ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ٦ گوش
مراحل ايمان، «قلب» است. البتّه منظور از قلب، قلب سرخرنگ درون سينهمان نيست؛ بلكه منظور، باطن اين قلب و حقيقت آن است كه وظيفه او در بدن، هدايت ديگر اعضا است.
در روايات آمده است كه ولايت اهل بيت (ع) به همه اعضاى بدن عرضه شد و قلب در اين ميان، نقش محورى را بازى مىكند. امام صادق (ع) فرمودند:
«خداى تبارك و تعالى ايمان را بر اعضاى بنىآدم واجب ساخته و قسمت نموده و پخش كرده است و هيچ عضوى نيست، جز آنكه وظيفهاش غير از وظيفه عضو ديگر است. يكى از آن اعضا، قلب انسان است كه وسيله تعقّل و درك و فهم اوست و نيز فرمانده بدن اوست كه اعضاى ديگر، بدون رأى و فرمان او در كارى ورود و خروج نمىكنند.»[١]
در ادامه اين روايت، حضرت صادق (ع) شرح دادهاند كه وقتى قلب انسان ولايت را پذيرفت، نوبت ديگر اعضا (چشم، گوش، زبان، دست و پا و ...) مىشود تا وظيفه ايمانى خود را انجام دهند. در نهايت، وقتى تمام اعضاى بدن، تحت فرماندهى قلب، وظايف خود را انجام دادند، ايمان و عمل با هم همراه مىشود و ولايتپذيرى به طور كامل انجام مىگردد.[٢]
بنابراين مىتوان اعضاى بدن را به شرط سلامت، از اعضاى كمككننده به انسان در مسير ايمان دانست.
بيان اين نكته نيز ضرورى است كه قلب با گناهان تيره مىشود و با نيكى كردن، جلا مىيابد. بنابراين قلبى انسان را در راه رسيدن به خداوند كمك مىكند كه گناهكار و آلوده به تيرگىها نباشد.[٣]
٥. چشم
از همراهان تأثيرگذار در ميان قواى باطنى، مىتوان از «چشم» نام برد. امام صادق (ع) در روايتى كه در آن، عرضه ايمان به همه اعضاى بدن را برشمردهاند، درباره تكليف چشم در برابر ايمان فرمودند:
«و بر چشم واجب شد كه به آنچه خدا بر او حرام كرده است، ننگرد و از آنچه خدا نهى فرموده و برايش حلال نيست، روىگردان شود. همين عمل ايمانى چشم است ...»[٤]
چشم، در بسيارى از آيات قرآن، به معناى چشم قلب به كار رفته است و كسى كه چشم قلبش بينا باشد، «صاحب بصيرت» خوانده شده است. امام صادق (ع)، با استفاده از آيه «لاتَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ»،[٥] عبرتگيرى را از وظايف چشم قلب مىدانند و درباره تأثير آن در تقويت ايمان مىفرمايند:
«گمراه گشت آنكه جاهل بود و هدايت يافت آنكه بينا بود و خرد ورزيد. همانا خداوند عزّوجل مىفرمايد: «چشمها كور نمىشود؛ بلكه چشمان قلبها كه در سينههاست، كور مىگردد.» چگونه راه راست يابد آنكه بينايى ندارد؟ و چگونه بينايى به هم رساند آنكه تدبّر و عاقبتانديشى نمىكند؟»[٦]
٦. گوش
گوش نيز همانند چشم در مرحله عرضه ايمان وظيفهاى بر عهده دارد كه امام صادق (ع) آن را اينگونه تبيين مىفرمايند:
«و خداوند بر گوش واجب ساخته كه از شنيدن آنچه خدا حرام كرده، دورى گزيند و از آنچه خداى عزّوجل نهى فرموده و براى او حلال نيست و از شنيدن آنچه خدا را به خشم آورد، روگردان شود و در اينباره فرموده است: «به تحقيق خدا در كتاب بر شما نازل فرموده كه چون بشنويد آيههاى خدا را منكر مىشوند و مسخره مىكنند، با آنها منشينيد تا در سخنى ديگر وارد شوند.» [...] و فرمود «و چون لغوى شنوند، از آن روى بگردانند و گويند ما اعمال خود را داريم و شما اعمال خود را.» و فرمود «و زمانى كه بر لغو و ناپسندى مىگذرند، با بزرگوارى مىگذرند.»
اين است وظيفه ايمانى كه بر گوش واجب شده كه به آنچه برايش حلال نيست، گوش فرا ندهد.»[٧]
چنانچه گوش انسان، مجراى ورود حلال و حرامهاست، گوش قلب نيز مجراى ورود الهامات الهى و شيطانى است تا قلب از ميان آن دو، دست به انتخاب بزند. امام صادق (ع) با اشاره به اين الهامات فرمودند:
«مؤمنى نيست؛ جز آنكه قلبش از درون دو گوش دارد: گوشى كه وسواس خنّاس در آن مىدمد و گوشى كه فرشته در آن مىدمد و خدا مؤمن را به سبب فرشته تقويت مىكند و همين است گفتار خداى تعالى: «آنها را به وسيله روحى از جانب خود تقويت كرده است.»[٨]
همچنين امام صادق (ع) در تفسير آيه «فَمَنْيُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ»[٩] به نقش كليدى گوش در معرفت قلب و انتخاب