ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - در طلب فضل خداوند
د آيه از قرآن كريم توصيه به مصرف مىكند و مىفرمايد: «بخوريد و بياشاميد»؛ يعنى مصرف كنيد از نعماتى كه خداوند به شما داده است؛ امّا «حَلالًاطَيِّباً»؛ يعنى اينكه هم حرام نباشد و هم نجس نباشد و دقّت كنيد كه چه مىخوريد كه شامل لقمه حلال و حرام مىباشد.
در «سوره اعراف، آيه ٣٢» مىفرمايد:
«قُلْمَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛
اى پيامبر! بگو چه كسى زينتى را كه خداوند براى بندگانش بيرون آورده و روزىهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو آن در قيامت مخصوص كسانى است كه در دنيا ايمان آوردند. اينچنين آيات را براى گروهى كه مىدانند، بيان مىكنيم.»
پس مصرف اينها اشكالى ندارد؛ امّا حلال بودن آنها مهم است و در واقع آنچه كه شريعت به ما گفته مىتوانيد از اين راهها كسب حلال كنيد، مىشود حلال و آنچه شريعت گفته از اين راه نمىتوان كسب حلال كرد و اين راه حرام است، مىشود كسب حرام و در نتيجه پول حرام.
با توّجه به وضعيت مشاغل كنونى كه حلال و حرام با هم آغشته است، چطور مىتوان حلال را از حرام تشخيص داد و تفكيك نمود؟
از نظر من، اين مسئله كاملًا مشخّص است و انسان خودش مىداند هنگامى كه وقتش را به جاى خاصّى اختصاص داده است، بايد زمانش را براى كار در همانجا صرف كند و نه در جاى ديگرى يا كار ديگرى و اين موضوع كاملًا قابل تشخيص است و در مورد سودهاى بانكى، مراجع مشخّص كردهاند كه اگر قرارداد به صورت مضاربه، مزارعه و مساقات باشد، كاملًا حلال است و اشكال شرعى ندارد. وقتى كه ما به مرجع تقليد مراجعه مىكنيم، مرجع تقليد بايد به اقتصاددان مراجعه كند و ببيند اين كار با مكانيزم ربا هست يا خير و مرجع تقليد مسئول است كه به مردم پاسخ بدهد و اگر گفت رباست، پس رباست و مقلّد بايد حرف او را گوش كند.
جنبههاى فردى و اجتماعى لقمه حرام و تبعات و آثار آن بر روى فرد و اجتماع كدامند؟
هر چيزى را كه مىخوريم به ما يك انرژى مىدهد و آن انرژى اگر از راه حلال به دست آمده باشد، صرف كارهاى حلال و اگر از راه حرام به دست آمده باشد، صرف كارهاى حرام مىشود؛ مثلًا مواقعى حال عبادت و نماز خواندن نداريم و بايد برويم ببينيم كه چه خوردهايم و در جنبه فردى بيشتر اين است كه روى نيت و فكر اثر مىگذارد. روى تصميمات ما هم اثر مىگذارد و خطرناك مىشود. در جنبه اجتماعى وقتى كه مال ديگران را مىخوريم، با اين كار به مال ديگرى تعدّى كردهايم و امنيت اجتماعى از بين مىرود و درگيرى و توحّش ايجاد مىكند؛ يعنى در واقع، حالت امنيت و آرامش و يك زندگى خوب در كنار يكديگر از بين مىرود.
نحوه مصونيت بخشيدن به خانواده، از كلام وحى چيست؟
در وهله اوّل در قرآن، درباره بحث حلال و طيب، بحث يتيم را داريم:
«إِنَّالَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً؛
همانا كسانى كه مال يتيمان را با ستمگرى مىخورند.»
«وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ؛
و اموال آنان را با ضميمه اموال خودتان نخوريد.»
وقتى كه دين را بررسى مىكنيم، مىبينيم سفارش شده به اينكه وقتى مىخواهيد قرض بگيريد، شاهد بگيريد، كاتب هم بگيريد؛ يعنى هم شاهدى وجود داشته باشد و هم بنويسيد كه مبادا حقّ كسى ضايع بشود كه اين خود يك فرهنگسازى است و مسئله فرهنگسازى در رعايت لقمه حلال و حرام خيلى مهم است. وقتى كه من مىبينم مادر من و پدر من به مال مردم خيلى اهميت مىدهند، پس به من فرزند هم انتقال داده مىشود و من هم به اموال مردم اهميت مىدهم و من اين را از خانواده، از پدر و مادر يادگرفتهام و اين آثار بسيار خوبى دارد؛ امّا حالا متأسّفانه مىبينيم كه قرضها و بدهىها خيلى راحت پرداخت نمىشود.
خداوند در قرآن در چندين مورد، پيامدهاى حاصله از مال حرام خوردن فرمودهاست::
«إِنَّالَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً؛
كسى كه دارد مال يتيم را مىخورد، ظهور معنوىاش اين است كه شكمش را پر از حرام نموده و آتش مىخورد و در روز قيامت با آتش جهنّم و به سعير داغ مىشود و مىسوزد.»
بنابراين يك برخورد معنوى دارد كه در برزخ خودش را نشان مىدهد و يك بروز اخروى دارد.
و در قرآن در جاى ديگرى آمده است:
«يَوْمَيُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ...؛
روزى كه آن گنجها را در آتش جهنم سرخ كنند و با آن پيشانىها و پهلوها و پشتهايشان را داغ زنند وگويند: اين آن گنجى است كه براى خودتان ذخيره كرده بوديد ...»
اگر كسى مالى را كنز كند، شبيه احتكار و انفاق نكند و با خود بگويد پولهايم را روى هم بگذارم و از اين كار لذّت ببرد و مالش را انباشته كند؛ مثلًا موادّ خوراكى كه مردم احتياج دارند، انبار كند و بعداً به قيمت گران بدهد، اين همان كنز است. قرآن مىفرمايد: اين سكّههايى را كه اينها نگه داشتهاند، ما به پيشانىشان و پهلوهايشان و پشتهايشان، يعنى در روز قيامت به پيشانىشان داغ مىزنيم. جبهه همان جبههاى است كه مردم با آن رو به رو مىشده؛ پهلوهايشان، يعنى پهلو خالى مىكرده از كمك كردن به ديگران؛ پشتهايشان، يعنى همان بارى بوده كه روى پشتهايشان انبار مىكرده و به دوش مىگرفتهاند و خداوند با تعبيرات بسيار زيبا اين مسائل را مطرح مىكند.