ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و هفتم
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
مسلمانان در گذرگاه تاريخ
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
امام، حقيقت نازل شده از عالم غيب
٨ ص
(٦)
نحوه ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)
١٠ ص
(٧)
فاطمه زهرا (س) حوريه اى انسان گونه
١١ ص
(٨)
همه درها به جز در خانه امام على (ع)
١٢ ص
(٩)
سرداب سامرّاء
١٦ ص
(١٠)
انتظار لحظه به لحظه
١٩ ص
(١١)
درآمدى بر ابعاد مفاسد و جرايم اقتصادى و پيامدهاى آن بر امنيت ملى
٢١ ص
(١٢)
مقدّمه
٢٢ ص
(١٣)
بيان مسئله
٢٢ ص
(١٤)
تعريف مفاهيم
٢٣ ص
(١٥)
فساد و جرم اقتصادى
٢٣ ص
(١٦)
امنيت ملّى
٢٣ ص
(١٧)
مهم ترين تهديدها و آسيب پذيرى هاى امنيت اقتصادى
٢٣ ص
(١٨)
مهم ترين مصاديق و عناوين فساد و جرم اقتصادى
٢٤ ص
(١٩)
تيپ شناسى مجرمان اقتصادى
٢٥ ص
(٢٠)
عوامل شكل گيرى مفاسد و جرايم اقتصادى
٢٧ ص
(٢١)
كاركردهاى فساد و جرم اقتصادى بر امنيت اقتصادى و ملّى
٢٧ ص
(٢٢)
در مسير كسب حلال
٢٩ ص
(٢٣)
كنكاشى در سيره اقتصادى امام رضا (ع)
٢٩ ص
(٢٤)
توجّه به اصل مالكيت
٣٠ ص
(٢٥)
مديريت مصرف
٣٠ ص
(٢٦)
توجّه به پديده فقر
٣٠ ص
(٢٧)
ظلم
٣٠ ص
(٢٨)
تباه سازى اموال
٣٠ ص
(٢٩)
اعتماد به مدير خائن
٣٠ ص
(٣٠)
نپرداختن ماليات هاى اسلامى
٣٠ ص
(٣١)
دورى از صله رحم
٣٠ ص
(٣٢)
بى توجّهى به مددكارى اجتماعى
٣٠ ص
(٣٣)
اصل خصوصى سازى اقتصاد و جلوگيرى از انحصار طلبى
٣٠ ص
(٣٤)
توجّه به موضوع ربا
٣١ ص
(٣٥)
در طلب فضل خداوند
٣٢ ص
(٣٦)
آثار تحديد نسل و كنترل جمعيت بر خانواده و تربيت فرزندان
٣٥ ص
(٣٧)
پدر و مادر، نخستين الگوى فرزند
٣٨ ص
(٣٨)
قواى الهى انسان در رسيدن به كمال
٣٩ ص
(٣٩)
قواى درونى انسان
٣٩ ص
(٤٠)
1 فطرت
٣٩ ص
(٤١)
2 عقل
٤٠ ص
(٤٢)
3 نفس لوّامه
٤٠ ص
(٤٣)
4 قلب
٤٠ ص
(٤٤)
5 چشم
٤١ ص
(٤٥)
6 گوش
٤١ ص
(٤٦)
7 زبان
٤٢ ص
(٤٧)
8 قواى اجرايى، دست و پا
٤٢ ص
(٤٨)
قواى بيرونى انسان
٤٢ ص
(٤٩)
1 فرستادگان خداوند، انبيا و اوصيا
٤٢ ص
(٥٠)
2 آيات الهى
٤٢ ص
(٥١)
3 نيروهاى غيبى
٤٢ ص
(٥٢)
خانواده سالم، پيش نياز جامعه سالم
٤٤ ص
(٥٣)
روز اخراج آدم از بهشت!
٤٥ ص
(٥٤)
تاريخچه طبّ
٤٧ ص
(٥٥)
مبدأ علم طبّ
٤٨ ص
(٥٦)
طبّ، پيش از پيدايش تاريخ
٤٩ ص
(٥٧)
بابل
٤٩ ص
(٥٨)
چين
٤٩ ص
(٥٩)
هند
٤٩ ص
(٦٠)
مصر
٥٠ ص
(٦١)
عبرى ها
٥٠ ص
(٦٢)
آشور
٥٠ ص
(٦٣)
پارس ها (طبّ درايران باستان)
٥٠ ص
(٦٤)
جرّاحى در ايران باستان
٥٠ ص
(٦٥)
آب درمانى درايران باستان
٥٠ ص
(٦٦)
نوردرمانى در ايران باستان
٥٠ ص
(٦٧)
گياه درمانى در ايران باستان
٥٠ ص
(٦٨)
يونان
٥٠ ص
(٦٩)
طبّ بقراطى
٥١ ص
(٧٠)
ارسطو
٥١ ص
(٧١)
روم
٥١ ص
(٧٢)
اشكانيان
٥١ ص
(٧٣)
طبّ، پس از پيدايش تاريخ
٥١ ص
(٧٤)
جندى شاپور و دانشگاه آن
٥٢ ص
(٧٥)
ظهور اسلام و جايگاه طبّ
٥٢ ص
(٧٦)
تابان تر از خورشيد!
٥٣ ص
(٧٧)
نگاهى گذرا به زندگى نامه حضرت معصومه (س)
٥٤ ص
(٧٨)
سيده شريفه
٥٧ ص
(٧٩)
سفر از چين تا طالقان بر روى ابر
٥٨ ص
(٨٠)
اكونوميست خاورميانه؛ اوّل قربانى تغييرات آب و هوايى و سپس جنگ
٦٠ ص
(٨١)
كريم آقاخان كيست؟ فرقه اسماعيليه چيست؟
٦٢ ص
(٨٢)
انحرافات عقيدتى فرقه
٦٣ ص
(٨٣)
تشكيلات فرقه
٦٣ ص
(٨٤)
گسترش فرقه اسماعيليه در قرن اخير
٦٤ ص
(٨٥)
شبكه توسعه آقاخان و جمهورى اسلامى ايران
٦٥ ص
(٨٦)
آب زمزم آلوده به ويروس FunVax
٦٦ ص
(٨٧)
گفتند در مجامع عمومى ماجراى آلودگى آب زمزم را بيان نكنيم!
٦٧ ص
(٨٨)
آب زمزم مطهّرترين و گواراترين آب دنيا بود؛ امّا
٦٧ ص
(٨٩)
بيوتروريسم؛FunVax ويروسى كه توان عبادت و شور معنوى را مى گيرد
٦٨ ص
(٩٠)
دستكارى ژنتيكى براى نابودى ايمان مسلمانان
٦٩ ص
(٩١)
برنامه هاى طولانى مدّت براى كنترل جمعيت مسلمانان
٦٩ ص
(٩٢)
بازگشت فاروق اعظم
٧١ ص
(٩٣)
الف) بازگشت دابّة صاحب ميسم
٧١ ص
(٩٤)
تأويل دابّةالأرض در روايات
٧١ ص
(٩٥)
وظيفه دابّة الأرض در زمين
٧٢ ص
(٩٦)
ب) بازگشت دوم خليفه اوّل
٧٣ ص
(٩٧)
اصلاح نظام بانكى، كارى كه بر زمين مانده است
٧٤ ص
(٩٨)
تپش قلب اقتصاد در گرو بانك ها
٧٤ ص
(٩٩)
تجهيز كم هزينه
٧٤ ص
(١٠٠)
تخصيص كارا
٧٥ ص
(١٠١)
نظارت، كليد كنترل بانك ها
٧٥ ص
(١٠٢)
مرد پسته فروش
٧٦ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - نحوه ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

معرفت تمام و كشف آن حقيقت را در مى‌يافتند و اين راه بر آنان مسدود نمى‌ماند.

امام صادق (ع) فرمودند:

«خدا (ارواح) ما را از نور عظمت خويش آفريد، آنگاه آفرينش ما را (يعنى پيكر ما را يا صورت مثالى ما را) از گلى در خزانه و پوشيده از زير عرش، صورتگرى كرد و آن نور را در آن، جايگزين ساخت و ما مخلوق و بشرى نورانى بوديم و براى هيچ‌كس از آنچه در خلقت ما نهاد، بهره‌اى قرار نداد و ارواح شيعيان ما را از گل ما آفريد و بدنشان را از گلى در خزانه و پوشيده، پايين‌تر از گل ما آفريد و خدا هيچ‌كس را جز انبيا از خلقت ايشان بهره‌اى نداد؛ از اين‌رو، ما و آنها آدمى شديم و مردم ديگر خرمگسانى كه سزاوار دوزخند و به سوى دوزخ مى‌روند.»[١]

همين روايت، پرده از تفاوت آفرينش و حقيقتى كه از آن سخن مى‌گوييم، برمى‌دارد. ضمن آنكه جعل مقام خليفةاللّهى ايشان به نحو تام و احراز شأن قائم مقامى خداوند متعال، ضرورت اين تفاوت را بيان مى‌كند. به جز اين در مراتب پايين و صورت مادّى نيز، خداوند انعقاد نطفه امام را متمايز ساخته است.

حسن بن راشد مى‌گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى‌فرمودند:

«زمانى كه خداى تبارك و تعالى بخواهد امام را خلق كند، به فرشته‌اى دستور دهد كه شربتى از آب زير عرش گرفته به پدر امام بياشاماند. پس آفرينش امام از آن شربت است. آنگاه چهل شبانه روز در شكم مادر است و صدا نمى‌شنود و بعد از آن، گوشش براى شنيدن سخن باز مى‌شود و چون متولّد شود، همان فرشته مبعوث شود و ميان دو چشم امام مى‌نويسد «كلمه پروردگارت به راستى و عدالت پايان يافت. كلمات او را دگرگون‌كننده‌اى نيست و او شنوا و داناست.» و چون امامِ پيش از وى درگذرد، براى او مناره‌اى از نور افراشته مى‌شود كه به وسيله آن، كردار همه مردم را مى‌بيند و خدا بر خلقش بدان وسيله احتجاج مى‌كند.»[٢]

به عبارت ديگر، به رغم تصوّر ما، اهل بيت (ع) در صورت انسانى و امّا حقيقتى قدسى براى بشر جلوه كرده‌اند تا مجال هدايت و راهبرى انسان‌ها و ارائه بينات لازم به آنها، براى خلاصى از ضلالت و كشف حقيقت فراهم آيد؛ در حالى كه خود، مخلوقى متفاوت و جلوه‌گر شده در كالبد بشرى‌اند.

نحوه ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س)

در ماجراى نحوه ميلاد حضرت فاطمه زهرا (س) روايت شگفتى نقل شده است كه نشان مى‌دهد چگونه خداوند متعال در انعقاد صورت بشرى امّ الأئمّه (س) دخالت نموده و كيفيتى متفاوت، كنترل و هدايت شده را درباره ايشان مرعى داشته است.

روايت شده است:

روزى رسول خدا (ص) در «ابطح» به همراه عمّار بن ياسر، منذر بن ضحضاح، ابو بكر، عمر، على بن ابى طالب (ع)، عبّاس بن عبد المطّلب و حمزة بن عبد المطّلب نشسته بودند كه جبرئيل (ع) در صورت عظماى خود فرود آمده و بال‌هاى خود را در طرفين مشرق و مغرب خود پهن نموده و گفت:

اى محمّد! خداوند بلند مرتبه تو را سلام مى‌رساند و امر مى‌كند كه چهل روز از خديجه دورى نمايى.

