،
٤. امامياورى
تشكيل شده است؛ به گونهاى كه تنها با تحقّق و سارى و جارى شدن اين اركان اربعه در بستر زندگانى، هم فردى و هم اجتماعى شخص منتظر است كه مىتوان گفت: انتظار شخص منتظر، انتظار حقيقى بوده و انسان منتظر داخل در فرهنگ خاصّ انتظار گرديده؛ به نحوى كه سبك غالب و حاكم بر زندگانى وى، همان سبك زندگى منتظرانه