ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - اصل خصوصى سازى اقتصاد و جلوگيرى از انحصار طلبى
خويش است، پاداشى بزرگتر از مجاهدان در راه خدا دارد.»[١]
توجّه به اصل مالكيت
مالكيت فردى از حقوق طبيعى و فطرى انسان است و امام با در نظر گرفتن اين حقّ طبيعى مىفرمايند: «... سرقت تحريم شد؛ چون مايه فساد اموال و كشتن مردمان است و به اين علّت كه دستدرازى و غصب اموال ديگران موجب كشتار و درگيرى و حسدورزى است و اينها مردم را به رهاكردن داد و ستد فرامىخواند؛ زيرا در صورت تجاوز به مال ديگران، هيچكس نسبت به مالى كه به دست آمده است، بر فرد ديگر اولويت ندارد.»[٢]
مديريت مصرف
يكى از ياران امام مىگويد: از امام دربارهچگونگى تأمين مخارج خانواده جويا شدم. فرمودند: «مخارج خانواده حدّ وسط است ميان دو روش ناپسند ... آيا نمىدانى كه خداوند زيادهروى و سختگيرى را ناخوشايند داند؟»[٣]
امام كمال ايمان را بعد از ژرف شناختن دين، اندازه داشتن در زندگى مىدانند: «تا سه خصلت در آدمى نباشد، حقيقت ايمان او كمال نمىيابد: ژرف شناختن دين، اندازه داشتن در زندگى و پايدارى در مصيبتها.»[٤]
توجّه به پديده فقر
در كلام پيامبر خدا (ص) فقر دشوارتر از مرگ معرفى شده است. در انديشه رضوى نيز فقر به عنوان عامل سلب شخصيت انسان معرفى شده است: «هرگاه دنيا به سوى انسانى روى آورد، نيكىهاى ديگران را به او مىدهد. هرگاه به كسى پشت كند، نيكىهاى خودش را نيز از او مىگيرد ... همانا بينوايى، كليد بدبختى و بيچارگى است.»[٥]
با توجّه به آموزههاى رضوى و بيانات رسيده از ايشان، عواملى باعث ايجاد پديده فقر مىشود كه بايد مورد توجّه قرار گيرند:
ظلم
«آنگاه كه انسان مال يتيم را به ستم بخورد، بىترديد چون اين است كه او را كشته و او را دست به گريبان تهىدستى و بينوايى كرده است.»[٦]
تباهسازى اموال
«بىگمان خداوند گفتار بيهوده و تباهسازى اموال و زياد درخواست كردن را دشمن مىدارد.»[٧]
اعتماد به مدير خائن
«انسان امين به تو خيانت نكرده است؛ بلكه تو به خائن اعتماد كردى.»[٨]
كسب مال از راههاى حرام «... و چيزهايى را حرام و ممنوع يافتيم كه مردمان را به آنها نيازى نيست؛ بلكه آن چيزها فسادآور است و نابودكننده و هلاكتبار.»[٩]
نپرداختن مالياتهاى اسلامى
«قانون زكات براى تأمين زندگى بينوايان وضع شد.»[١٠]
دورى از صله رحم
امام در جواب شخصى كه از او سؤال مىكند: آيا در مال تكليفى جز زكات است؟ مىفرمايند: «بله. پس اين فرموده خداوند درباره صله ارحام و امثال آن كجا رفت: «كسانى كه آنچه خدا به پيوند دادن آن فرمان داده، پيوند مىدهند و از خداى خويش مىترسند و از سختى حساب بيم دارند.»[١١]
بىتوجّهى به مددكارى اجتماعى
«بدانيد كه پس از ايمان به خدا و اعتراف به حقوق اهل بيت، توانمندان را مكلّف كرده است تا براى اداره امور بيماران زمينگير و ديگر مبتلايان قيام كنند.»[١٢]
اصل خصوصىسازى اقتصاد و جلوگيرى از انحصار طلبى
امام در نامهاى به مأمون از او مىخواهند تا از استئثاركنندگان بيزارى جويد. استئثار به اين معناست كه انسان مال و متاع يا چيزى را كه مورد ميل و رغبت و نياز ديگران است، ويژه خود سازد و دست ديگران را از آن كوتاه كند. منظور از اين طبقه، سرمايهداران با نفوذ هستند كه اقتصاد را از پويايى و سلامت دور مىكنند و با انحصار منابع قدرت و