ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - هند
خاصيت برگ تو چيست؟ شاخههاى تو چه دردى را دوا مىكند؟ دانههاى تو چقدر ماندگار است و براى درمان كدام بيمارى مفيد است؟ شيرهات، شفاى چه دردى است؟ گياه پاسخ مىداد و حضرت داوود (ع) اين اطّلاعات را به گوش مردم مىرساند.»
در گذر تاريخ، هر تمدّن، ملّت و هر قومى، چون «بابل»، «چين»، «هند»، «مصر»، «آشور»، «پارس» و «يونان» هر كدام از طريقى، ذخاير علم طبّ را كه با وحى آغاز شده بود، غنى مىساختند و بر اساس آزمون، خطا و تجربه از اين علم آگاه مىشدند؛ چنانكه مىگويند طرز معالجه در زمان قديم چنان بوده است كه ناخوشها را در كنار جاده مىگذاشتند و در خصوص رفع بيمارى از افرادى كه از آنها مىگذشتند، سؤال مىپرسيدند تا اگر يكى از عابران به همان مرض مبتلا شده و با روش درمانى خاصّى، شفا يافته بود، تجربه شخصىاش را به آن بيمار بگويد. سپس به سخن او عمل مىكردند و گاهى مفيد واقع مىشد. همچنين توسط نبوغ، الهام و بهرهگيرى از قانونمندى حاكم بر طبيعت، به مطالبى دست مىيافتند كه باعث كشف و گسترش هر چه بيشتر علم طبّ مىشد.
طبّ، پيش از پيدايش تاريخ
دورههاى مختلف طبّ پيش از تاريخ، جنبههاى نيمه تجربى و نيمه جادويى داشته است.
بابل
طبّ در بابل، حدود ٤٠٠٠ سال قبل از يونان ظهور پيدا كرد و كار طبابت بر عهده روحانيون بود. حمورابى، شاه بابل (٢٠٠٠ ق. م.) در قانون خود براى طبيب، پاداش و امكانات قرار داده بود. مردم بابل از نجوم بهره داشتند و تأثير ستارگان و اجرام آسمانى را در بيمارىها دخيل مىدانستند و به تفأل (فال نيك) و تطير (فال بد) معتقد بودند.
چين
در تمدّن چينى كه مربوط به ٣٥٠٠ ق. م. است، نيز سه عامل جادوگرى، طبابت و روحانيت را در درمان مؤثّر مىدانستند؛ خصوصاً تمدّن متشكّل حاشيه «رود يانگ تسه».
هند
هنديان، حيات را وابسته به دم (نفخه) مىدانستند كه سبب حركت آدمى بود. آنها معتقد بودند كه وقتى زندگى براى انسان ميسّر مىشود كه حال اعتدال بين نفخه باطنى، خون و صفرا برقرار باشد و با به هم خوردن اين اعتدال، بيمارى بروز مىكند و كار پزشك رفع عدم اعتدال و برگرداندن سلامتى است.
در هند قديم، به دليل وفور گياهان مختلف و با پى بردن به خواصّ آنها، ١٠٧ نوع گياه شفابخش پرستيده و از آنها براى بهبود بيمارىها، رفع سموم، تب و مارگزيدگى استفاده مىشد. هنديان در درمان بيمارىها