ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - تأويل دابّةالأرض در روايات
بازگشت فاروق اعظم
ماهبانو قياسى
گويى گره خوردن نام حضرت امير (ع) با مفهوم و معناى عدل چيزى انكار ناشدنى است. به خاطر چنين گره و پيوندى است كه بىآنكه خطّى از روايات را بخوانيم، از خودمان مىپرسيم: مىشود زمان گسترده شدن عدل در تمام جهان باشد و حضرت على (ع) نقشى در اين ماجراى عظيم نداشته باشند؟! آنگاه كه سرى به روايات مىزنيم، مىفهميم كه حضرت اميرالمؤمنين، على (ع) به زمين بازخواهند گشت؛ نه يك بار؛ بلكه دو بار در هنگامه ظهور رجعت خواهند كرد؛ چنانچه خودشان مىفرمايند:
«ألا أنا الذى أقتل مرّتين و أحيى مرّتين؛[١]
آگاه باشيد كه من آن كسى هستم كه دو بار كشته مىشود و دو بار زنده مىگردد.»
به حضرت على (ع) در دو دسته از روايات به عنوان كسى كه بازگشت مىكنند، اشاره شده است: دسته اوّل، رواياتى است كه به رجعت دابّة الأرض اشاره دارند و دسته دوم، رواياتى به طور كلّى، بازگشت ائمّه معصومان (ع) به زمين را بيان مىكنند.
الف) بازگشت دابّة صاحب ميسم
تركيب دابّة الأرض، به معناى جنبنده زمين، عبارتى قرآنى است كه در تفاسير روايى، آن را به حضرت اميرمؤمنان (ع) تأويل و تفسير كردهاند. اين جنبنده كه آمدنش از نشانههاى ظهور امام عصر (عج) دانسته شده،[٢] در بيشتر روايات با عبارت صاحب ميسم و صاحب عصا همراه گشته است.
واضحترين آيه درباره دابّه آيهاى است كه خداوند متعال در آن مىفرمايد:
«وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ؛[٣]
و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاى را از زمين براى آنان بيرون مىآوريم كه با ايشان سخن گويد كه: «مردم [چنانكه بايد] به نشانههاى ما يقين نداشتند و آن روز از هر امّتى، گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردهاند، محشور مىگردانيم. پس آنان نگاه داشته مىشوند تا همه به هم بپيوندند.»
آيه اخير، يكى از واضحترين و روشنترين آيات مربوط به رجعت است؛ چرا كه در آن، به بازگشت گروهى از مردم اشاره مىكند؛ در حالى كه همه مىدانيم كه در قيامت كبرا، همه انسانها، بدون استثنا زنده مىشوند؛ چنانچه امام صادق (ع) از حماد بن عثمان پرسيدند: «مردم درباره اين آيه: «روزى كه از هر جمعى دستهاى را محشور كنيم» چه مىگويند؟» عرض كرد: مىگويند: مربوط به قيامت است. فرمودند: «چنين نيست. درباره رجعت است؛ مگر در قيامت، خدا از هر جمعى، دستهاى را محشور مىكند و ديگران را وامىگذارد؟! آيه قيامت اين است: «وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً؛[٤] همه را محشور مىكنيم و احدى را وانمىگذاريم.»[٥]
تأويل دابّةالأرض در روايات
درباره آيه «دابّةالأرض» از امام صادق (ع) نقل شده است:
«روزى شخصى به عمّار گفت: آيهاى در كتاب خدا هست كه دل مرا فاسد گردانيده و مرا به شك انداخته است. عمّار گفت: كدام آيه است؟ گفت: آيه «وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ ...» اين دابّه چگونه جنبندهاى است؟ عمّار گفت: به خدا سوگند! كه نمىنشينم و نمىخورم و نمىآشامم تا اين دابّه را به تو بنمايم! پس عمّار با آن شخص به خدمت حضرت اميرالمؤمنين (ع) آمد و آن حضرت، خرما و روغن تناول مىفرمودند. پس حضرت فرمودند: «اى ابواليقظان (كنيه عمّار)! بيا!» عمّار نشست و مشغول خوردن شد. آن مرد تعجّب كرد از اينكه عمّار قسم خورده [؛ ولى به قسمش عمل نكرده است]. پس وقتى عمّار برخاست، آن مرد گفت: يا ابااليقظان! تو قسم ياد كردى كه نخورى و نياشامى و ننشينى تا دابّه را به من بنمايى. [پس چرا چنين نكردى؟!] عمّار گفت: اگر عقل دارى، به تو نشانش دادم.»[٦]
همچنين از ابابصير نقل شده است كه امام صادق (ع) فرمودند: «اميرالمؤمنين (ع) در مسجد خوابيده بود. پيغمبر (ص) آمدند، پاهايشان را حركت داده و فرمودند: «اى جنبنده زمين! برخيز.» مردى گفت: يا رسول اللّه! ما هم يكديگر را به اين نام بخوانيم؟ فرمودند: «نه. به خدا! اين لقب اختصاصى او است. او جنبندهاى است كه خدا مىفرمايد: «هنگامى كه عذاب واجبشان شود، جنبندهاى از زمين بيرون آوريم كه با آنان سخن گويد.»[٧]
همچنين در روايتى طولانى و خواندنى كه رسول خدا (ص) و ابوذر غفارى در آن، القاب و مقامات حضرت اميرمؤمنان (ع) را برمىشمرند،