ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - ٣ نيروهاى غيبى
ايمان به تبع دريافت علم اشاره كردند و فرمودند:
«به درستى كه خدا، هرگاه خوبى را به بندهاى اراده كند، در دلش نشانهاى را از نور پديد آورد و گوشهاى دل او را بگشايد و فرشتهاى را بر او بگمارد كه او را به راستى و صواب بدارد و هرگاه بدى را به بندهاى اراده فرمايد، در دلش نشانه سياهى را پديد آورد و گوشهاى دل او را ببندد و شيطانى را بر او بگمارد كه او را گمراه گرداند.»[١]
٧. زبان
زبان، از همراهان اصلى قلب در اثبات ايمان است. اهمّيت اين همراهى تا جايى است كه در تعريف ايمان از رسول اعظم (ص) آوردهاند:
«الْإِيمَانُ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَان؛[٢]
ايمان عبارت است از اقرار به زبان و معرفت با قلب و عمل با اعضاى بدن.»
با بررسى آيات قرآن كريم، مىتوان گفت مهمترين نشانه منافقان از نظر قرآن، در «ناهماهنگى قلب و زبان» بيان شده است. به بيان ديگر، «بر زبان آوردن چيزى كه در دل نيست»، از نشانههاى نفاق برشمرده شده است. از اين ميان، مىتوان به «آيات ١١٨ و ١٥٤ و ١٦٧ آلعمران» اشاره كرد.
امّا وظيفه ايمانى زبان و همراهى او با قلب در اين حوزه، به روايت امام صادق (ع) چنين است:
«خدا بر زبان واجب ساخته، گفتار و بيان از جانب دل را به آنچه باور كرده و اقرار نموده است. خداى تبارك و تعالى مىفرمايد: «به مردم سخن نيكو گوييد.»[٣] و فرموده: «گفتند به خدا و آنچه به ما و شما نازل شده ايمان آورديم و خداى ما و شما يكى است و ما تسليم او هستيم.»[٤] اين است آنچه خدا بر زبان واجب كرده و اين عمل زبان است.»[٥]
٨. قواى اجرايى، دست و پا
در تقسيم وظايف ايمانى براى دست و پا كه قواى اجرايى و عمل انسان هستند نيز وظايفى در نظر گرفته شده است. لبّ اين وظايف در «ترك گناهان و مقدّمات آن» و «انجام واجبات» است. اين وظايف در روايت عرضه ايمان بر اعضاى بدن به تفصيل، از زبان امام صادق (ع) بيان شده است.[٦]
در روايات مختلف نيز آمده است كه برخى اعمال و معاصى، روح ايمان را از فرد مىگيرد. در اين ميان نقش و عمل دست و پا كه وسيله عمل به اين معاصى هستند، انكارناپذير است. از امام صادق (ع) درباره برخى از اعمالى كه ايمان را زائل مىكند، آمده است:
«هر كه زنا كند، از ايمان خارج شود و هر كه شراب بنوشد، از ايمان خارج شود و هر كه يك روز از ماه رمضان را عمداً افطار كند، از ايمان خارج شود ...»[٧]
قواى بيرونى انسان
خارج از جان و بدن انسان، آيات و نشانههاى بسيارى هستند كه خداوند آنها را به عنوان راهنماى انسان قرار داده است. همه آنها را مىتوان در سه عنوان خلاصه كرد:
١. فرستادگان خداوند، انبيا و اوصيا
تاريخ چند صد هزار ساله حضور موجودات در زمين، هرگز بدون وجود امام و راهنماى خداوند نبوده است؛ چنانچه امام صادق (ع) فرمودند:
«اگر در زمين جز دو نفر باقى نباشند، يكى از آن دو امام (حجّت) است.»[٨]
اين هم از روى لطف خداست كه انسانها را هرگز بدون راهنما رها نكرده است. اين نكته هم گفتنى است كه انبياى الهى و اوصياى آنها، از حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم الاوصيا (عج) همگى مبلّغ يك خداوند و يك راه بودند و همگى آنها بر مسير آل محمّد (ص) تأكيد مىكردند. در اينباره مىتوان به توسّلهاى انبيا به اهل بيت (ع) اشاره كرد كه نمونهاش در روايات بسيار است.
٢. آيات الهى
به قول استادان اخلاق:
همه موجودات، آيت و به عبارتى آيت الله هستند.» آنها مىگويند: آيت به معناى علامت و نشانه است و همه موجودات در عالم امكان، علامت اشاره و آيهاى هستند كه به سوى خالق خود راه مىنمايند. به قول شيخ محمود شبسترى
|
به نزد آنكه جانش در تجلّى است |
همه عالم كتاب حقتعالى است[٩] |