ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - فاطمه زهرا (س) حوريه اى انسان گونه
مىانداختم و خداى را عبادت مىكردم و چراغ را خاموش مىنمودم و مىخوابيدم. در آن شب به خصوص، هنوز نخوابيده بودم كه پيامبر (ص) آمده و در را به صدا در آوردند. من پرسيدم: كيست كه در خانه مرا مىزند؛ در حالىكه كسى غير از محمّد اين درب را به صدا در نياورده است؟
و صداى متين پيامبر (ص) را از آن سوى در شنيدم كه فرمودند:
«اى خديجه! در را باز كن كه من محمّد هستم.» من در حالىكه خوشحال بودم، برخاسته و در را باز كردم. پيامبر داخل منزل شده ظرف آب را طلبيدند تا وضو بسازند و نماز بگزاردند. پس از آن، دو ركعت نماز خفيف به جاى آوردند. سپس به سوى بستر رفتند. وى در اين شب، نماز زيادى به جاى نياوردند؛ بلكه دست مرا گرفته و بر بسترش نشانيدند و ميان ما آنچه كه ميان همسران واقع مىشود، واقع گرديد. والله! كه در همان شب، ثقل و سنگينى فاطمه را در بطن خود احساس كردم.[١]
فاطمه زهرا (س) حوريهاى انسانگونه
با اين تمهيد است كه حضرت زهرا (س) از زبان حضرت ختمى مرتبت، محمّد مصطفى (ص) معرفى شده است تا خلق عالم، دريابند:
اينان برگزيدگانى هستند كه از عالم قدسى والا نازل شده و بر پهنه زمين استقرار يافتهاند.
از سلمان نقل شده است: بعضى از زنان پيامبر (ص)- منظور عايشه است- به رسول خدا (ص) گفتند: اى رسول خدا! چقدر فاطمه را دوست دارى؛ در حالىكه هيچيك از اهل بيتت را اينقدر دوست نمىدارى!
پيامبر (ص) فرمودند:
«هنگامى كه به سوى آسمان برده شدم، جبرئيل (ع) مرا نزد درخت طوبى برد. پس ميوهاى از آن را چيده و پوست آن را گرفت و به من داد تا بخورم و سپس با دست خود بين دو كتف مرا مسح كرد و گفت: اى محمّد! خداوند تو را به دخترى به نام فاطمه از همسرت خديجه بشارت مىدهد و هنگامى كه به زمين بازگشتم، خديجه (س) به فاطمه (س) حامله گرديد. پس هرگاه شوق بهشت پيدا مىكنم، او را در برمىگيرم و از وى بوى بهشت را استشمام مىنمايم. پس فاطمه، حوريّهاى انسانى است.»[٢]
جابر جعفى، از قول حضرت امام صادق (ع) روايتى در شأن و منزلت حضرت فاطمه زهرا (س) نقل مىكند كه هر انسان صالح و مؤمنى از آنهمه جلالت به حيرت مىافتد. امام مىفرمايد:
«حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفريد و هنگامى كه نور وجود فاطمه (س) درخشيد، آسمانها و زمين به نورش روشن شده و ديدگان فرشتگان از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند: اله و معبود ما! سرور و مولاى ما! اين نور چه خصوصيّتى دارد كه اين قدر تابان و روشن است؟
خداوند متعال به آنها وحى فرمود: «اين نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كردهام. آن را از عظمت خويش آفريدم. آن را از صلب پيامبرى از پيامبران كه بر تمام انبيا تفضيل و برترىاش داده، خارج نمودهام. از اين، نور پيشوايانى را كه به امر من قيام مىكنند و مردم را به طرف من هدايت مىنمايند، بيرون مىآورم. اين پيشوايان را پس از انقطاع وحى جانشينان خود در روى زمين قرار مىدهم.»[٣]
خلق مادر ائمّه (ع)، از نور عظمت حضرت خداوند متعال و صورت و كالبد جسمانى حضرت از غذاى بهشتى، از ايشان، حوريهاى تجلّى يافته در صورت انسانى ساخته است تا از دامن ايشان، فرزندانى پاى بر عرصه خاك بگذارند كه همه خداوند از خلق هستى، يعنى جعل خليفه على الاطلاق برآورده شود.
اين معنا، درباره حضرت فاطمه زهرا (س) و نيز به استناد روايات پيشين، درباره همه اهل بيت (ع) صادق است. اگر جز اين باشد، معنى طهارت ايشان از رجس و پليدى مكشوف نمىشد؛ چنانكه همه معنى عصمت نيز از همين مسير قابل شناسايى است. در واقع، بدون اين مقدّمات لازم، شرط طهارت از هرگونه رجس و پليدى محقّق نمىشود.
حضرت امام محمّد باقر (ع) در تفسير آيه مباركه: «فَآمِنُوابِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا؛[٤] پس ايمان آوريد و بگرويد به خدا و فرستاده او (كه محمّد است) و آن، نور و روشنى كه فروفرستاديم.» اين نور نازل شده را، نور امامان از اولاد محمّد مصطفى (ص) معرّفى كرده و فرمودهاند: