ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ظهور اسلام و جايگاه طبّ
جندى شاپور و دانشگاه آن
«جندى شاپور» يكى از هفت شهر اصلى «خوزستان» بوده كه نقش بسيار مهمّى از تاريخ طبّ باستانى ايران داشته است. برخى معتقدند تأسيس اوّليه اين شهر توسط آريايىها بوده و شاپور دوم، فرزند اردشير ساسانى آن را تجديد بنا كرده و پايتخت وى شد و برخى ديگر معتقدند كه خود شاپور آن را براى استقرار اسيران يونانى بنا نهاد و در همان شهر، دانشگاه «جندى شاپور» را تأسيس نمود. بعدها در زمان شاه ديگر ساسانى، انوشيروان اين دانشگاه به شدّت پيشرفت كرد و انوشيروان با سياست و درايت توانست آرامش را در سراسر كشور برقرار سازد. در سايه اين آرامش، عدّهاى از علما و دانشمندان امپراطورى «روم شرقى» به ايران آمدند و بسيارى از علما و حكما و اطبّا از سراسر جهان نيز جذب اين دانشگاه شدند. طبّ جندى شاپور برگرفته از طبّ ايران، هند و يونان بود. روشهاى جديد درمان بيمارىها همگام با فنّ داروشناسى توسعه يافت؛ در واقع به اين معنا كه پزشكان جندى شاپور روشهاى علمى ملل ديگر را اخذ و با معلومات و نظريات خود تكميل كرده و روشى را برگزيدند كه روشى ايرانى بود. به نظر آنها، غذا بايد به اندازه كافى رطوبت و حرارت داشته باشد تا رطوبت آثار زيانبخش خشكى و حرارت زيادى را دفع كند و هوايى كه در غذا است، جذب بدن شود و قسمت خالى غذا با عنصر خاك كه در مزاج است، بياميزد؛ از جمله غذاهاى ساسانيان، خورشت شامى، خورشت خراسانى، خورشت رومى و خورشت دهقانى بود.
خورشت شامى: گوشت سرد+ برگ معطّر+ مرغ بريان+ قرقاول.
خورشت خراسانى: گوشت كباب يا گوشت پخته در ديگ+ كره+ كمى گياه.
خورشت رومى: شير+ شكر+ عسل+ برنج+ كره.
خورشت دهقانى: گوشت گوسفند نمك زده و خوابانده در رب انار.
ظهور اسلام و جايگاه طبّ
اسلام شكل وحيانى طبّ را كامل نمود و مانند غربالى آنچه اصيل و الهى بود، تميز داد و روح اصالت، استشفا و مصونيت را به كالبد فيزيكى و بىجان آن دميد. پيامبراكرم (ص) در زمينههاى مختلف سلامتى، تغذيه، خوراكىها و نوشيدنىها، تعاليم و كلام بسيار ارزشمندى را بيان فرمودند كه در واقع، قرار دادن طبّ در جايگاه اصيل خود و زدودن خرافات و اعتدال بخشيدن به نحوه تفكّر و بينش در مورد درمان، طلب درمان و چگونگى آن مىباشد و امامان معصوم (ع) در دوران ٢٥٠ ساله امامت آشكارشان، ميراث گرانبهاى حديث، شاهراه و مسير اصلى طبّ را كه پيامبراكرم (ص) مشخّص و مبين نموده بود، آشكار و نورانى، فرا روى مسلمانان گشودند و با تذكّرات لازم و يادآورى نكات عميق و دقيق، عوامل انحراف آن را از ميان برداشتند. آنان با يقين به الگوهاى واقعى درمان و شناخت بيمارى، مسلمانان را در سالهاى فتره نيز تنها و سرگردان رها نكردند. كتب گرانبهاى حديثى از ائمّه معصومان (ع) از زبان مبارك ايشان توسط محدّثان اسلامى به جاى مانده كه از آنها مىتوان به كتب ارزشمند «طبّ الرضا (ع)»، «طبّ الصادق (ع)» و «طبّ امام على (ع)» اشاره كرد.
در اين ميان، علما و حكماى ايران به آميزهاى دست يافتند كه به تعبيرى، آلياژى بود مركب از فلزّات هند، چين، يونان، مصر و «بينالنّهرين» كه در كوره اسلام و اهل بيت (ع) گداخته شد و گزيدهاى با مشخّصات، ويژگىها، مبانى، اصول متقن و پا برجاى علم طبّ در اختيار انسانها قرار داد و امّا سخن پايانى در اين نوبت، اين است كه:
طبابت، كار خداوند است.
«قرآن كريم»، از ابراهيمِ خليل (ع) نقل مىكند كه فرمود:
«وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ؛
و چون بيمار شوم، او (خداوند) شفايم مىدهد.»
اين سخن بدين معناست كه طبابت، كار خداوند متعال است و طبيب واقعى اوست. خداوند است كه خواصّ درمانى را در داروها نهاد و در نظام آفرينش براى هر دردى دارويى آفريد و به انسان، استعداد شناخت دردها و داروها و چگونگى درمان آنها را عنايت كرد و بدينسان، او را مظهر نامهاى «طبيب» و «شافى» خود قرار داد؛ چنانكه پيامبران الهى نيز براى درمان بيمارىهاى جان، مَظهر اين نامهاى مقدّس هستند.
منابع:
(١). طبّ سنّتى و اسلامى، وبلاگ.
(٢). كتاب «طبّ اسلامى، گنجينه تندرستى»، دكتر سيد رضا منتظر، مقدّمه حسين خيرانديش.
(٣). مقاله مربوط به روز جهانى بهداشت، فارس.
(٤). تاريخچه طبّ در اسلام و ايران، وبلاگ.
(٥). دو فصلنامه تخصّصى قرآن و علم، بهار و تابستان ٩٠.