اين كار براى پيامبر (ص) بسيار دشوار بود؛ زيرا خديجه (س) را بسيار دوست و به وى دل‌بستگى فراوان داشتند. پيامبر (ص) پس از اين فرمان، چهل روز را روزه گرفتند و چهل شب را به بيدارى و عبادت خداوند متعال گذرانيدند، در روزهاى آخرين، عمّار بن ياسر را به سوى خديجه (س) فرستادند و به وى پيغام دادند:

«اى خديجه! خيال نكنى كه دليل دورى من از تو، به سبب غضبى است كه نسبت به تو دارم؛ بلكه خداوند متعال اين دورى را امر فرموده و من براى امتثال فرمان او چنين مى‌كنم و تو جز خير، در اين مورد هيچ انديشه ديگرى نداشته باش كه خداوند متعال در هر روز، چند بار به سبب تو بر ملائكه مباهات مى‌ورزد. هنگام شب پشت درب را محكم كن و به آسودگى بخواب و بدان كه من در اين ايّام، در منزل مادرم، فاطمه بنت اسد (مادر على بن ابى طالب (ع)، يعنى در منزل عمويم) هستم.

خديجه (س) در دوران اين دورى، در هر روز، چند بار محزون و انديشناك مى‌شد.

پس از اتمام چهل روز، جبرئيل (ع) بر پيامبر (ص) فرود آمد و عرضه داشت:

اى محمّد! خداوند بر تو درود مى‌فرستد و تو را امر مى‌كند تا از تحفه و هديه او بهره‌مند گردى.

پيامبر (ص) فرمودند:

«تحفه پروردگار عالميان چيست و مژده او كدام است؟»

جبرئيل (ع) عرضه داشت: نمى‌دانم.

در اين حال، ميكائيل (ع) فرود آمد و همراه او طبقى بود كه با پارچه‌اى پشمى پوشيده شده بود و آن را در مقابل پيامبر (ص) گذارد و جبرئيل (ع) نزديك آمده و عرضه داشت: اى محمّد! خداوند فرمان مى‌دهد كه امروز را با اين طعام افطار كنى.

على‌بن ابى طالب (ع) مى‌فرمايند:

«هنگامى كه پيامبر (ع) اراده افطار مى‌نمودند، به من امر مى‌كردند كه درب خانه را باز كنم تا هر كه مايل است، داخل شود و از آن طعام استفاده نمايد؛ ولى در اين شب، پيامبر مرا بر درب خانه قرار داده و فرمودند: «اين طعام خاص، براى غير من حرام است.»

سپس پارچه را از روى طبق برداشتند و در زير آن خوشه‌اى از خرما و خوشه‌اى از انگور بود.

رسول اكرم (ع) به اندازه كافى از آنها خوردند و آب كاملى نيز نوشيدند و جبرئيل (ع) بر دستان او آب ريخت و ميكائيل (ع) دستانش را با آن آب شست و اسرافيل (ع) آنها را خشك نمودند و باقى طعام و ظرف آب را به آسمان بازگردانيدند. پس از آن، پيامبر (ص) برخاستند تا نماز بگزارند كه جبرئيل (ع) جلو آمد و عرض كرد:

نماز در اين وقت براى تو حرام است تا آنكه به منزل خديجه (س) بروى و او را ديدار كنى و با وى هم‌بستر شوى كه خداوند اراده كرده است كه از صلب تو در اين شب ذرّيّه‌اى طيّبه متولّد نمايد.

رسول خدا (ص) شتابان به سوى منزل خديجه (س) به راه افتادند.»

خديجه (س) مى‌فرمايد:

من به تنهايى عادت كرده بودم؛ لذا وقتى شب مى‌شد، سرم را مى‌پوشانيدم و پرده را مى‌انداختم و درب را مى‌بستم و پشت آن را